مريم مهدوي اصل ٭
اشاره ـ ديگر هيچ حدومرزي نميتواست جلوي تهاجم و تجاوز نظامي - امنيتي چندجانبهگرايي از سوي كشورهاي اروپاي غربي نوظهور، روسيه و عثماني (تركيه) به ايران بيطرف در جنگ جهاني اول را بگيرد. ديگر هيچ رمقي در روح، جان و تن ايران و ايرانيان كه ۱۳۳سال مورد خيانتهاي بيحدواندازه خوديها در داخل كشور قرارگرفته بودند، باقي نمانده بود. بنابراين، براي نخستينبار در اين دوره تاريخي مشاهده ميكنيم كه پس از جنگ جهاني اول و پايان حكومت احمدشاه قاجار كه همراه با آغاز حكومت رضاشاه پهلوي در ايران است؛ روح، جان و تن ايران و ايرانيان كه از فقر، قحطي، كشتارهاي دستهجمعي يا مرگ با انواع بيماريهاي مسري آبلهمرغان، طاعون، وبا و درنهايت «آنفلوآنزاي اسپانيايي ۱۹۱۸م.» بهشدت آسيب ديده، متاسفانه خبر نابودي صنعت و تجارت نساجي دستباف امپراتوري ايران باستان قابل انتشار ميشود. چراكه ازيكسو با تداوم مرگهای دستهجمعی مردم ايران؛ بسياري از هنرمندان، صنعتگران و تاجران ايراني از بين رفتند، و ازسويديگر با شيوع آفت كرم ابريشم به مدت ۶۰ سال كه از زمان حكومت ناصرالدين شاه آغاز شده بود، ايران باستان كه از مهمترين تهيهكنندگان پيله ابريشم جهان بود، از توليد اين محصول محروم شد. بنابراين، در زمان و شرايطي كه ديگر هيچ اثري از جادههاي ابريشم خاكي و آبي، با مركزيت تجارت جهاني و ارزش پول جهاني ايران باستان باقي نمانده بود، وزارت فلاحت و تجارت و فوايد عامه در سال ۱۳۰۴ش. كه آغاز حكومت پهلوي اول است، با ارايه لايحه انحصار دولتي حق به عملآوردن يا واردكردن تخم نوغان تا حق انحصار توليد تخم نوغان و پرورش كرم ابريشم ايران به يك شركت فرانسوي واگذار شود، اين لايحه را براي تصويب قانون، به مجلس دوره پنجم شوراي ملي ميفرستد.
آمار كشتار «آنفلوآنزاي اسپانيايي» در آذربايجان
در زمان پادشاهي احمدشاه به عنوان آخرين پادشاه سلسله قاجاريه و جنگ جهاني اول (۲۸ژوئيه ۱۹۱۴ تا ۱۱نوامبر ۱۹۱۸ ـ ۴شعبان ۱۳۳۲ تا ۶صفر ۱۳۳۷)، بيماري مسري و بهشدت كشنده «آنفلوآنزاي اسپانيايي ۱۹۱۸م.» در ایران و جهان شيوع پيدا كرد كه متن اين سند در آرشيو اداره اسناد وزارت امورخارجه، بدين شرح است: «اداره تلگرافي دولت عليه ايران - از اردبيل ... توضيحات دولتي - ۲ دلو (۵ جمادي الاول ۳۸) ـ وزارت جليله خارجه تعقيب راپورت نمره ۱۰۵۸ مرض آنفلوآنزا شدت كرده بواسطه عدم حفظالصحه تلفات رو بازدياد [به ازدياد] است احصاييه اخير تلفات را بروزي [به روزي] دويست و پنجاه و الي سيصد نفر رسانيده است. نمره ۱۰۹۵ـ اقتدارالملك... »
در ادامه، دربخشي ديگر از يك برگ سند ديپلماسي در آرشيو اداره اسناد وزارت امورخارجه نوشته شده است: «كارگذاري كل آذربايجان ـ سواد صورت خسارات تخمين خوي ـ نمره۳ ـ تبريز بتاريخ ۲۸شهر ربيعالثاني ۱۳۳۷ ـ مقام محترم رياست جليله كارگذاري كل آذربايجان دامت شوكه ـ اين بندگان امضاكنندگان ذيل اعضاي كمسيون [كميسيون] تعين خسارات خوي باتفاق جمعي از وجوه معارف از نتيجه مجالس لازمه با حضور حكومت جليله با تحقيقات و تدقيقات عيقه [عيقه؛ احتمالا نام جايي است] خسارات وارده از قشون و مامورين دول متحارب را نسبت بولايت خوي به تفصيل ذيل تخمين نموديم خساراتيكه [خساراتيكه] از قشون و مامورين روسها وارد شده است ۱ـ تلفات جاني بواسطه قتل يا اخافه [اخافه؛ به معناي ترسيدن] يا بواسطه ديگر (پانصدنفر) ۲ـ تلفات جاني بواسطه امراض مسريه (چهارهزارنفر)... تخمين خسارات وارده از قشون و مامورين و عمال عثماني ۱ـ تلفات جاني بواسطه قتل يا اخافه يا بواسطه ديگر از مسلم و ارمني (يكهزار و پانصد نفر) ۲ـ تلفات جاني بواسطه امراض مسريه (ده هزار نفر) ...»
همچنين در برگي ديگر از اسناد ديپلماسي در آرشيو اداره اسناد وزارت امور خارجه نوشته شده است: «كارگذاري كل آذربايجان، سواد مراسله كارگذار ارومي ـ تبريز بتاريخ ۱۸شهر جمادي الاولي ۱۳۳۷ [۱۹۱۸م.] ـ مقام منيع كارگذاري كل دامت شوكته ـ امر مبارك نمره ۷۹۵ درمورد خسارات وارده زيارت گرديد معلوم ميشود معروضات سابقه فدوي تا صدور نمره فوق رسيده بوده است زيراكه تا اين تاريخ قريب هفتادوپنج مليون تومان خسارات مالي و متجاوز از يكصدوپنجاه هزار نفر مقتول و متوفي از اوراق وارده به كارگذاري جمعبندي شده و درطي چهارفقره معروضه تقديم كارگذاري كل شده است و اوراقي هم كه مندرجاً بهكارگذاري ميرسد تعيين خسارات مالي و جاني ميشود... كسالت اهالي درنوشتن صورت خسارات خودشان اتمام اين امر خطير را به تعويق انداخته است والا در مقابل اين همه جديت و زحمات فدوي تاكنون بايستي اينكار تمام شود و از اينطرف اهالي بيچاره بواسطه ابتلآت طاقتفرسا و صدمات وارده فوقالتصور و حالت خرابي ولايت فقط در فكر تهيه نان و لوازم زندگاني بوده بدبختانه فرصت كار ديگر ندارند درهرصورت ازتوجه ذات اشرفعالي چند روزه اين امر مهم تمام خواهد شد اما اينكه مقرر شده است عجالتاً بهطور تخميني كليه خسارات وارده معين شود جسارتاً عرض ميكند ممكن نيست بعلت اينكه خسارات بعضي محلات و شهر و دهات اطراف متفاوت بوده و بعضي محالات بالكليه خالي از سكنه و نفوس شده غير از اينكه اشخاص بصير يا از مالكين آنجاها صورت صحيحي به دست آورده كه حالت روحيه اين قبيل جاها قبل از محاربه چه بوده و چه قدر نفوس داشته است به خصوص كه مقرر ميفرمايند بعد از تخمين هم موافق مقررات سابقه صورت صحيح نوشته شود اگر هم تخمين مقدار خسارات مالي امكان داشته باشد تعيين عده مقتول و متوفي خالي از اشكال نخواهد بود... معتمدالوزار...»
وضعیت صنايع ايران در سفرنامههاي انگليسي
آزاده حيدري، در كتاب «نمايهنامه تحليلي موضوعي سفرنامههاي ترجمه شده سياحان انگليسي درباره ايران»، درباره بيوگرافي فرانسيس آرتور كرنليوس فوربز ـ ليث، نويسنده كتاب «كيش مات ـ خاطرات مباشر انگليسي سردار اكرم» با ترجمه حسين ابوترابيان درسال ۱۳۶۶ نوشته است كه وي درسال ۱۹۱۹م. و همزمان با حكومت احمدشاه قاجار به ايران آمد و به هنگام انجام ماموريت، به استخدام يكي از فئودالهاي معروف زمانه موسوم به «سردار اكرم همداني» (عبداله قرهگزلو) درآمد... سرگرد فوربز ليث يكي از افسران لشكر تحت فرماندهي ژنرال «دنسترويل» در بينالنهرين (عراق) بود... فرصتطلبي حكومت انگليس به خاطر اوضاع درهم ريخته كشور روسيه بعد از انقلاب، براي تصرف چند ايالت جنوبي آن كشور بود تا با بهرهگيري از غيبت ارتش و حكومت مركزي منسجم در روسيه، بتواند روياي ديرين استعمار انگليس را در چنگ انداختن بر منابع نفت قفقاز جامه عمل بپوشاند. در جريان اين اردوكشي، پس از آنكه سرگرد فوربز ليث از بغداد وارد ايران شد، ماموريت يافت كه به جاي ادامه حركت تا قفقاز، در قزوين بماند و در واحدي از ارتش انگليس كه در اين شهر مستقر بود خدمت كند... بر اين اساس، فوربز در كتاب خود نوشته است: «پرورش كرم ابريشم و بافت پارچههاي ابريشمي نفيس، امروزه هنوز هم يكي از صنايع مهم ايالت يزد را تشكيل ميدهد. اين صنعت كه تا قبل از جنگ جهاني [اول] در يزد به مقياسي وسيعتر از گيلان رواج داشت، به خاطر كاهش واردات تخم كرم ابريشم، به مرور رونق خود را از دست داده است. به اعتقاد من در مورد صنعت ابريشم ايران بايد اين حقيقت را در نظر داشت كه چون نوع كرم ابريشم موجود در ايران از توانايي لازم براي توليد ابريشم مرغوب برخوردار نيست، بايستي حتما همه ساله تخم كرم ابريشم مناسب را از خارج واردكنند. كه البته در عرض ۵سال گذشته اقدامات مفيدي در راه رونق اين صنعت در ايران برداشته شده، و موفقيتهايي نيز درپي داشته است.»
همچنين، آزاده حيدري، دركتاب «نمايهنامه تحليلي موضوعي سفرنامههاي ترجمه شده سياحان انگليسي درباره ايران»، درباره بيوگرافي كلارا كوليور رايس، نويسنده كتاب «زنان ايراني و راه و رسم زندگي آنان» با ترجمه اسدالله آزاد درسال ۱۳۶۶ نوشته كه وي زني انگليسي و همسر يكي از مسيونرهاي ساكن جلفاي اصفهان بود... وي در بيمارستان مبلغان مسيحي خدماتي را ارايه داده و سفرهاي او در خلال سالهاي پيش و پس از جنگ جهاني اول و اواخر دوره محمدشاه قاجار و اوايل دوره پهلوي صورت گرفته است... در همين راستا، رايس در كتاب خود نوشته است: «در خانههاي بسياري يك يا چند دستگاه بافندگي يافت ميشود كه زنان و كودكان بيشتر ماده مورد نياز لباسهايشان را با آنها ميبافند. طرز كار اين دستگاهها، آنگونه كه به نظر ميرسد، چندان ساده نيست... ابريشمبافي مستلزم كارهاي ديگري نظير توجه به تخمگذاري، پرورش و تغذيه كرمهاست كه مراقبتهاي ويژهاي ميطلبد و آنگاه زمان بركشيدن تارها از پيله و تاباندن آنها فرا ميرسد... صنعت ابريشم، يعني پروردن كرم ابريشم، تابيدن نخ، و گاه ابريشمبافي، يكي از صنايع بزرگ ولايات همجوار درياي خزر است. ميگويند در يزد هزار دستگاه ابريشمبافي وجود دارد كه بيشتر زنان با آنها كار ميكنند.»
سپس، آزاده حيدري، در كتاب «نمايهنامه تحليلي موضوعي سفرنامههاي ترجمه شده سياحان انگليسي درباره ايران»، درباره بيوگرافي ادوارد دنيسون راس، نويسنده كتاب «ايران و ايرانيان» با ترجمه ا.شايگان ملايري در سال ۱۳۱۱نوشته كه وي درسال ۱۹۳۴م. [۱۳۱۳ش.] براي شركت در جشن هزاره فردوسي به ايران آمد كه همزمان با حكومت پهلوي اول در ايران بود و سفرنامه خود را تاليف كرد... در نتيجه، راس نيز در كتاب خود نوشته است: «ايران نظر به موقع جغرافيايي كه دارد رابطه و واسطه تجارت بين چين و مغرب بوده است زيرا وقتي كاروانان از چين شروع به آوردن ابريشم به مغرب نمودند از راهي كه از تركستان چين و روس به ايالت شرقي حاصلخيز و مرغوب ايران يعني خراسان منتهي ميگشت عبور كردند و در نتيجه ايرانيان بهترين خريدار و مشتري ابريشم شدند و پس از آنكه به مقدار رفع احتياج خود خريداري مينمودند به سمت مغرب حركت كرده و بواسطه تحميل عوارض سنگين ترانزيت بر قيمت ابريشم در ساير ممالك فوقالعاده ميافزودند... من باور نميدارم كه صنايع ايران مرده و زوال پذيرفته باشد....»
ايران تحتالحمايه انگليس در سفرنامه ژاپني
در همين راستا، ساكايي يونهئو، روزنامهنگار ژاپنيزبان در امريكا كه در زمان حكومت پهلوي اول از ايران ديدار كرده، در سفرنامه «گشتوگذار در ايران ۱۹۳۸ [۱۳۱۷ش.]» كه در كتاب «يازده سفرنامه ژاپنيهاي ديداركننده از ايران در سالهاي ۴۱ـ۱۹۳۱ ميلادي و۲۰ـ۱۳۱۰ خورشيدي»، با ترجمه هاشم رجبزاده و كينجيئهاورا در سال ۱۳۹۵ چاپ شده، نوشته است: «... پس از امضاي پيمان تركمنچاي در سال ۱۸۲۸م. كه دولت روس قفقاز را به يغما برد، هر مملكت اروپا براي اتباع خود در ايران حق قضاوت كنسولي به دست آورد؛ و آنها در رقابت با يكديگر به مقامهاي بالارتبه ايران رشوه دادند تا هرگونه امتياز بگيرند... درسالهاي جنگ جهاني اول (۱۹۱۸ـ۱۹۱۴م.) ارتش روسيه نيمهشمالي ايران را اشغال كرد، و ارتش انگليس نيمهجنوبي آن را. در ميان آشفتگيهاي برآمده از انقلاب روسيه، انگليس فرصت يافت و ايران را به وضعي مانند تحتالحمايگي خود درآورد....»
ارسال لايحه انحصار دولتي ابريشم به مجلس ملي
در نهايت، با آخرين فصل مرگ و کشتار صنعتگران و تاجران ايراني در زمان جنگ جهاني اول و به هنگام شيوع بيماري مسري و وارداتي « آنفلوآنزاي اسپانيايي ۱۹۱۸م.» به ايران كه طبق اسناد ديپلماسي در آرشيو اداره اسناد وزارت امور خارجه، در زمان حكومت احمدشاه قاجار اتفاق افتاده، ديگر صنعت و تجارت نساجي دستباف باستاني ايران جان نداشت. در اين دوره كه با پايان پادشاهي۱۵۰ساله قاجاريه و آغاز حكومت پهلوي اول در ايران همراه است، موضوع انحصار دولتي جاي امتيازنامههاي دوران قاجار را ميگيرد. چنانكه واژه «انحصار» در فرهنگ نظام، سيد محمدعلي داعيالاسلام، چاپ هند ۱۳۰۵ش. به معناي «مخصوص بودن، اختصاص داشتن، مثال: تمام كارهاي فلان انحصار به من دارد و ديگري حق مداخله ندارد.»، و واژه «منحصر» نيز به معناي «دخل مخصوص، مختص، مثال: معدن نمك فلان جا را من از دولت اجاره كردم و منحصر به من است»، تعريف شده، اكنون به متن سند دوره پنجم تقنينيه ـ مورخه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۰۴ ـ نمره ۱۶۲۹ـ لايحه دولت براي احياي تخم و پرورش كرم ابريشم ميپردازيم كه بدين شرح است: «ساحت محترم مجلس مقدس شوراي ملي ـ در طي قرون متماديه پرورش كرم ابريشم و صناعت نوغان درمرتبه اول منابع ثروتي ايران محسوب و اين مملكت از جمله بزرگترين ممالك مولد كرم ابريشم بوه و عده معتنابهي از اهالي اين مملكت بوسيله محصول اين صنعت با رفاهيت و آسايش امرار معاش مينمودند در داخله مملكت ايران بقدر حوائج ملي تخم نوغان بعمل ميامده بعلاوه هرسال مقداري هم بخارجه حمل ميگرديده است. ولي تقريبا از شصت سال قبل يعني از موقعي كه صنعت ابريشم ايران بواسطه امراض كرم ابريشم بكلي فاسد و ضايع گرديد ايران مقدار لازم تخم نوغان را از خارجه وارد نموده و باستثناء مقدار قليلي تخمهاي فاسد كه در تانبارهاي بومي تهيه ميشد مجبورگرديد بقيه مايحتاج خود را بوسائل خارجي تهيه كند. اين مساله تقريبا محقق شده است كه آزادي ورود و تجارت تخم نوغان خارجه يك لطمه بزرگي به صنعت ابريشم ايران وارد نموده است و اين مملكت كه مدتها يكي از مهمترين تهيهكنندگان پيله ابريشم بوده امروز تقريبا از اين محصول مهم محروم ميباشد.
تجربه ثابت نموده است كه اوضاع كنوني صنعت ابريشم ايران درنتيجه رقابت منفعتطلبان و دلالهاييست [دلالهايي است] كه همواره درصدد بودهاند كه به وسيله تخفيف قيمت تخم نوغان و شرايط مساعد ظاهر فريب كه اساسا مضر است مشتريان را بخود اختصاص دهند و بديهي است كه براي انجام اينمقصود [اين مقصود] عاملين مزبور تخم نوغانهاي پست را براي فروش بايران [به ايران] داخل ميكردند دولت جد و جهد زياد نمود كه ورود تخمهاي نوغان را در ايران تحت تفتيش و نظارت خود قرار دهد اما عدم تاثير اين تفتيش و معاينه هم به زودي مشهود گرديده بعلاوه ثابت شده است كه نظارت كامل در تخم نوغان تنها بوسيله امتحانات ميكروسكوبي نتيجه نميبخشد زيرا بدينطريق [بدين طريق] فقط ميتوان تعيين نمود كه تخمهاي مزبوره داراي مرض پيرين هستند يا خير. لكن براي اينكه تخم نوغان كامل باشد فقط مرض پيرين كفايت نميكند بلكه بايستي تخم مزبور مخصوصا از مولدين قوي بعمل آمده و متناسب با محل پرورش بوده و با دقت حفظ شده و داراي امراض ديگر نيز نباشد. اين خصوصيات نكاتي است كه ميكروسكوب قادر بتعيين [به تعيين] آن نيست. مطابق احصاييه كه تهيه شده معلوم ميشود صنعت ابريشم ايران روزبروز تنزل كرده بهطوريكه محصول پيله تر ايران كه در بيستوپنجسال قبل به دوميليون من تبريز بالغ ميگرديده است در سنه ماضيه فقط (۲۷۵۰۰۰) من بوده يعني تقريبا هشت مرتبه تنزل نموده است در ممالك خارجه مخصوصا فرانسه و ايطاليا اگرچه از پنجاه سال قبل تاكنون تهيه ابريشم موافق اصول علمي صورت ميگيرد معذالك همه روزه مقررات و تكاليف جديدي براي عمل آورندگان تخم نوغان وضع و تعيين نموده و دايما مساعي جديده و مجاهدات فوقالعاده براي بهبودي تخم نوغان كه عامل اصلي موفقيت است بهكار ميبرند. اما در ايران با وضعيت فعلي بدين وسائل نميتوان متوسل گرديد زيرا دراين مملكت هنوز موسساتي براي تخمگيري نوغان بطريق علمي موجود نيست و بعلاوه بهيچوجه نميتوان پيشبيني نمود كه اينوضعيت قبلاز طي مدت طولاني تغيير يابد ولي چون سكوت و لاقيدي در قبال چنين وضع اسفآوري منافي صرفه و صلاح مملكت ميباشد و براي حفظ مصالح عموم لازم است هرقدر زودتر ممكن شود صناعت ابريشم را از حال بدي كه بآن [به آن] دچار شده است مستخلص نمود و چون براي نيل باين مقصود لازم است صنعت مزبور را از احتياج جلب تخم نوغان خارجي بينياز نموده و وسايلي اتخاذكرد كه مملكت از عمل پرورش كرم ابريشم حداكثر استفادات ممكنه را حاصل نمايد و چون اجراي اين مرام موكول باين است كه وسايل بعمل آوردن تخم نوغان ملي را با استفاده از تجربيات متخصصين خارجي كه قطعا نميتوان از آن صرفنظر كرد درتحت تفتيش دولت تدارك و مقررات و نظاماتي براي ورود تخم نوغان بايران وضع نمود. لذا دولت براي ترقي محصول ابريشم ايران پساز اجراي مطالعات كافي در اين باب اتخاذ وسايل فوقالذكر را وجهه نظر قرار داده و اينك لايحه ذيل را بمجلس شوراي ملي پيشنهاد و تصويب آن را تقاضا مينمايد.
قانون توليد و ورود تخم نوغان در ايران ـ ماده اول ـ از تاريخ پانزدهم تيرماه ۱۳۰۴ توليد و تهيه تخم نوغان و ورود آن بايران تا مدت بيستو هفت سال در تمام مملكت منحصر بدولت بوده و دولت عهدهدار اقدامات ذيل ميباشد.[الف] ۱ـ تهيه تخم نوغان مرغوب و بيعيب. ب ـ حفظ و نگاهداري تخم نوغان موافق اصول علمي. ج ـ تحويل تخم نوغان به پرورشدهندگان كرم ابريشم در ايران با شرايط عادلانه بهطوريكه آنها بتوانند با ساير ممالكي كه از حيث خوبي جنس تخمنوغان معروفيت كامل دارند رقابت نمايند. د ـ اشاعه بهترين اصول پرورش كرم ابريشم بوسيله تامبارهاي نمونه و تربيت درخت توت بوسيله توتستانهاي سرمشقي. هـ ـ مساعدت به پرورشدهندگان كرم ابريشم راجع بفروش رساندن محصول آنها بترتيب عادلانه. ماده دوم ـ براي احتراز از اختلاط كرمهاي ابريشم كه از تخمهاي سالم كه در ايران بعمل آمده يا از خارجه وارد شده است با كرمهايي كه از تخمهاي بد بعمل ميايد و سرايت امراض هيچكس به جز بوسيله انحصار دولتي حق بعمل آوردن يا وارد كردن تخم نوغان را نخواهد داشت. ماده سوم- تخلف از ماده (۲) اينقانون[اين قانون]موجب ضبط تخم نوغان موضوع تقلب و اخذ دو تومان جزاي نقدي براي هر كرام [گرام] آن خواهد بود. ماده چهارم- دولت براي تسهيل اجراي اين قانون مجاز است كه در مدت انحصار خود مباشرت (كارگذاري يا نظارت) عمليات اجراء انحصار را بيك [به يك] شركت فرانسوي كه مخصوص توليد تخم نوغان و پرورش كرم ابريشم باشد واگذار نمايد....» ادامه دارد...
منابع: كتابخانههاي شماره يك
و ايرانشناسي مجلس
٭ روزنامهنگار و پژوهشگر