درنگي بر اجراي مهران مديري از قطعه «سوغاتي»
به اعتبار شهرت؟!
بابك بختياري
اخيرا اجرای مهران مديری از قطعه « سوغاتی»خبر ساز شد. انگار آثار هنری حتی اگر از شهرت و محبوبيت چندين دههاي هم برخوردار باشند باز هم مورد تعرض و سرقت قرار ميگيرند. البته اغلب اين تعرضهای هنري توسط افراد غير حرفهای صورت ميگيرد كه كوچكترين تخصصی در آن رشته هنري ندارند وگرنه افراد حرفهاي كاملا به اين موضوع احترام ميگذارند و خودشان را نسبت به اين بدنامي حفظ ميكنند. با تمام ارزش و احترامی كه برای مهران مديری در صحنه طنز قائل هستم اما در موسيقی و خوانندگی بايد بگويم «وامصيبتا» نميدانم انگيزه خواندن در هنرمندان مختلف كه در زمينههاي ديگري كار ميكنند از كجا سرچشمه ميگيرد و چگونه بدون هيچ دانشي در حوزه موسيقي وارد اين عرصه ميشوند. درباره اتفاق اخير و اتفاقات مشابه جالب است كه اتفاقا دست روی آثاري گذاشته ميشود كه از شهرت بسياری هم برخوردار است و قطعا ناخودآگاه هر شنوندهای آن اثر را با صداي خواننده اصلی به خاطر ميآورد. مثلا در رابطه با اثر «سوغاتي» كه حافظه جمعي تنها آن را با صداي يكی از خوانندگان به ياد ميآورد. صداي قوي هرخواننده در آثار مختلف، بازخواني آن اثر را بسيار سختتر ميكند و خيلي سريع براي هر مخاطبي كه ذرهاي با موسيقي آشنا باشد، كم و كاستیهاي كار هويدا ميشود. البته اين دستدرازيها به آثار هنري تاكنون كم اتفاق نيفتاده است كه خود جاي بحث ديگري است. سالها پيش هم مهران مديری اثر «سوغاتی» را در برج ميلاد اجرا كرد كه همان زمان اين اتفاق با واكنشهای مختلف مواجه شد. متاسفانه كسانی كه در رشتههای مختلف مانند تئاتر، سينما يا فوتبال فعاليت دارند پس از مدتی همه سر از خوانندگی در ميآورند! اين هم جاي بحث مفصل دارد. اول بايد بپرسيم كه علت چيست؟ و چرا هر كسی كه احيانا از شهرت و معروفيتی برخوردار است به راحتی به خود چنين اجازهای ميدهد كه وارد عرصههاي ديگر شود. اثر سوغاتی يكی از آثار بسيار معروف است كه در موسيقی اصيل و پاپ از محبوبيت خاصی برخوردار است. در مورد حقوق معنوی و مادي اثر قطعا بازماندگان صاحبان اثر هم از اين موضوع خوشحال نيستند. اشارهاي به اين اثر اگر بخواهم داشته باشم، اينكه اين اثر توسط محمد حيدري آهنگسازي شده، ترانه آن را اردلان سرافراز گفته و با صداي هايده اجرا شده و تنظيم آن را ناصر چشمآذر عهدهدار بوده است. اين اثر چه در زمان انتشار در دهه پنجاه و چه بعدها از درخشش خاصی برخوردار بود اما با كمال تاسف اكثرا كسانی كه در رشتههای ديگر محبوبيت دارند و به خوانندگی روی ميآورند، درست دست روی اين آثاري ميگذارند كه در خاطره جمعي پررنگ هستند. حالا هم مجدد آقای مديری بدون كوچكترين اشاره و اجازهاي از صاحبان اثر، به شكلي ضعيف آن را در دوبی اجرا كرده است. اما اين درد خواننده شدن در چيست؟ چرا افرادی كه در رشتههای مختلف محبوبيت دارند آنقدر علاقه به خواننده شدن دارند؟ شايد اين اتفاقات به علت بنبستی است كه در اين چند دهه در آواز با آن مواجه هستيم. كه اين موضوع هم جاي بحث مفصل دارد. ممنوعيت صدای زنان يكطرف قضيه است و يكطرف هم يكنواختی، تك بعدی و بنبست در آواز و نوآوری؛ هر دو عامل به علت ظهور نكردن خوانندگانی است كه حرفی برای گفتن داشته باشند و در حقيقت بتوانند تحولی ايجاد كنند. اين موارد باعث شده، هر كس به خود اجازه خواندن بدهد، آن هم خواندن آثاری كه سالها در توده مردم رسوخ كرده است آن هم بدون هيچ اجازه و قيد و بندی. هر كدام از اين موارد خودش ميتواند به موضوعي مفصل براي بحث تبديل شود كه بتوان بر آسيبشناسي آن متمركز شد.
نوازنده و مدرس ويولن