• 1404 يکشنبه 9 آذر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6202 -
  • 1404 يکشنبه 9 آذر

نسل زد، واقع‌گرايي تازه و نوستالژي گذشته؛ نقش ما در پل‌زدن ميان دو جهان

سپيده ملازاده

در سال‌هاي اخير، درباره نسل زد زياد گفته‌ايم: نسلي كه از دل بحران‌ها بيرون آمده، با واقعيت‌هاي اقتصادي و اجتماعي بي‌پرده روبه‌رو شده و برخلاف پيش‌فرض‌هاي قديمي، نه تخيلي است و نه بريده از جهان واقعي؛ برعكس، شايد رئاليست‌ترين نسل چند دهه اخير باشد. نسلي كه ياد گرفته روي پاي خودش بايستد، فرصت‌ها را از دل محدوديت‌ها بسازد و پيش از هر چيز به «اصالت» اهميت بدهد. يكي از پديده‌هاي جالب اين نسل، رغبت جدي‌شان به نوستالژي دهه‌هاي ۵۰ و ۶۰ خورشيدي است؛ از موسيقي و مد گرفته تا سبك روايت، خاطرات، تصاوير و حتي روابط انساني. اين نسل، برخلاف تصور رايج، در گذشته نمي‌ماند؛ بلكه گذشته را به عنوان يك «منبع اصالت و معنا» احضار مي‌كند تا در دنياي امروز، چيزي واقعي‌تر براي چنگ زدن در اختيار داشته باشد.

اما در اين ميان نقش ما دهه‌۶۰ي‌ها و ۷۰ي‌ها دقيقا چيست؟

نسل ما در ميانه دو جهان متفاوت ايستاده؛ جهاني كه سرعت تغيير كم بود و جهاني كه با تشديد فناوري و شبكه‌هاي اجتماعي، هر ثانيه پوست مي‌اندازد. ما هم تجربه زيسته دوران بدون اينترنت را داريم و هم توان فهم جهان امروز را. به همين دليل، مي‌توانيم نقشي شبيه «مفسر ميان‌نسلي» بازي كنيم؛ كسي كه گذشته را مي‌شناسد، آينده را درك مي‌كند و مي‌تواند با زبان ساده ارزش‌هاي هر دو را ترجمه كند.

از همين نقطه است كه وظيفه ما شكل مي‌گيرد: 

اول، صداقت درباره مسيرهاي اشتباه: ما سال‌هايي را گذرانده‌ايم كه پر از انتخاب‌هاي سخت، تجربه‌هاي ناقص و اشتباه‌هاي معمول جواني بوده است. نسل زد برخلاف نسل‌هاي قبل، دنبال نصيحت نيست؛ دنبال روايت واقعي است. وقتي از اشتباه‌هاي خودمان صادقانه مي‌گوييم، برايشان ارزشمندتر از هر توصيه مستقيم است.

دوم، باز كردن جعبه تجربه‌هاي زيسته: براي آنها جذاب است كه بدانند روزگاري موسيقي، خيابان، روابط دوستانه، كار، درس‌خواندن، هنر و حتي خيال‌پردازي چه شكلي بوده است. نه از سر دلتنگي، بلكه براي كشف اصالتي كه امروز كمتر ديده مي‌شود.

سوم، كمك به انتخاب مسير؛ بدون ديكته ‌كردن: نسل زد دوست دارد انتخاب كند نه اينكه برايش انتخاب كنند. نقش ما اين است كه مسيرهايي را كه رفته‌ايم توضيح دهيم، خطرهايش را بگوييم و كمك كنيم خودشان تصميم  بگيرند.

چهارم، بازآفريني نوستالژي بدون تحميل آن: نوستالژي برايشان جذاب است، اما نه آن‌طور كه براي ما بود. آنها گذشته را بازسازي نمي‌كنند، از اجزاي آن، «هويت امروزي» مي‌سازند. كافي است ابزار بدهيم، قصه بدهيم و تجربه بدهيم تا خودشان شكل تازه‌اي به آن بدهند.

پنجم، شنيدن بدون قضاوت: اين نسل «نيازمند شنيده شدن» است، نه مديريت شدن. وقتي احساس كنند فهميده مي‌شوند، رابطه به جاي بالا-پايين، تبديل مي‌شود به همكاري و گفت‌وگوي واقعي.درنهايت، آنچه اهميت دارد اين است كه بدانيم نسل زد در پي فرار از واقعيت نيست؛ به دنبال معنا در دل واقعيت است و گذشته -مخصوصا دهه‌هاي ۵۰ و ۶۰- برايشان خزانه‌اي از معناست. ما كه حاملان زنده بخشي از آن گذشته‌ايم، مي‌توانيم كمك كنيم اين معنا از دل روايت‌ها، تجربه‌ها و اشتباه‌ها بيرون كشيده شود و در جهان امروز جايي تازه پيدا كند. اگر نسل‌ها در كنار هم بايستند -نه مقابل هم- نوستالژي تبديل مي‌شود به زبان مشتركي كه مي‌تواند اختلاف‌ها را كم و فهم متقابل را زياد كند و اين همان چيزي است كه جامعه امروز بيش از هر زمان ديگري به آن نياز دارد. در قبال همين امر پيشكسوتان و موسپيدان انتظار مي‌رود كه فضا را براي كارهاي اجرايي براي دهه 60 و 70 با استفاده از نيروهاي پرتلاش و آينده‌دوست باز كنند كه شايد بسياري از ناترازي‌هاي امروز را با همين نيروها مي‌توان رفع و بازار‌هاي جهاني

 را فتح كرد.كارشناس  مديريت

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون