• 1404 شنبه 8 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6127 -
  • 1404 شنبه 8 شهريور

30 روز سرنوشت‌ساز

روزنامه اعتماد در گفت‌وگوي اختصاصي با رحمان قهرمانپور بررسي مي‌كند

نوشين محجوب

تروييكاي اروپايي ماشه را فعال كردند و با ارسال نامه‌اي به شوراي امنيت سازمان ملل، فرآيند ۳۰‌روزه‌اي را براي بازگرداندن تحريم‌هاي بين‌المللي عليه ايران آغاز كردند، فرآيندي كه به واسطه قطعنامه ۲۲۳۱ شوراي امنيت، مي‌تواند همه تحريم‌هاي پيشين را احيا كند. در همين راستا عباس عراقچي، وزير خارجه كشورمان كنش اخير تروييكاي اروپايي را غيرقانوني، ناموجه و فاقد مباني حقوقي قلمداد كرد و بر پاسخ قاطعانه ايران تاكيد كرد.با اين همه شوراي امنيت روز جمعه با هدف بررسي تصميم اخير سه كشور اروپايي كه همانا فعال‌سازي ماشه است، نشستي را پشت درهاي بسته برگزار كرد. ماشه در حالي فعال شد كه سه‌شنبه گذشته ايران و تروييكاي اروپايي در سطح معاونين گردهم آمدند، هرچند اين نشست بدون نيل به نتيجه‌اي ملموس پايان يافت. با اين همه كاظم غريب‌آبادي تاكيد كرد كه هنوز زمان و مكان براي بازگشت به ديپلماسي وجود دارد، همزمان رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان نيز تصريح كرد كه ايران آماده مذاكره غيرمستقيم و اما مشروط با واشنگتن است. حال ناظران با استناد به رويكرد اخير كشورهاي اروپايي كه با استقبال آمريكا روبه‌رو شد، دو روايت از آينده پيش رو ترسيم كردند، گروهي با اشاره به خواست حداكثري غرب و عدم تمايل اين گروه از كشورها به انعطاف در مواضع‌شان براين باورند كه تعاملات پيش رو پيچيده‌تر شده و شانس ديپلماسي كاهش خواهد يافت. با اين همه هستند گروهي كه معتقدند، در اين بازه زماني 30روزه احتمال آنكه طرفين به توافقي نسبي دست يابند تا شانسي دوباره به ديپلماسي دهند، وجود دارد؛ هرچند در اين ميان نبايد رويكرد مخرب اسراييل و لابي‌هاي يهودي را ناديده گرفت. در همين راستا روزنامه اعتماد با هدف بررسي تحولات اخير درباره برنامه هسته‌اي و آينده ديپلماسي ايران و غرب، با رحمان قهرمان‌پور، كارشناس مسائل بين‌الملل، گفت‌وگويي اختصاصي انجام داده است.قهرمان‌پور تأكيد كرد كه تحولات حاكم بر روابط ايران و اروپا در بستري از بي‌اعتمادي فزاينده رخ داده و احتمال دستيابي به توافق در شرايط كنوني اندك است. او با اشاره به مواضع اخير اروپا تاكيد كرد كه تروييكاي اروپايي همچنان مكانيزم ماشه را به عنوان ابزار فشار و چانه‌زني در اختيار دارند، اما در سطح كلان همسو با امريكا حركت مي‌كنند و حاضر به عدول جدي از مواضع خود نيستند.

براساس گزارش‌هاي رسانه‌هاي غربي سه كشور اروپايي روز پنجشنبه فرآيند فعال‌سازي ماشه را فعال كردند تا به ادعاي خود تحريم‌هاي سازمان ملل را عليه ايران بازگردانند، اين فرآيند را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟انتظار مي‌رفت اين فرآيند روز شنبه يا يكشنبه كليد بخورد.

در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه شتاب اروپا براي ارسال نامه به شوراي امنيت جهت فعال‌سازي مكانيزم ماشه در روز پنج‌شنبه، احتمالا دو دليل دارد. از منظر خوش‌بينانه، اين اقدام مي‌تواند تلاشي از سوي اروپا براي فراهم كردن فرصت بيشتر براي توسل به ديپلماسي و هدايت ايران به سوي يافتن راه‌حل ديپلماتيك تلقي شود. در اين چارچوب، ارسال نامه روز پنج‌شنبه به جاي شنبه، فرصت دو روزه‌اي ايجاد مي‌كند كه در صورت پاسخ مثبت ايران، مي‌توان از آن در روند ديپلماسي بهره برد.اما از نگاه بدبينانه، شتاب اروپايي‌ها ممكن است ناشي از نارضايتي اين گروه از كشورها از نتايج نشست سه‌شنبه گذشته و همچنين تأكيد اروپا بر عزم قاطع خود در بازگرداندن مكانيزم ماشه باشد. در اين چارچوب، ارسال زودهنگام نامه پيامي به ايران تلقي خواهد شد كه نشان مي‌دهد اروپا در اعمال مكانيزم ماشه هيچ ترديدي ندارد و در صورت عدم رعايت خواسته‌هاي تروييكاي اروپايي، اين سه كشور بدون تأمل اقدام خواهند كرد.

سه كشور اروپايي مدعي‌اند كه تهران بايد ظرف 30روز تعهدات خود در ارتباط با برنامه هسته‌اي را اجرايي كند، اين در حالي است كه تهران تاكيد دارد اروپا و امريكا به واسطه عدول از تعهدات برجامي‌شان به لحاظ قانوني حق فعال‌سازي ماشه را ندارند. نخست، اين موضع‌گيري تهران را براساس سازو كار تعريف شده در قطعنامه 2231 چگونه تبيين مي‌كنيد؟ دوم: اختلاف نظرها ميان دو طرف موجب شد تا نشست روز سه‌شنبه ژنو بدون نيل به نتيجه‌اي ملموس پايان يابد، حال اين سوال برجسته مي‌شود كه در بازه زماني 30‌روزه طرفين قادرند در رويكرد خود انعطاف نشان داده و بستر را براي كاهش تنش و نيل به توافق نسبي هموار سازند.

شايان ذكر است كه روابط ايران و اروپا پس از آغاز جنگ اوكراين به سمت تشديد تنش‌ها و افزايش بي‌اعتمادي پيش رفته است. وضعيت فعلي حاكم بر روابط دو طرف نامطلوب است و مساله مكانيزم ماشه نيز بايد در اين بستر كلان و در عين حال متشنج تفسير شود. برخي تحليلگران بر اين باورند كه اروپايي‌ها همچنان از موضع ايران در قبال جنگ اوكراين ناخشنودند و واكنش تند اخير آنها در راستاي تداوم همان نگراني‌ها قابل ارزيابي است. به‌طور كلي، شرايط حاكم بر روابط ايران و اروپا در چند دهه اخير تا اين حد منفي نبوده است.در اين چارچوب، هم مواضع اروپا و هم مواضع ايران تندتر شده است. اروپا برخلاف رويكردهاي پيشين خود، خواهان توقف كامل غني‌سازي اورانيوم در ايران شده، در حالي كه پيشتر با ادامه غني‌سازي در خاك ايران موافق بود. از سوي ديگر، ايران نيز برخلاف تعاملات گذشته، حتي پس از خروج امريكا از برجام، صراحتا اعلام مي‌كند كه اروپا جايگاهي در سياست بين‌الملل ندارد. اين مواضع نه تنها در سطح كارشناسان وزارت خارجه، بلكه در سطح وزير خارجه و مقامات ارشد كشور مطرح مي‌شود.در چنين فضاي بدبينانه‌اي، دستيابي به تفاهم دشوارتر از گذشته به نظر مي‌رسد. اروپا علاوه بر فشار داخلي و بين‌المللي، به‌ويژه از سوي امريكا، در شرايط سختي براي پيشبرد مذاكرات با ايران قرار دارد. خواسته‌هاي اروپا از ايران نيز سخت و دشوار است؛ مسائلي كه ايران حتي حاضر نخواهد شد در برابر امريكا آنها را اجرايي كند. از اين رو، پذيرش اين پيش‌شرط‌ها از سوي ايران، پيروزي ديپلماتيك قابل توجهي براي اروپا محسوب مي‌شود، امتيازي كه ايران احتمالا تمايلي به اعطاي آن ندارد.علاوه بر اين، ميان ايران و اروپا در خصوص فعال‌سازي مكانيزم ماشه اختلاف حقوقي وجود دارد. ايران مدعي است كه اروپا حق فعال‌سازي اين مكانيزم را ندارد، در حالي كه اروپايي‌ها معتقدند ايران روح برجام را نقض كرده است. لازم به ذكر است كه برجام در درجه اول يك توافق سياسي است؛ بنابراين تفسير آن بيش از آنكه مبتني بر حقوق بين‌الملل باشد، تابع اراده سياسي طرفين است. حتي اگر برجام نيز وجود نداشت، اروپايي‌ها مانعي براي بازگرداندن تحريم‌هاي شوراي امنيت پيش رو نداشتند، چرا كه تحريم‌ها در چارچوب قطعنامه ۲۲۳۱ به صورت موقت و براي دوره‌اي معين تعليق شده و هرگز لغو نشدند.بنابراين، با توجه به پايان اعتبار توافق سياسي برجام، اراده طرفين مانند گذشته نيست و اروپا مي‌تواند بر اساس سازوكار تعريف شده براي حل اختلاف‌ها در برجام، مكانيزم ماشه را فعال كند، مگر اينكه مجددا يك توافق سياسي جديد شكل گيرد. شايان ذكر است كه براي تمديد مكانيزم ماشه، نياز به توافق جامع با امريكا وجود ندارد. اروپايي‌ها تمديد ماشه را به آغاز مذاكرات ايران و امريكا و همكاري ايران با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي مشروط كرده‌اند و در صورت شروع همكاري‌ها، احتمال دارد به سوي تمديد مكانيزم ماشه متمايل شوند.

در اين ميان ارزيابي شما از نشست پيش روي شوراي امنيت كه اين‌بار قرار است به رياست دوره‌اي روسيه برگزار شود چيست، آيا قطعنامه پيشنهادي مسكو با هدف تمديد قطعنامه 2231 در اين زمينه راهگشا خواهد بود يا اقدامي است نمادين.

بايد توجه داشت كه بر اساس سازوكار اسنپ‌بك يا مكانيزم ماشه، عملا حق وتو كنار گذاشته مي‌شود و بنابراين روسيه نمي‌تواند قطعنامه‌اي ارايه كند كه با قطعنامه ۲۲۳۱ در تضاد باشد. اصولا اگر قطعنامه پيشنهادي روسيه از نظر حقوقي و محتوايي معتبر باشد، امكان وتو توسط امريكا، فرانسه و بريتانيا وجود دارد.با اين حال، به نظر مي‌رسد روسيه ممكن است قطعنامه رويه‌اي ارايه دهد؛ به اين معنا كه قطعنامه ماهوي و ذاتي نبوده و صرفا به نحوه اجراي رويه‌ها و فرآيندها مي‌پردازد. براي مثال، روسيه ممكن است اعلام كند كه بر اساس رويه‌هاي موجود در شوراي امنيت، تصميم‌گيري درباره مكانيزم ماشه بايد به شيوه مشخصي انجام شود و اروپا اين رويه را نقض كرده است.در اين زمينه، دو نكته مهم قابل تامل است. نخست آنكه اعضاي شوراي امنيت بايد قبول كنند كه قطعنامه روسيه ماهوي نيست و صرفا مربوط به روندها و رويه‌هاست، موضوعي كه مي‌تواند محل بحث باشد و ممكن است امريكا و اروپايي‌ها آن را نپذيرند. دوم، حتي در صورتي كه قطعنامه رويه‌اي پذيرفته شود، تصويب آن نيازمند حداقل نه رأي مثبت از ۱۵ عضو دايم و غير دايم شوراي امنيت است. با توجه به اين شرايط، اگر اروپايي‌ها مايل به تصويب قطعنامه پيشنهادي روسيه نباشند، اين متن به احتمال زياد راي لازم را كسب نخواهد كرد.بنابراين، بدون همراهي و رضايت اروپا، قطعنامه روسيه عملا نمي‌تواند راهگشا باشد و مساله مكانيزم ماشه را حل كند.

سفر بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به ايران را چگونه ارزيابي مي‌كنيد، آن هم در شرايطي كه همكاري تهران با نهاد پادماني به واسطه مصوبه مجلس به حالت تعليق درآمده است. آيا ‌موافقت ايران با سفر گروهي از بازرسان به تهران مي‌تواند زمينه را براي همكاري تهران با نهاد پادماني هموار كند.

در خصوص سفر بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، آنگونه كه تاكنون اطلاع داريم، اين بازديد در چارچوب وظايف نهاد پادماني براي حفظ ايمني هسته‌اي نيروگاه‌ها انجام شده است. بازرسان قرار است بر تعويض ميله‌هاي سوخت در رآكتور بوشهر كه توسط روسيه تأمين مي‌شود، نظارت داشته باشند. سوخت اين رآكتور منحصرا توسط روسيه تأمين مي‌شود و هيچ كشور ديگري مجاز به وارد كردن سوخت به اين نيروگاه نيست. با اين حال، هنگام جابه‌جايي ميله‌هاي سوخت، مطابق با پادمان‌هاي ايمني آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي، بازرسان موظف به نظارت هستند تا ايمني نيروگاه حفظ شود. استانداردهاي ايمني هسته‌اي آژانس بالاترين استانداردهاي بين‌المللي است و تمامي كشورها به صورت داوطلبانه خواستار اعمال آن براي جلوگيري از تشعشعات هسته‌اي و وقوع حوادث ناخواسته هستند.بر اساس اطلاعات موجود، ايران تاكنون اجازه داده كه بازرسان بر تعويض ميله‌هاي سوخت رآكتور بوشهر توسط روسيه نظارت داشته باشند. با اين حال، آقاي رافائل گروسي، مديركل آژانس، اعلام كرده كه بازرسي‌هاي نهاد پادماني نبايد محدود به سايت‌هايي شود كه مورد حمله قرار نگرفته‌اند. اين اظهارنظر مويد آن است كه ايران تاكنون اجازه نداده بازرسان آژانس از تأسيسات هسته‌اي آسيب‌ديده شامل تاسيسات غني‌سازي نطنز، فوردو و كارخانه توليد اورانيوم غني‌شده اصفهان (UCF) بازديد كنند. احتمالا آژانس علاقه‌مند به بازديد از ساير مكان‌هاي آسيب‌ديده نيز بوده، اما بر اساس قوانين داخلي و تصميم نهادهاي ذي‌ربط، تاكنون چنين مجوزي صادر نشده است.اين مساله اهميت بالايي براي ايران دارد و از سوي غرب نيز دنبال مي‌شود. برخي تحليلگران ايراني معتقدند كه بازرسي از اين سايت‌ها ممكن است اطلاعات فني حساس را در اختيار كشورهاي ديگر، از جمله امريكا و اسراييل قرار دهد و آنها از اين اطلاعات براي حملات احتمالي مجدد استفاده كنند. از اين رو، تاكنون بازرسان آژانس اجازه دسترسي به سايت‌هاي آسيب‌ديده را نداشته‌اند.

اخيرا آقاي عراقچي در پاسخ به يكي از شروط اروپا درباره توافق با امريكا، اعلام كردند كه در صورت دريافت تضمين امنيتي از واشنگتن و رايزني‌هاي منصفانه و عادلانه، تهران حاضر است رايزني‌ها با واشنگتن را از سربگيرد، به باور شما آيا امريكا در اين مقطع زماني حاضر است از خواسته‌هاي حداكثري‌اش عقب‌نشيني كرده و با خواست تهران مبني‌بر پذيرش برخي محدوديت‌ها در برابر برداشتن تحريم‌ها موافقت كند؟

مساله تضمين‌هاي امنيتي اهميت بالايي در زمينه كنترل تسليحات و حقوق بين‌الملل دارد. هنگامي كه ايالات متحده به كشوري تضمين امنيتي مي‌دهد، اين امر در واقع يك تصميم حاكميتي داخلي است و گاهي نيازمند دخالت يا نظر كنگره نيز مي‌باشد. بنابراين، ارايه تضمين‌هاي امنيتي از سوي امريكا نه‌تنها از منظر سياسي دشوار است، بلكه از جنبه حقوقي نيز با موانع خاصي همراه خواهد بود.از نظر سياسي، دشواري در مسير ارايه تضمين‌ها ناشي از تنش مستمر بين ايران و امريكا در طول چهار دهه گذشته است. ايران و امريكا يكديگر را دولت متخاصم مي‌دانند و در خاورميانه نيز مناقشات مداومي ميان طرفين حاكم بوده است. بنابراين، ارايه تضمين امنيتي، به ويژه در زمان مذاكرات يا دوره‌هاي حساس، براي امريكا، و به ويژه براي دولت ترامپ، اقدامي سخت و حساس تلقي مي‌شود. علاوه بر اين، مخالفان سياسي داخلي، از جمله دموكرات‌ها، احتمالا از چنين اقدامي انتقاد خواهند كرد.از منظر حقوقي نيز لازم است تفاوت ميان تضمين مثبت و منفي مشخص شود. تضمين مثبت به معناي تعهد امريكا به دفاع از ايران در صورت حمله توسط كشور ثالث است، در حالي كه تضمين منفي (Negative Security Assurance) به معناي تعهد امريكا به خودداري از حمله به ايران است. اظهارات آقاي عراقچي بر تضمين منفي متمركز است، اما پيچيدگي حقوقي آن در اين است كه امريكا نمي‌تواند اقدامات بازيگر ثالث، مانند اسراييل، را تضمين كند.اين پيچيدگي‌ها سبب شده است كه بحث تضمين‌هاي امنيتي چندان پاسخگو نباشد و دستاورد ملموسي نداشته باشد. از سوي ديگر، موضوع انعطاف امريكا در مذاكرات نيز مورد مناقشه است؛ تيم ترامپ معتقد است كه پيش از ۲۳ خرداد امتيازات لازم ارايه شد، اما ايران از فرصت استفاده نكرد. در مقابل، ايران معتقد است كه امريكا به تعهدات خود خود عمل نكرده و پس از پذيرش غني‌سازي ۳.۶۷ درصد، تحت فشار لابي‌هاي طرفدار اسراييل، اين موضوع را نقض كرده است.از منظري ديگر بايد گفت، در ديپلماسي زور و اجبار، موفقيت توافق به توازن نسبي ميان امتيازات ارايه شده توسط كشور فشارآور (امريكا) و هزينه‌هاي طرف مقابل (ايران) منوط است. اگر امريكا صرفا فشار بياورد و امتياز ملموسي ارايه ندهد، احتمال موافقت ايران با خواست اين كشور كاهش خواهد يافت. با توجه به حمله ۲۳ خرداد و وضعيت فعلي، امريكا حاضر به ارايه امتياز ملموس نيست و ايران نيز نگران است كه مذاكرات نتواند مانع دور تازه حملات شود. از اين رو، موضع فعلي امريكا يكي از موانع اصلي در دستيابي به توافق است و آينده مذاكرات به تصميم اين كشور بستگي دارد.

در صورت مخالفت امريكا با خواست تهران و عدم انعطاف واشنگتن در مسير ديپلماسي با ايران چه سناريوهايي پيش رو است؟

در خصوص سناريوهاي پيش‌رو، سناريوي اصلي آن است كه در صورت ادامه وضعيت كنوني و عدم حصول توافق، روند تنش‌ها تشديد خواهد شد و احتمال درگيري نظامي مجدد بين ايران و اسراييل افزايش مي‌يابد.سناريوي دوم در قالب آنچه اصطلاحا «توقف در برابر توقف» يا فريز-تو-‌‌‌‌ فريز ناميده مي‌شود، قابل تبيين است. اين سناريو كه از زمان البرادين مطرح بوده، بدين شكل است كه ايران بخشي از فعاليت‌ها و اقدامات خود را متوقف خواهد كرد و در مقابل، اروپا و امريكا بازگرداندن مكانيزم ماشه را متوقف كرده و تحريم‌هاي جديد اعمال نمي‌كنند. اين راهكار معمولا در شرايط اضطراري مي‌تواند به كاهش تنش كمك كند و ممكن است ظرف ۳۰ روز آينده عملياتي شود.سناريوي سوم، رسيدن به يك توافق جامع ميان ايران و امريكا است. نكته مهم اين است كه برداشت ايران از توافق، با برداشت دولت ترامپ متفاوت است. ايران رويكردي مشابه مذاكرات با دولت بايدن دارد و ترجيح مي‌دهد به جزييات هر موضوع پرداخته و مذاكرات را بدون ورود مستقيم به مسائل موشكي يا منطقه‌اي به حوزه هسته‌اي محدود كند.در مقابل، برداشت دولت ترامپ از توافق به‌طور كلي متفاوت است. اين دولت رويكردي بروكراتيك و فني در جزييات ندارد و هدفش دستيابي به يك توافق كلي است كه بتواند از آن براي اهداف سياسي و تبليغاتي استفاده كند. ترامپ توافق را به گونه‌اي طراحي مي‌كند كه بتواند آن را به عنوان «معامله پرسود» براي هر دو طرف معرفي كند، اما در ايران اين برداشت غالب وجود دارد كه هدف ترامپ در واقع تسليم ايران است و نه يك توافق برد-برد واقعي.

در اين ميان گروهي بر اين باورند كه اروپا به سادگي تحريم‌ها را بازنمي‌گرداند چرا كه اين گزاره اهرمي است در اختيار اين گروه از بازيگران تا جايگاه‌شان در ارتباط با برنامه هسته‌اي ايران را حفظ كنند، گروهي ديگر اما از تبعيت تروييكاي اروپايي از ايالات متحده مي‌گويند و فعال‌سازي ماشه را سناريوي محتمل قلمداد مي‌كنند، كدام يك از دو فرضيه بالا قابل اعتنا است.

به نظر مي‌رسد اروپا تمايل دارد مكانيزم ماشه را همچنان به عنوان يك ابزار چانه‌زني در اختيار داشته باشد. با اين حال، نبايد فراموش كرد كه اروپا در سطح استراتژيك و سياست كلان، با امريكا هم صدا است و هر اقدامي در مسير تمديد اين مكانيزم، منوط به حفظ منافع واشنگتن خواهد بود. در واقع، اروپا مخالف منافع امريكا گامي برنمي‌دارد و در چارچوب سياست فشار بر ايران حركت خواهد كرد.از همين رو اگر طي ۳۰‌روز آينده اروپا بتواند ايران را براي ارايه امتيازات متقاعد كند، اين امر مي‌تواند به يك موفقيت ديپلماتيك بزرگ براي تروييكاي اروپايي و اتحاديه اروپا تبديل شود، به‌ويژه در شرايطي كه اروپا در داخل با چنددستگي و نوعي سرخوردگي ناشي از موفقيت ترامپ مواجه است. با اين حال، اروپا تاكنون حاضر نشده مواضع خود را به‌طور قابل‌توجهي تعديل و امتياز خاصي به ايران بدهد، امري كه احتمال دستيابي به توافق را كاهش خواهد داد.بنابراين، در ۳۰ روز آينده، براي رسيدن به توافق، هم اروپا نيازمند تعديل بخشي از مواضع خود است و هم ايران بايد مواضع خود را تعديل كند. با توجه به وضعيت فعلي، احتمال دستيابي به توافق همچنان اندك است، چرا كه اگر هر دو طرف در مذاكرات پيشين كوتاه آمده بودند، امكان حصول توافق در مذاكرات روز سه‌شنبه در ژنو وجود داشت. از آنجايي كه توافق حاصل نشده، مي‌توان نتيجه گرفت كه تاكنون نه ايران و نه اروپا از مواضع خود عدول نكرده‌اند و ادامه اين وضعيت، شانس دستيابي به توافق را كاهش مي‌دهد.

در صورت بازگشت تحريم‌هاي شوراي امنيت، ايران در شرايط دشوارتري قرار خواهد گرفت، به باور شما تهران در اين شرايط چه اهرمي‌هايي در اختيار دارد؟

در پاسخ به اين سوال بايد گفت، ايران ابزارهاي متعددي در اختيار دارد. از جمله اين اهرم‌ها مي‌توان به خروج احتمالي از معاهده ان‌پي‌تي، ايجاد بازرسي‌ها و برخي اقدامات منطقه‌اي در خليج فارس و تنگه هرمز اشاره كرد. با اين حال، نكته مهم اين است كه نظام تصميم‌گيري در ايران تاكنون تمايلي به ورود به فضايي كه كنترل موضوع از دست خارج شود و به تقابل نظامي گسترده با امريكا يا اسراييل منجر شود را نشان نداده است.ايران در چارچوب مشخصي به اهرم‌هاي خود مي‌انديشد و قصد ندارد مساله ديپلماسي را كنار گذاشته و صرفا به گزينه‌هاي نظامي بازدارنده يا ضربه‌زننده متوسل شود. رويكرد فعلي تركيبي است: بدين معنا كه تهران بر استفاده از ديپلماسي همزمان با حفظ و تقويت توان بازدارندگي نظامي تاكيد دارد.در اين چارچوب، ايران دو اهرم اصلي در اختيار دارد: نخست توان بازدارندگي نامتعارف، هرچند با برخي محدوديت‌ها، و دوم تلاش براي دستيابي به توافق ديپلماتيك. توان هسته‌اي ايران، از جمله ۴۰۰ كيلوگرم اورانيوم غني‌شده، مي‌تواند به عنوان ابزار چانه‌زني مهمي در مذاكرات ديپلماتيك به كار گرفته شود و جايگاه ايران را پشت ميز مذاكرات تقويت كند.

در آخر گروهي از آمادگي اسراييل براي دور تازه ماجراجويي‌ها عليه ايران مي‌گويند، رويكرد مخرب اسراييل و لابي‌هاي اسراييل را چگونه ارزيابي مي‌كنيد.

لابي اسراييل همواره عليه ايران عمل كرده و همچنان فعاليت‌هاي خود را ادامه مي‌دهد. در دو ماه گذشته، پس از حمله اسراييل به ايران، اين لابي تبليغات ضدايراني خود را تشديد كرده، به‌ويژه در خصوص سرنوشت ۴۰۰ كيلوگرم اورانيوم، ادعاهايي درباره فعاليت‌هاي مخفي ايران و ديگر مسائل مرتبط. هدف اين اقدامات، حفظ تصوير ايران به عنوان يك تهديد بزرگ براي جامعه بين‌المللي است. بازگشت مكانيزم ماشه مي‌تواند بهانه‌اي براي تقويت اين ادعاها و برجسته كردن نقش ايران به عنوان تهديدي براي امنيت بين‌الملل باشد. جمهوري اسلامي ايران بايد نسبت به اين مساله حساس و آگاه باشد.با اين حال، نبايد فراموش كرد كه در صورت دستيابي ايران به توافق با امريكا، رييس‌جمهور ايالات متحده ناگزير خواهد بود مانع اقدامات مخرب اسراييل عليه ايران شود. تجربه توافق برجام نشان داد كه دولت اوباما پس از اين توافق، توانست از اقدامات اسراييل براي برهم زدن توافق جلوگيري كند. در چنين شرايطي، نقش لابي يهود در امريكا نيز محدودتر خواهد شد.به عبارت ديگر، قدرت اين لابي نامحدود نيست و محدوديت‌هايي در داخل امريكا بر اين گروه حاكم است. رسانه‌ها، بخش‌هايي از هواداران ترامپ و جنبش «ماگا»، و حتي دانشگاهيان معتبري مانند استفان والت و جان ميشايمر همواره نسبت به محدوديت‌ها و خطرات اعمال نفوذ اين لابي هشدار داده‌اند. بنابراين، اگر ايران بتواند به توافقي با امريكا دست يابد، نفوذ و نقش لابي اسراييل در سياست امريكا محدودتر خواهد شد و توانايي اين گروه براي ايجاد مانع در مسير منافع ايران كاهش خواهد يافت.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها