• 1404 يکشنبه 9 آذر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6202 -
  • 1404 يکشنبه 9 آذر

درباره فرآيندي براي تصويب طرح‌ها و فيلمنامه‌ها

پيچينگ در سينماي ايران از فرصت تا چالش

محسن عظيمي‌نيا

تعريف پيچينگ: 

پيچينگ فرآيندي است كه در آن فيلمساز (نويسنده، كارگردان يا تهيه‌كننده) در مدت زماني كوتاه - معمولا بين ۳ تا ۱۰ دقيقه - ايده، طرح داستاني، حال‌و‌هوا، شخصيت‌ها و چشم‌انداز كلي پروژه خود را به صورت شفاهي (و گاه با كمك ويديو يا اسلايد) معرفي مي‌كند تا حمايت مالي، توليدي يا پخشي آن را جذب كند.

  در سال‌هاي اخير، فرآيند پيچينگ (Pitching) به يكي از مراحل تصويب طرح‌ها و فيلمنامه‌ها در سينماي ايران تبديل شده است.در اين فرآيند، فيلمساز بايد در چند دقيقه، ايده فيلم خود را در برابر هيات داوران يا سرمايه‌گذاران شرح دهد تا از ميان ده‌ها طرح، پروژه او انتخاب شود.

در ظاهر، پيچينگ ابزاري است براي نظم‌بخشي به ايده‌ها و سنجش توانايي كارگردان، اما در عمل، بيشتر به رقابتي در فن بيان بدل شده تا بستري براي كشف نبوغ و تخيل هنري.

از سوي ديگر پيچينگ براي سينماي تجربي چالشي بزرگ است. آثار تجربي و شهودي معمولا حاصل مشاهده، حس و بداهه‌اند، نه توضيح و تحليل. بنابراين وقتي خالق اثر بايد پيشاپيش همه ‌چيز را در قالب كلمات و ساختار رسمي شرح دهد، ماهيت خلاقه آن آسيب مي‌بيند.تاريخ سينما نشان مي‌دهد كه برخي از درخشان‌ترين شاهكارهاي سينمايي، بدون طرح اوليه يا فيلمنامه مكتوب ساخته شده‌اند؛ مانند «آب، باد، خاك» ساخته امير نادري، اثري كه بر اساس شهود و مشاهده خلاقانه شكل گرفت و توانست در جشنواره‌هاي جهاني بدرخشد و جايزه بالن طلايي جشنواره سه قاره نانت را از آن خود كند.چنين نمونه‌هايي يادآور مي‌شوند كه گاهي خلاقيت از دل بداهه‌پردازي مي‌جوشد، نه از مسير گفتار رسمي و ساختارهاي از پيش تعيين‌ شده.

 پيچينگ در ايران؛ از فرصت تا چالش

هدف اوليه از طراحي جلسات پيچينگ، فراهم كردن بستري براي معرفي طرح‌ها، ارتباط با تهيه‌كنندگان و تسهيل سرمايه‌گذاري بود.

اما در عمل، اين فرآيند به نوعي رقابت در «فن بيان» تبديل شده است. در بسياري از موارد، كيفيت ارايه زباني بيش از محتواي فيلمنامه يا توان خلاقانه مولف مورد توجه قرار مي‌گيرد.به همين دليل، بسياري از هنرمندان آرام، شهودي و درون‌گرا كه در خلق اثر توانمندند، در مواجهه با فضاي رسمي و داورمحور پيچينگ، شانس چنداني براي ديده شدن ندارند.نتيجه آن است كه گاهي طرح‌هايي با بيان پرانرژي اما عمق كم پذيرفته مي‌شوند، در حالي كه آثار اصيل و تجربي، به ‌دليل ضعف در مهارت ارتباطي، رد مي‌شوند.

 تجربه جهاني؛ حمايت از خلاقيت، نه سخنوري

كشورهاي اروپايي و امريكا نيز در مراحل اوليه با اين چالش روبه‌رو بوده‌اند، اما طي سال‌ها با تدوين ساختارهاي دقيق توانسته‌اند بين خلاقيت هنري و مهارت ارايه تعادل برقرار كنند.در جشنواره‌هاي معتبر جهان، پيچينگ معمولا نه در بخش مسابقه نمايش فيلم، بلكه در بخش «بازار فيلم» (Film Market) برگزار مي‌شود.

بازار فيلم فضايي است براي معرفي پروژه‌هاي در حال توليد يا پيش‌توليد به سرمايه‌گذاران، پخش‌كنندگان و تهيه‌كنندگان بين‌المللي. در اين فضا، پيچينگ به ابزاري براي يافتن شريك توليد و جذب سرمايه تبديل مي‌شود، نه داوري بر سر توان سخنوري فيلمساز. از همين رو، در اين نظام‌ها، تمهيداتي براي حفظ توازن بين خلاقيت و بيان انديشيده شده است: 

1. تفكيك نقش خالق و ارايه‌دهنده: فيلمساز مي‌تواند فرد ديگري را براي ارايه پروژه معرفي كند تا تمركزش بر خلاقيت بماند.

2. كارگاه‌هاي آموزشي پيش‌پيچينگ: پيش از جلسات اصلي، شركت‌كنندگان آموزش مي‌بينند تا بدون از بين رفتن جنبه‌هاي احساسي اثر، ايده‌شان را منسجم بيان كنند.

3. پرونده مكتوب پروژه: داوران فقط به ارايه شفاهي تكيه نمي‌كنند، بلكه پرونده‌اي شامل سيناپس، بيانيه كارگردان و لحن بصري اثر نيز بررسي مي‌شود.

4. منتورينگ براي هنرمندان كم‌گو: در برنامه‌هايي به هنرمندان كمك مي‌كنند تا ايده‌شان را آماده و تمرين كنند.

5. تبديل پيچينگ از رقابت به گفت‌وگو: در بسياري از كشورها، پيچينگ نه رقابت، بلكه گفت‌وگويي براي يافتن همكار و حامي مالي است.

نياز به اصلاح در ساختار پيچينگ ايران

اگر هدف اصلي پيچينگ، كشف استعداد و حمايت از خلاقيت است، لازم است نهادهاي سينمايي ايران نيز در ساختار فعلي بازنگري كنند. پيچينگ نبايد آزمون سخنوري باشد، بلكه بايد بستري براي درك هنرمند و ايده او فراهم كند.

پيشنهاد مي‌شود: 

امكان حضور «ارايه‌دهنده حرفه‌اي» يا «راهنما» براي فيلمسازان فراهم شود؛ بخش مكتوب پروژه در ارزيابي نهايي نقش پررنگ‌تري پيدا كند و پيش از برگزاري جلسات اصلي، كارگاه‌هاي آموزشي پيش‌پيچينگ برگزار شود. تنها در اين صورت مي‌توان اميدوار بود كه پيچينگ در ايران، از يك رقابت كلامي به فرآيندي سازنده و خلاقانه تبديل شود؛ فرآيندي كه نه فن بيان، بلكه قدرت تخيل و اصالت انديشه را ملاك برتري مي‌داند.

نمونه‌اي براي تامل؛ اورسن ولز و پارادوكس خلاقيت

تاريخ سينما نشان مي‌دهد كه بسياري از شاهكارهاي بزرگ، حاصل شهود و جسارت خلاقانه بوده‌اند، نه مهارت در ارايه.

نمونه درخشان آن اورسن ولز است كه در نخستين تجربه سينمايي‌اش، شاهكاري چون همشهري كين را خلق كرد؛ فيلمي كه هنوز يكي از قله‌هاي تاريخ سينما به شمار مي‌آيد.

ولزِ جوان در آن زمان تجربه فني و مهارت‌هاي ارتباطي اندكي داشت، اما همان جسارت، شهود و بي‌پروايي خلاقانه باعث شد همشهري كين نه‌تنها از همه فيلم‌هاي بعدي‌اش، بلكه از بسياري از آثار كلاسيك تاريخ سينما ماندگارتر شود.

اگر قرار بود اورسن ولزِ جوان در يك جلسه پيچينگ با ولزِ پخته‌تر رقابت كند، احتمالا داوران نسخه باتجربه‌تر را برنده اعلام مي‌كردند؛ اما تاريخ سينما يادمان مي‌دهد كه نبوغ خلاقانه هميشه از مسير منطق و سخنوري عبور نمي‌كند.

هنر، گاه در سكوت، شهود و لحظه رهايي مي‌زيد، جايي كه هنوز زبان و ساختار نتوانسته‌اند آن را قالب‌بندي كنند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون