• ۱۳۹۹ شنبه ۳ آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
online كانال تلگرام روزنامه اعتماد

30 شماره آخر

  • شماره 4769 -
  • ۱۳۹۹ يکشنبه ۲۷ مهر

چرا موسسان نهادهاي جامعوي هميشه شايسته تكريمند؟

رضا صميم

تاكنون نقدهاي بسياري به اقدامات، تاملات و نوشته‌هاي بزرگاني چون دكتر غلامعباس توسلي ايراد شده است. من بي‏آنكه بخواهم به خصوص در اين موقعيت كه فقدان جانسوز ايشان را تجربه مي‌كنيم، درباره صدق اين قبيل نقدها قضاوت كنم، مايلم اين نكته را تذكر دهم كه قضاوت منصفانه درباره افرادي چون دكتر توسلي تنها و تنها با پيش چشم‏داشتن شرايط بغرنجي ممكن خواهد بود كه او و هم‏نسلانش در آن مي‏زيستند. من افتخار شاگردي مستقيم ايشان را نداشتم اما در روزگار دانشجويي با يكي از هم‏نسلان و هم‏مسلكان ايشان (دكتر فريدون وحيدا استاد بازنشسته جامعه‏شناسي در دانشگاه اصفهان كه عمرش دراز باد) موانست و مجالست بسيار داشتم و در باب دشواري‏هاي اشتغال به جامعه‏شناسي در عصري كه در آن «انقلاب فرهنگي» به وقوع پيوسته بود از ايشان بسيار شنيده‏ام. در زمانه‌اي كه دفاع از حيثيت مستقل علوم انساني و اجتماعي دانشگاهي در برابر مدعيان غيردانشگاهي آن مخاطرات بسيار داشت، دكتر توسلي و هم‏نسلان ايشان- با هر انگيزه‏اي- از اين حيثيت مستقل دفاع كردند. دفاع آنهاست كه امروز امكان اشتغال من به جامعه‏شناسي را در دانشگاه مدرن ممكن كرده است.
 من نسل ايشان را پيش از آنكه مدافع علوم انساني و اجتماعي بدانم، مدافع دانشگاه مدرن مي‌دانم. دفاع از دانشگاه مدرن، به مثابه نهادي جامعوي (Societal) يعني نهادي كه امكان انحلال اقتدار متجسد را فراهم مي‏آورد، آرماني قابل ستايش و تكريم است. دشمنان دانشگاه نيز از آنجا كه اين نهاد چنين امكاني را فراهم مي‏آورد با آن در ستيز دايمند و چه جدال دشواري است مقابله با كساني كه به اين ويژگي منحصر‌به‌فرد دانشگاه مدرن در ايران پي برده‏اند. جدالي كه تا امروز نيز ادامه دارد و احتمالا در آينده نيز تا آنجا كه باشند كساني كه نفع‌شان در «صغارت» و بندگي مردمان باشد و نه در آزادي و بلوغ فكري ايشان، ادامه خواهد داشت. 
 دكتر توسلي و برخي از هم‏نسلان ايشان مردان ميدان چنين جدالي بودند و از اين نظر تا ابد شايسته تكريمند. به ياد بياوريم در ميانه دهه 1360 شمسي، آنجا كه احتمالا كار دفاع از دانشگاه دشوارتر از پيش شده بود، ايشان و برخي دوستان و همكاران‏شان به تاسيس «انجمن جامعه‏شناسي ايران» همت گماشتند. تاسيس انجمن، از نظر من تلاش براي تعميم منطق مدرن دانشگاه به بيرون از آن بود. اينكه چنين آرماني يعني تعميم منطق مدرن دانشگاه به بيرون از حصارهاي آن، امروزه تحقق يافته يا به دليل وجود مقاومت‏ها با اشكالات بسيار مواجه شده است، موضوع بحث من نيست. نكته قابل توجه در اينجا پيگيري آرمان دفاع از دانشگاه مدرن در قالب كمك به تاسيس و گسترش اجتماعات علمي مدرن است. امروزه حتي آنها كه به درست يا به غلط در كيفيت آثار مكتوبي كه از دكتر توسلي برجاي مانده است، تدقيق مي‌كنند نمي‏توانند سهم ايشان در پيگيري تحقق چنين آرماني را انكار كنند. نه اينكه توليد آثار با كيفيت و اصيل و نظريه‌هاي برجسته و راهگشا اهميتي نداشته باشد ولي حداقل براي من به عنوان يك جامعه‏شناس «عمل موثر» در جهت دفاع از وجود نهادهاي جامعوي كه بي‏شك تنها پديده‌هاي نظام‏مند رهايي ‏بخشند در شرايط ويژه‏اي كه اجتماع ما درگير آن است از اهميتي بسيار بيشتر از چنان توليداتي برخوردار است. نسل دكتر توسلي، در برابر نيروهاي سهمگين اجتماعي‏اي كه كارشان چيزي جز مقاومت در جهت ايجاد تغييري بنيادين در وضعيت زندگي انسان ايراني نبود، به جدالي فرسوده‏كننده اقدام كردند (نتايج اين فرسايش را مي‏شد در نحوه زندگي و سلامت جسمي استاد فقيد در دهه آخر زندگاني ايشان به وضوح مشاهده كرد). اين جدال هنوز به پايان نرسيده ولي ديرزماني است كه گويا امثال من به دلايلي متعدد ديگر تمايلي به ادامه آن از خود نشان نمي‏دهيم. اگر امروز دانشگاه ايراني در مقايسه با دوره‌هاي پيشينش شاهد افول است نه به اين سبب است كه آثار، پژوهش‌ها و نظريه‌هاي با كيفيت و اصيل توليد نمي‏شود، بلكه بيشتر بدين دليل است كه افرادي چون دكتر توسلي كه به جدال براي دفاع از حيثيت مستقل دانشگاه و علوم انساني و اجتماعي مدرن باور داشتند تعدادشان از انگشتان يك‏ دست نيز كمتر شده است. هنوز هم بايد جنگيد ولي چنين جنگي نيازمند مرداني است كه آرمان‏خواه باشند و گويا عصر ما، عصر مرگ همه آرمان‏هاست. فقدان استادان آرمان‏خواه كه كارشان بيش از آنكه «علمي» باشد، «عملي» بود، ضايعه‏اي جبران‏ناپذير است. دكتر توسلي و هم‏نسلان آنها به ما نشان دادند پر كردن رزومه‌ها، حداقل در شرايط بغرنجي كه به خصوص اجتماع ايراني در آن به سر مي‏برد، تنها كاري نيست كه از يك «دانشگاهي» راستين انتظار مي‏رود. كار يك دانشگاهي راستين جدال با دشمنان دانشگاه است و اين نيرويي بس عظيم مي‏طلبد. نيرويي كه نسل دكتر توسلي از آن، به دلايلي كه برشمردنش مجال بسيار مي‏خواهد، بهره‏مند بودند ولي ما از آن نابهره‏منديم. پرسش محوري در اين موقعيت آن است كه چگونه مي‏توان چنين نيرويي را بازيافت و آن را در جهت تداوم آرماني كه دكتر توسلي و هم‏نسلان‏شان داشتند به كار گرفت؟ مساله اصلي امروز ما اين است كه چگونه مي‏توان با دشمنان آزادي و دانشگاه جدال كرد نه اينكه چگونه مي‏توان كتاب ساخت يا مقاله منتشر كرد. اميد من آن است كه در روزگار تجربه چنين فقدان‏هاي بزرگي، آرمان‏هاي انساني دوباره راه خود را بگشايند و ما را به دفاع تمام قد از خودشان ترغيب كنند. 
استاديار  موسسه مطالعات فرهنگي واجتماعي

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون