عظمت در نگاه
حسن لطفي
استاد فيلمبرداري ما (زندهياد محمدرضا شريفي) عكاس خوبي هم بود. اينكه ميگويم هم، به خاطر اينكه براي فيلمبرداري فيلم پرستار شباش در ششمين جشنواره فيلم فجر مورد توجه قرار گرفت و اكثر حرفهايهاي سينما او را به عنوان فيلمبردار خوب سينما ميشناختند. البته سخت و گزيده كار بود. سر كلاس هم اصول خودش را داشت. با تصوير شوخي نداشت و به قول خودش از ملق زدن و قرتي بازي (كارهاي بدون فكر و به دور از قاعده) خوشش نميآمد. تمام تلاشش را ميكرد تا شاگردانش نهايت بهره را از دانشش ببرند. از اين نظر در سخاوتمندي و همراهي كم نظير بود.
البته اينها را ننوشتم تا از او بگويم. شاگردانش درباره او كم نگفته و كم ننوشتهاند. با ياد او ميخواهم به گفتهاي برسم كه سر يكي از كلاسهایش گفت. البته اولش از ما پرسيد تا به حال احساس كرديد از چه سوژهاي نميتوانيد عكس خوب بگيريد. هر كدام ما از سوژهاي گفت. تمام سوژههاي رفقام را فراموش كردهام، ولي يادم نرفته دست آخر خودش اعتراف كرد كه تا به حال نتوانسته از مادرش عكس خوبي بگيرد. ميگفت هر وقت ميخواستم از او عكس بگيرم مرا كودكي ميديد كه جایش را خيس كرده! حرف و گفته او هنوز با من است و هر وقت با عكاسي حرف ميزنم يا به نمايشگاه عكسي ميروم به ياد اين گفته او ميافتم. گفتهاي كه انگار قرار است از باور سوژه به هنرمندي بگويد كه قرار است خالق اثري باشد.
البته گمانم بيش از باور سوژه كه گاهي بيجان است هر هنرمندي نيازمند درك و باور خودش به دنيايي است كه در ذهن درباره آن سوژه ميسازد. تصوري كه قرار است عينيت پيدا كند.
چند روز پيش هنگام بازديد از نمايشگاه عكاسي سعيد شهپرنيا با عنوان رد نور بار ديگر به ياد اين استاد و حرفهایش افتادم. البته سوژه عكاسي شهپرنيا انسان نبود، نويسنده بود و تصاويرش در طول زمان ثبت شدهاند. نكته مهم در اين رابطه نگاه عكاس بود انگار او جمله آندره ژيد را سرلوحه كارش قرار داده است. (منظورم نقل قولي است كه ژيد گفته بكوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه به آن مينگري )در اينكه نگاه هنرمند به عنوان خالق اثر در چگونه شدن آن نقش بسزايي دارد، هر چند عكسهاي سعيد شهپرنيا نشان ميدهد يك سوژه انتزاعي بيجان هم ميتواند رويا، انديشه و تفكري را بازگو كند، اما هنوز هم مثل استادم اعتقاد دارم بايد سوژه هم شما را باور داشته باشد !