• ۱۳۹۹ شنبه ۱۰ آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
online كانال تلگرام روزنامه اعتماد

30 شماره آخر

  • شماره 4660 -
  • ۱۳۹۹ سه شنبه ۱۳ خرداد

نگاهي به ميراث برجا مانده از علامه محمد قزويني به بهانه سالمرگش

سيري در كارنامه علامه

جواد بشري

ميراث برجاي‌مانده از علامه محمد بن عبدالوهاب قزويني (15 ربيع‌الاول 1294ق/ فروردين 1256ش- 6خرداد 1328)، به چند دليل، الي‌الابد شايسته توجه مي‌نمايد. يكي اينكه او از نخستين پيشگامان فن تصحيح متون فارسي به معني جدي آن در ايران معاصر است. پس براي درك تكوين و تكامل كار او در اين مسير، لازم است هميشه به آثار او توجه داشته باشيم. همچنين، او در بسياري از جست‌وجوها و تتبعات خويش، به ‌سبب آشنايي عميق با فرهنگ ايران و زبان فارسي و عربي و نيز شماري از مهم‌ترين زبان‌هاي غربي، نكات و بدايعي را ثبت كرده كه نه فقط به ‌خاطر پيشگام‌بودن او پراهميت جلوه مي‌كند، بلكه بسياري از آنها بي‌اغراق همچنان بديع، درست و كاملا عميق و عالمانه است. مطلب ديگر، مساله دسترسي‌هاي او به گنجينه‌ها و كتابخانه‌هاي بزرگ شرق‌شناسي در مغرب‌زمين است. هر چند، با پيشرفت كتابخانه‌هاي مجازي و ديجيتال، امروزه تصوير شمار زيادي از منابع و مصادري كه او مثلا در پاريس بدان‌ها مراجعه مي‌كرده، در دسترس محققان قرار دارد. اما از اين نظر نيز، يافته‌ها و كشفيات قزويني در مراجعه به مثلا يك كتاب خطي و چاپ‌نشده كه در فهارس اِدگار بلوشه، گنجور و فهرست‌نگار كتب شرقي كتابخانه ملي پاريس، يافته و در فرصتي مقتضي به اثري خاص مراجعه كرده، گاه همچنان راهگشا و ارزنده به نظر مي‌رسد. 
ميراث قزويني، در چند شكل بر جاي مانده است: 
الف. يكي كتاب‌ها و مقالات چاپ‌شده اوست كه در عهد حياتش به طبع رسيد و در دسترس همه محققان و جست‌وجوگران قرار دارد. 
ب. بخش ديگري از اين ميراث، چند دفتر صحافي‌شده، چندين بسته فيش و شماري كاغذ است كه اغلب در كسوت «يادداشت‌هاي قزويني» و «مسائل پاريسيه»، جمعا در چهارده جلد، به همت استاد ايرج افشار به چاپ رسيده است. دفترهاي صحافي‌شده قزويني، پس از آنكه مطالب آنها به طبع رسيد، از طرف استاد افشار به كتابخانه مركزي دانشگاه تهران هديه مي‌شد تا اگر در آينده كسي به دنبال تطبيق محتواي آنها با دستخط قزويني بود، در دسترس باشد (آخرين آنها، چندي پس از درگذشت استاد افشار و طبق وصيت مكتوب ايشان روي جلد دفتري از دفاتر قزويني، به‌واسطه لطف دوستان گرامي‌ام، محمدافشين ‌وفايي و پژمان فيروزبخش و با لطف جناب آرش افشار، به كتابخانه مركزي دانشگاه واصل شد).
ج. يادداشت‌ها و برخي اشارات و علامات قزويني در حواشي كتاب‌هاي كتابخانه شخصي‌اش. بدنه اصلي كتابخانه شخصي او را شمار زيادي كتاب چاپ اروپا، مصر، هند، عثماني (تركيه)، ايران و جز آن تشكيل مي‌داد كه تا آن روزگار، كمتر به صورت يكجا در اختيار يك پژوهشگر و محقق ايراني قرار داشته است. همچنين، تعداد قابل‌توجهي نسخه خطي در تملك قزويني بود كه بسياري از آنها را از ايران و به‌ واسطه ارتباطات وسيعش با عرضه‌كنندگان كتاب، علي‌الخصوص از طريق عباس اقبال و برخي ديگر تهيه مي‌كرده است. 
د. فهرستي كه قزويني با ياري مجتبي مينوي، براي كتابخانه شخصي خود فراهم آورده و در اينجا بيشتر به معرفي آن پرداخته مي‌شود. كتابخانه شخصي قزويني، از نخستين گنجينه‌هاي نفيس آثار ايران‌شناسي در كشور به شمار مي‌رود كه از تمام مراكزي كه قزويني به آنها دسترسي داشته فراهم آمده است. چندين پژوهش كتابشناختي و تاريخي لازم است تا دقيقا دريابيم كه او براي تهيه اين كتاب‌ها از سراسر جهان، آن‌هم تنها در يك برهه كوتاه (در آخرين سال‌هاي اقامتش در اروپا، پس از آنكه وضع اقتصادي‌اش اندكي بهتر شد)، چگونه منابع تحقيقات خود را تيزبينانه از كتابفروشي‌هاي داير در اوايل قرن بيستم شناسايي و آنها را از طريق مكاتبات پرشمار و نامه‌نگاري‌هاي متعدد، خريداري مي‌كرده است. پس از آنكه قزويني به ‌سبب برافروخته‌شدن آتش جنگ بين‌الملل دوم به ايران بازگشت، كتابخانه خود را نيز به ايران آورد. كتابخانه‌هاي بزرگان فضل و دانش در آن روزگار، البته از نظر آمار، پرشمار نبود و كتابخانه‌هاي خصوصي نسل‌هاي بعدي، مثلا كساني چون عباس اقبال، سيد حسن تقي‌زاده، مجتبي مينوي، جلال‌الدين همايي، محمد معين، بديع‌الزمان فروزانفر و ديگران، هم از نظر تعداد و هم از نظر كيفيت، گاه بر كتابخانه بنيانگذار ايرانشناسي نوين (قزويني)، برتري داشت. اما در كتابخانه قزويني، هم تعدادي كتاب چاپي نادر وجود داشت كه او با امكانات وسيعش در پاريس آنها را خريداري كرده بود و همچنان، نسخه‌هاي آن كتب چاپي در ايران كمياب بوده و هست و هم شماري كتاب خطي و نيز عكس‌هاي باكيفيت و واضح از كتب خطي كتابخانه‌هاي مهم جهان وجود داشت كه به هر شكل، يگانه بود و همچنان نظيري ندارد. از همه اينها مهم‌تر، يادداشت‌هايي است كه او در حواشي برخي  كتاب‌هاي كتابخانه شخصي خويش ثبت كرده و اگر محك و معيار قدما را در به شمار آوردن «حواشي» به عنوان يك «نگارش» و «تصنيف» مستقل بپذيريم، او در حواشي بسياري از كتب كتابخانه شخصي خويش، آثار گرانقدري را پديد آورده است. 
كتابخانه قزويني، پس از درگذشتش او، به‌واسطه اقدامات فرهنگ‌دوستانه سيد حسن تقي‌زاده، وصي قزويني، براي كتابخانه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران، خريداري شد. اما مع‌الاسف، دهه‌ها، با بي‌مهري مطلق، كمترين بهره را به محققان رسانيد. باري، اكنون، به نظر مي‌رسد كه جاي شكوه و گلايه نيست و بهتر است درباره آنچه اكنون مي‌توان براي اين كتابخانه انجام داد سخن گفته شود. آنچه از كتب چاپي قزويني كه در حيات او نزد افراد به امانت نمانده و پس از درگذشتش نيز از سرقت و مفقود شدن در امان مانده (بايد در نظر داشت كه شمار قابل‌توجهي از كتب چاپي او در سال‌هاي نخست پيوستن آن به دانشكده، تك‌تك به سرقت مي‌رفته يا جابه‌جا مي‌شده است)، اينك در بخش مستقلي در مخزن «نفيس» كتابخانه دانشكده ادبيات و علوم انساني تهران حفظ شده  و اين، خود اقبالِ بزرگي است. كتب خطي او نيز، جزو مجموعه كتب خطي دانشكده ادبيات، در دهه پنجاه، به كتابخانه مركزي دانشگاه منتقل شد و در آنجا محفوظ است. انتقال اين كتب خطي، به همت و پيشنهاد استاد ايرج افشار، باني و رييس وقت كتابخانه مركزي دانشگاه، صورت گرفت. 
پيش‌تر اشاره شد كه قزويني، براي كتابخانه شخصي خود فهرستي تهيه كرده است. او براي اينكه خدمتكارش در پاريس بتواند هر كتاب را به راحتي و بر اساس يك شماره و كد كه در عطف كتاب چسبانيده شده بيابد و به سرعت آن را روي ميز كار قزويني بگذارد، اين فهرست را مهيا كرد. اما انگيزه اوليه تدوين اين فهرست، گويا خواهش مجتبي مينوي جوان، در ايام كوتاهي است كه او در پاريس، مرتب محضر علامه قزويني را درك مي‌كرده است. قزويني طي دو سال و در فرصت‌هاي به دست آمده بين تيرماه 1308 تا خرداد 1310 اين فهرست دقيق را تهيه كرده است. او ابتدا اطلاعات كتاب‌ها را روي كاغذهايي مجزا ثبت كرده و بعد از آنكه قزويني، يك سياهه ديگر از آنها در دفتري جدا برداشته تا نظم اصلي كتابخانه خويش را هميشه در ذهن داشته باشد، آن اوراق مستقل را الفبايي كرده و به صحاف سپرده تا آنها را در چهار جلد تجليد كند؛ چهار جلدي كه اينك، بهترين سند درباره كتابخانه ملكي قزويني تا خرداد 1310 است. اين فهرست چهارجلدي بزرگ و پرحجم، اينك در كتابخانه مركزي دانشگاه به شماره‌هاي 5472 تا 5475 نگهداري مي‌شود. تصويربرداري دقيقي از آن به همت اولياي كتابخانه مركزي تهيه شده و با صرف دقت و وقت بسيار، اكنون مهياي چاپ عكسي (عين دستخط قزويني) است. قزويني خود در معرفي اين چهار مجلد، در پشت برگ 740 (جلد سوم، يا به عبارت ديگر مجلد 1/5 از صورت كتابي آن- نسخه خطي شماره 5474 كتابخانه مركزي) مجددا توضيح مختصري داده است كه اين مقدمه، به نقل آن ختم مي‌‌شود: 
«فهرست كتابخانه محمد بن عبدالوهاب قزويني راقم اين سطور كه عبارت از همين فهرست حاضر باشد، جمع و ترتيب خود اين ضعيف در سنوات 1350- 1348 هجري قمري، نسخه خطي مورخه محرم 1350، در چهار مجلد. سه جلد اول در كتب شرقي و جلد رابع در كتب اروپايي: 
ج1: I,E,1 («آتشكده- خزائن الكتب في دمشق»)، 
ج2: I,E,2 («خزينة الاصفيا- فهرست شعراء خزانة الأدب»)، 
ج3: I,E,3 («فهرست كتابخانه آستان قدس- يوسف زليخاي فردوسي»)، 
ج4: I,E,4 (فهرست كتب اروپايي)»
وظيفه كنوني ما در قبال كتاب‌هاي  كتابخانه قزويني
الف. تشكيل بنياد يا گنجينه پژوهشي
 علامه قزويني
ب. بازسازي عناوين كتابخانه قزويني كه اكنون يكدست نيست و لازم است براي شناسايي كتب مفقودي، بر اساس فهرستي كه او خود براي كتابخانه خويش فراهم آورده و نيز فهرست تايپ‌شده‌اي (ماشين‌شده‌اي) كه در بدو انتقال كتب قزويني به دانشكده ادبيات، مسوولان وقت تهيه كرده‌اند، تك‌تك عناوين، شناسايي و سپس براي تهيه تصاوير كتب موجود اقدام شود. 
ج. تصويربرداري از نسخه‌هاي خطي او (محفوظ در كتابخانه مركزي دانشگاه تهران) و نيز تمامي كتب چاپي كتابخانه او (در كتابخانه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران). 
د. تحليل اوليه و طبقه‌بندي يادداشت‌هاي او در حاشيه و هامش كتاب‌ها.
ه. انتشار نسخه‌هاي معدود كاغذي (براي حفظ در بايگاني كتابخانه‌هاي مهم كشور) و نسخه‌هاي پرشمار روي لوح فشرده (سي‌دي) (براي استفاده محققان) از يادداشت‌هاي مهم‌تر (كه شايد بالغ بر چندده جلد بشود) و سپس عرضه تمامي اين يادداشت‌ها در سايتي مستقل در فضاي نت. 
اين كار، به ‌شكل انفرادي قابل اجرا نيست و مستلزم زمان‌بندي و برنامه‌ريزي است. در بخش دوم (بخش «ب»)، نگارنده اين سطور، سال‌هايي از عمر خويش را در تدوين و بازسازي كتابخانه اصلي قزويني اختصاص داد و اكنون، فهرستي كه قزويني به دستخط خود، آن را در چهار مجلد پربرگ تهيه كرده، مهياي چاپ در تيراژ محدود است. اما در بخش سوم («ج») كه تصويربرداري از كتب خطي و چاپي او باشد، مطلقا كاري صورت نگرفته است. اينك، اين يادداشت، به ‌مثابه عرضه يك دلنوشته براي ترغيب مديران فرهنگي كشور به اين امر مهم تقديم مي‌شود. نائل شدن به اهدافي كه در بخش‌هاي مربوط به بخش سوم به بعد ترسيم شده، پس از طي مرحله دشوار و حساس سوم («ج») خواهد بود و دست يافتن به آن تنها با همكاري گروهي از دانشوران و علاقه‌مندان به ميراث قزويني مقدور است. چنين شنيده‌ام كه ميراث برجاي‌مانده از ادوارد براون، شرق‌شناس معاصر قزويني، در انگلستان، به دقت حراست مي‌شود. ميراث پژوهشي مينورسكي، محقق هم‌روزگار و به ‌نوعي شاگرد قزويني نيز در روسيه، به بهترين شكل، حفظ شده و همان است كه محتويات آن را دكتر ناهيد عبدالتاجديني و دوست گرامي، دكتر گودرز رشتياني با عنوان «فهرست تفصيلي گنجينه پژوهشي مينورسكي» چندي پيش در ايران منتشر كردند. براي اوراق، يادداشت‌ها، كاغذها و حتي كارت‌پستال‌هاي برجاي‌مانده در كتابخانه خصوصي يكي از اسلام‌شناسان بنام اروپايي و از هم‌عصران قزويني، سايتي طراحي شده كه تصوير تك‌تك صفحات و مدارك و اسناد مربوط به او، در آن عرضه شده است. نمي‌دانم در ذهن ما چه مي‌گذرد؟ سال‌هاست در مراكز فرهنگي و كتابخانه‌ها و موزه‌هاي بزرگمان، به جاي عرضه، تنها به حبس ميراث گذشتگان پرداخته‌ايم و از نشر تصاوير آثار بسياري بزرگان، به بهانه‎‌هاي واهي، خودداري كرده‌ايم. گاه، تنبلي و سستي خويش را، با اين بهانه كه «ميراث فلان بزرگ را از سرقت‌هاي سارقان علمي بايد حفظ كرد»، دهه‌ها انبار كرده‌ايم. اين هشدار بسيار جدي است: شمار زيادي از يادداشت‌هايي كه قزويني و همچنين مجتبي مينوي (در كتابخانه شخصي او كه خوشبختانه اوضاع به‌سامان‌تري نسبت به كتابخانه قزويني دارد) در حاشيه كتاب‌ها ثبت كرده‌اند، با مداد نوشته شده و اگر به زودي از آنها تصويربرداري نشود، تا چند سال آينده، چيزي از آن نوشته‌ها خوانده نخواهد شد. مساله اسيدي شدن كاغذ هم هست. به هر حال، بايد هر چه سريع‌تر در اين باره اقدامي كرد. من‌بنده هم، خود، مدعي بهره‌مندي از هيچ منفعتي در اين مسير نيستم. اما اگر بتوانم تنها گردي از روي كتاب‌هاي علامه قزويني بزدايم، بسيار شاكر خواهم بود.


كتابخانه شخصي قزويني، از نخستين گنجينه‌هاي نفيس آثار ايران‌شناسي در كشور به شمار مي‌رود كه از تمام مراكزي كه قزويني به آنها دسترسي داشته فراهم آمده است. چندين پژوهش كتابشناختي و تاريخي لازم است تا دقيقا دريابيم كه او براي تهيه اين كتاب‌ها از سراسر جهان، آن‌هم تنها در يك برهه كوتاه (در آخرين سال‌هاي اقامتش در اروپا، پس از آنكه وضع اقتصادي‌اش اندكي بهتر شد)، چگونه منابع تحقيقات خود را تيزبينانه از كتابفروشي‌هاي داير در اوايل قرن بيستم شناسايي و آنها را از طريق مكاتبات پرشمار و نامه‌نگاري‌هاي متعدد، خريداري مي‌كرده است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون