• 1404 يکشنبه 9 آذر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6202 -
  • 1404 يکشنبه 9 آذر

كلاس درس خاستگاه تحول در آموزش و پرورش

اميرعباس ميرزاخاني

تحول در آموزش‌وپرورش، اين روزها بيش از هر زمان ديگر به مطالبه‌اي ملي تبديل شده است. در بحبوحه فشارهاي اقتصادي، فرسايش سرمايه اجتماعي و نگراني‌هاي رو به افزايش درباره آينده نيروي انساني كشور، بار ديگر نگاه‌ها به سوي مدرسه و به‌ويژه معلمان دوخته شده است؛ همان معلماني كه به‌حق «بي‌بديل‌ترين» نقش را در اصلاح امور كشور بر عهده دارند و به دليل دانش حرفه‌اي، حضور در متن جامعه و اعتماد عمومي، مطمئن‌ترين نقطه اتكاي سياست‌گذاري آموزشي محسوب مي‌شوند. در اين ميان، يك واقعيت بي‌سابقه در تاريخ دولت‌هاي ايران رخ داده است: دكتر مسعود پزشكيان، رييس‌جمهور، طي ۱۵ ماه گذشته در بيش از پنجاه برنامه تحولي آموزش‌وپرورش حاضر شده؛ آماري كه در دولت‌هاي پيشين سابقه‌اي نزديك به آن ديده نمي‌شود. پزشكيان با شعار «عدالت آموزشي» نه‌تنها در بازديدهاي سرزده و جلسات رسمي، بلكه در نشست‌هاي معلمان، برنامه‌هاي خيرين مدرسه‌ساز، گردهمايي‌هاي تخصصي آموزش‌وپرورش و بازديدهاي ميداني بارها و بارها بر يك جمله محوري تأكيد كرده است:  «تحول در آموزش‌وپرورش از معلم آغاز مي‌شود.» بااين‌حال، اين اراده سياسي روشن و صريح، هنوز با همراهي كامل در بدنه اجرايي وزارت آموزش‌وپرورش مواجه نشده است. مجموعه‌اي از كندي‌هاي ساختاري، مقاومت‌هاي پنهان و نگاه‌هاي سنتي، همچنان مانع از آن شده كه جريان تحول به يك سياست منسجم و جاري تبديل شود. نتيجه آنكه فاصله ميان پيام روشن رييس‌جمهور و سرعت تغيير در وزارتخانه، روزبه‌روز بيشتر احساس مي‌شود. در كنار اين چالش جدي، بايد به يك سوءتفاهم قديمي نيز پايان داد: 
تحول ديجيتال و توسعه‌محور، در ساخت مدرسه خلاصه نمي‌شود. ساخت و نوسازي مدارس اقدامي ضروري و ارزشمند است، اما مدرسه- even اگر نو و مدرن ساخته شود- بدون تغيير در نظام ياددهي-يادگيري، همان كاركرد سنتي را بازتوليد خواهد كرد. نقطه آغاز تحول، جايي بسيار ساده‌تر و در عين حال دشوارتر است: درون كلاس‌هاي درس. تحول واقعي زماني رخ مي‌دهد كه معلمان از امنيت شغلي و رفاه حداقلي برخوردار باشند، به آموزش‌هاي روزآمد دسترسي داشته باشند..

 در استفاده از فناوري‌هاي نو توانمند شوند و از آزادي عمل كافي براي به‌كارگيري روش‌هاي خلاقانه تدريس بهره‌مند گردند. مدرسه ايراني بايد به فضايي شاد، پويا و انگيزاننده براي يادگيري تبديل شود؛ نه محل تزريق محفوظات سنگين و تكرارشونده. براي رسيدن به چنين چشم‌اندازي، برنامه‌ريزي درسي نيز نيازمند يك بازنگري بنيادين است. نظام آموزشي كه بر انباشت اطلاعات و حفظيات تكيه مي‌كند، نمي‌تواند نسل پرسشگر، تحليلگر و نقاد تربيت كند؛ نسلي كه كشور امروز و فردا به آن نياز دارد. بنابراين گذار از «حافظه محوري» به «تفكر انتقادي» بايد در متن سياست‌هاي برنامه‌درسي، تربيت معلم و ارزيابي آموزشي قرار بگيرد. در اين مسير، پرسشگري دانش‌آموزان- نه پاسخ‌هاي آماده و كليشه اي- بايد محور يادگيري قرار بگيرد.
در نهايت، آنچه امروز بيش از هر چيز اهميت دارد، هم‌راستا شدن سه ضلع اصلي تحول است: 
۱. باور رييس‌جمهور به آغاز تحول  از معلمان؛ 
۲. اراده كارشناسانه فرهنگيان براي بازتعريف مدرسه آينده؛ 
۳. همراهي واقعي بدنه وزارت آموزش‌وپرورش با اين مسير.
اگر اين سه ضلع در كنار يكديگر قرار بگيرد، مي‌توان اميد داشت كه آموزش‌وپرورش از چرخه فرسايش و روزمرّگي بيرون آيد و به نيرويي موثر براي توسعه انساني و پيشرفت كشور تبديل شود. 
از اين رو تحول، نه در ساختمان‌ها كه در ذهن‌ها و دل‌ها آغاز مي‌شود؛ و آغاز هر دگرگوني ماندگار، هميشه از كلاس درس بوده است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون