به بهانه انتشار فيلم مغزهاي كوچك زنگزده در شبكه نمايش خانگي
تامل در آن سوي دو جهان مجازي
كامل حسيني
به موازات درازاي زمان اكران يك فيلم در سينما و يا در زمان پخش در شبكه نمايش خانگي، ديالوگ يا گسترش فهم پيشين و حتي گاه شكلگيري تضادِ فهم و برداشتها در عين پيشفرض آشكار روايت ممكن است هر لحظهاي اتفاق بيفتد؛ اكنون از خود بايد پرسيد كه با پايان درازاي زمان سياه روايت هومن سيدي در دو جهان سينما و خانه فهم جهانِ سياه واقعيگونه اتفاق خواهد افتاد. سكانس اول فيلم، آغاز كشمكش لابهلاي كنش مغزهاي كوچك است؛ كنشي كه با سكانس بعدي بازي كودكان در پسزمينه فاجعههاي زندگي كودكي مسعود گامي رو به جلوتر ميرود. فيلم مغزهاي كوچك زنگزده با ميزانسن سياهش، ديالوگهاي تند و نماهاي نزديك و نزديك متوسط از شاهين، شخصيتپردازي موفق زندگي فلاكتبار خانوادهاي را بازگو ميكند كه با گرهافكني و تعليق ماجراي لو رفتن فيلم خواهر شكور پيرنگ اصلي خودش را آغاز ميكند؛ البته پيش از گرهافكني تعليقآميز ماجراي لو رفتن فيلم شهره، سكانسي ديگر هم بر شدت و عمق تعليق ناشي از لو رفتن فيلم ميافزايد؛ دقت كنيم به سكانس حاضر كردن پسربچهاي كه قصد بريدن گوش او را دارند. در واقع، پيرنگي كه بيشترين بحرانهاي دراماتيك خودش را در بطن همان ميزانسن سياه برخواسته از زندگي سياه پيريزي كرده است وحشيانهترين كنش را هم از درون خودش بيرون ميآورد درست زماني كه شكور در عين خونسردي كوچكترين برادرش را وادار به خفه كردن خواهرش ميكند. كنش جنايي تلاش براي خفه كردن خواهرشان بر سر قضيه لو رفتن فيلم از بحرانهايي زاده شد كه نخست، شاهين و سپس شكور به سبب مغز كوچكشان نتوانستند از حل آن برآيند تا سرانجام منجر به چنين كنش وحشيانهاي توسط يك پسربچه شود كه خود نيز در همان سن عاطفي قرباني آن ميشود.
البته اين بار مهمترين غافلگيري روايت هومن سيدي از دل همين تعليق بيرون ميآيد كه خود نيز به مثابه يك بحران ديگر جهت روايت را كاملا دگرگون ميكند و به طرز جذابي پيرنگ را به پيش ميبرد. دگرگونيهاي تدريجي ذهن و روان شخصيت شاهين در عين برخي اشكالهاي آن زير سايه برخي كنشهاي حمايتگرانه پدر شكور از دخترش در ميانه روايت، تناسب زيبايي با پيشرفت نهايي كشمكشها و حل بحرانها را شكل دادهاند؛ تو گويي در درازاي زمان هر دو مانند همان چوپان دلسوز بدل به همان پدر دلسوز ميشوند. در پايان بايد گفت فهم رودررويي نگاه پسربچه و شاهين در پايانيترين سكانس هم درازاي زمان ميطلبد تا ماهيت تكثر معنايياش روشن شود كه البته زمان نخستين تلاش براي درك ماهيت اين نگاه متقابل رازآلود، نخست در جهانِ روايت سينمايي و سپس جهش اين تلاش براي درك آن در جهانِ نمايش يك شبكه خانگي است اما دوباره تماشاگر همچنان در ابهام است! اما شايد راز موفقيت كارگردان در اين است كه از ميانه دو جهانِ مجازي سينما و خانه ما را به تامل دلسوزانه در فهم ماهيت واقعي نگاه يك پسربچه و ديگر قربانياني فرا ميخواند كه نسخه واقعي آنها در آن سوي دو جهان مجازي، مدام در حال تكثير است.