نقدي بر نگاههاي منفي و مأيوسكننده
نگاه متوازن و واقعي به سينماي ايران
سعيد هنرمند
در سالهاي اخير، فضاي سينماي ايران با نقدهاي گستردهاي از سوي برخي اهالي حرفه و تعدادي از منتقدان، سياستمداران و اشخاص ذينفوذ مواجه بوده است. اين گروه، در برخي موارد با استفاده از تريبونهاي مختلف، از رسانههاي مكتوب تا شبكههاي اجتماعي و برنامههاي تلويزيوني، به تحليل و بررسي وضعيت سينما پرداخته و اغلب بر جنبههاي منفي و مشكلات موجود تمركز كردهاند. دلايل اين نوع نگاه را ميتوان در چند محور اصلي بررسي كرد. يكي از دلايل اصلي، تغيير الگوهاي توليد و مصرف آثار سينمايي است. امروزه مخاطبان به دليل دسترسي گسترده به شبكههاي آنلاين و پلتفرمهاي ديجيتال، با طيف وسيعتري از سينما مواجه شدهاند و اين باعث شده كه برخي منتقدان، با مقايسه آثار داخلي با نمونههاي خارجي، تصوير بدي از وضعيت سينماي ايران ارايه دهند. مقايسه مستقيم با سينماهاي پرهزينه و مجهز جهاني، بدون توجه به امكانات، سانسورهاي سازمان يافته، محدوديتها و شرايط فرهنگي و اقتصادي داخلي، باعث ايجاد نوعي نارضايتي و منفيگرايي شده است. عامل ديگر، تمركز رسانهها و گروههاي تاثيرگذار بر نقاط ضعف و مسائل اقتصادي سينماست و اين نگاه زمينهاي ايجاد كرده تا برخي افراد اين مشكلات را به عنوان نشانههاي ركود و سقوط كامل سينما معرفي كنند. در واقع، نقدهايي كه گاه جنبه تحليلي ندارد، تصويري عقبمانده از فضاي سينما ارايه ميكند. نكته ديگر، حضور جريانهاي روشنفكري و منتقداني است كه به دنبال جايگاه اجتماعي و رسانهاي خود هستند.
استفاده از هر تريبوني براي نقد سينما، گاهي ريشه در رقابتهاي حرفهاي يا اجتماعي دارد و به جاي تحليل دقيق و مبتني بر شواهد، بيشتر به جهتگيري شخصي و جهتدهي به افكار عمومي تبديل ميشود. اين افراد ممكن است به دلايلي چون افزايش نفوذ رسانهاي، وايرال شدن در صفحات اينستاگرامي، مطرح شدن در محافل فرهنگي يا دستيابي به جايگاه اجتماعي بالاتر، همواره به جنبههاي منفي سينما توجه كنند. با اين حال، وضعيت سينماي ايران آنقدر كه برخي مطرح ميكنند، بحراني و نااميدكننده نيست. در سالهاي اخير، بخشهاي مختلف سينما توانستهاند تحولات مثبت و چشمگيري را تجربه كنند. از منظر توليد، تنوع ژانرها و سبكها افزايش يافته است. فيلمسازان مستقل و نسل جديد توانستهاند با محدوديتهاي مالي و ساختاري، آثاري متفاوت و خلاقانه ارايه دهند كه مورد توجه جشنوارههاي داخلي و خارجي قرار گرفته است. اين آثار نه تنها توانستهاند كيفيت سينماي ايران را حفظ كنند، بلكه در برخي موارد، تصوير كشور را در سطح بينالمللي ارتقا دادهاند. از نظر تكنيكي، پيشرفت در بخشهاي فني قابل توجه است. استفاده از تكنولوژيهاي ديجيتال، جلوههاي ويژه، تدوين حرفهاي و صداگذاري دقيق، سطح كيفيت توليد آثار ايراني را به شكل محسوس ارتقا داده است. حتي در شرايط محدوديت بودجه، بسياري از فيلمسازان توانستهاند با خلاقيت در طراحي صحنه، نورپردازي و كارگرداني، آثار قابل قبولي ارايه دهند كه نمونههاي آن در جشنوارههاي معتبر ديده ميشود. در حوزه محتوا و روايت، فيلمسازان ايراني توانستهاند به موضوعات اجتماعي، خانوادگي و فرهنگي با ديدي نو بپردازند. اين رويكرد، علاوه بر جذب مخاطب داخلي، باعث جلب توجه جشنوارههاي خارجي و جوايز بينالمللي شده است. همچنين حضور فيلمهاي ايراني در عرصه بينالمللي و دريافت جوايز متعدد، نشاندهنده توانمندي سينماگران داخلي است. موفقيتهاي فيلمهاي كوتاه و بلند در جشنوارههاي مختلف اروپا، امريكا و آسيا، گواهي بر كيفيت هنري و فني سينماي ايران است و نشان ميدهد كه بهرغم مشكلات اقتصادي و محدوديتهاي فرهنگي، بخش مهمي از سينما در مسير رشد و پيشرفت قرار دارد. در بخش اقتصاد سينما، هر چند با مشكلاتي مواجه است، اما آثار پرمخاطب توانستهاند به گيشههاي موفق دست پيدا كنند و نمونههايي از توليدات اقتصادي سودآور نيز مشاهده شده است.
اين موفقيتها نه تنها به پايداري اقتصادي پروژهها كمك ميكند، بلكه امكان ادامه فعاليتهاي خلاقانه و توليد آثار جديد را فراهم ميآورد. از سوي ديگر، رشد پلتفرمهاي ديجيتال و امكان دسترسي مستقيم مخاطبان به آثار سينمايي، فرصتهاي تازهاي براي عرضه فيلمها ايجاد كرده است. اين ابزارها به فيلمسازان اجازه ميدهند كه بدون وابستگي كامل به سالنهاي سينما، آثار خود را به مخاطب عرضه و بازخورد دريافت كنند. اين روند به شكل موثري به گسترش فرهنگ سينمايي و تقويت ارتباط ميان فيلمساز و مخاطب كمك ميكند. نكته ديگري كه نبايد ناديده گرفته شود، تلاش سينماگران براي نوآوري در روايت و فرم است. بسياري از فيلمهاي ايراني با آزمايش تكنيكهاي جديد در داستانگويي، ساختار و ارايه بصري توانستهاند تجربههاي تازهاي براي مخاطب فراهم كنند. اين تلاشها، بهرغم محدوديتها و مشكلات، نشاندهنده ظرفيت بالاي خلاقيت و توانايي فيلمسازان براي انطباق با شرايط مختلف است. در مجموع، با وجود چالشها و محدوديتهاي موجود، وضعيت سينماي ايران به آن بدي كه برخي تحليلها نشان ميدهد، نيست و سينماي ايران در بخشهاي مختلف توانسته است مسير پيشرفت و تثبيت خود را حفظ كند و در عرصههاي داخلي و بينالمللي حضوري فعال داشته باشد. در نهايت، اين نوع نگاه متوازن و واقعي به سينماي ايران ميتواند مسير اصلاح و پيشرفت را هموار سازد. به جاي تمركز صرف بر ضعفها و كاستيها، توجه به دستاوردها، خلاقيتها و فرصتهاي موجود، نه تنها به ارتقاي كيفيت توليدات سينمايي كمك ميكند، بلكه موجب تقويت انگيزه فيلمسازان و حمايتكنندگان سينما در كشور ميشود و تصوير صحيحتري از ظرفيتهاي اين هنر در جامعه ارايه ميدهد.