• 1404 يکشنبه 9 آذر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6202 -
  • 1404 يکشنبه 9 آذر

سفرنامه يوشيدا ماساهارو نخستين فرستاده ژاپن به ايران دوره قاجار

اشاره ـ محتواي سفرنامه‌هاي مشرق زمين، تفاوت‌ روشني با متن سفرنامه‌هاي سياحان اروپايي دارد. چرا كه فرهنگ مردم مشرق زمين به دليل روش آداب و سنن زندگي مشترك، باعث نزديكي بيشتري بين آنها و حتي به هنگام نگارش كتاب و سفرنامه‌نويسي مي‌شود كه اين موضوع كمتر در قلم سياحان اروپاي غربي مشاهده مي‌شود. شايد همين ويژگي‌ منحصر به فرد فرهنگي است كه باعث شده اين دو رويكرد و نگاه متفاوت در سفرنامه‌نويسي‌هاي غربي و شرقي، حقيقت‌هاي بيشتري را پيش ‌روي پژوهشگران و روزنامه‌نگاران ايراني قرار بدهد. در همين ‌راستا، امروز به معرفي كتاب «سفرنامه يوشيدا ماساهارو - نخستين فرستاده ژاپن به ايران دوره قاجار ۹۸-۱۲۹۷ ق. يا  ۸۱-۱۸۸۰م.) مي‌پردازيم كه هاشم رجب‌زاده، استاد دانشگاه اوساكاي ژاپن و با همكاري ي‌. ني ‌ئي، آن را در سال ۱۳۷۳ش. از ژاپني به فارسي ترجمه كرده‌اند.

چنانكه هاشم رجب‌زاده، مترجم ژاپني، در بخشي از «مقدمه» اين كتاب نوشته است: «نيمه دوم سده نوزده ميلادي همزمان با سال‌هاي مياني سلطنت ناصرالدين شاه و دوره ثبات و سكون نسبي در ايران و تاخت و تاز و رقابت‌ قدرت‌هاي رقيب خارجي در اين پهنه، به خصوص از راه نيرنگ‌بازي و در عرصه ديپلماسي، روز بازار گشت و گذار و «كشف و شهود» سياحان خارجي در ايران بود. بيشتر اينان سفرنامه‌هايي از خود برجاي گذاشته‌اند... سفر يوشيدا و همراهانش - كه نخستين فرستادگان ژاپن به ايران در تاريخ جديد بوده‌اند - نيز در همين 10 ساله رونق فراز آمدن مهمان‌هاي ناخوانده، و در سال‌هاي ۱۸۸۰ و ۱۸۸۱ ميلادي (۱۲۹۷ و ۱۲۹۸ ق.) بود. يوشيدا ماساهارو (۱۸۲۵تا۱۹۲۱) پسر يوشيدا توءيو است كه اين يك سامورايي بلندپايه‌اي از مرتبه «كارو» از ايالت «توسا» و دولتمردي بسيار معروف در اواخر دوره «اِدو» (سال‌هاي ۱۸۶۷ـ۱۶۰۳) بود. او دانشمند ادب چين بود و پدري سختگير. توءيو به پسر كوچكش گفت تا انگليسي ياد بگيرد. معلم انگليسي ماساهارو، به نام ناكاهاما مانجيرو ماهيگير بود و نخستين ژاپني كه در آن سال‌ها گذارش به امريكا افتاده بود. ماساهارو در اين هنگام 10 سال داشت. پدرش پيش‌بيني مي‌كرد كه به زودي جنگ در مي‌گيرد و ژاپن دستخوش بحران خواهد شد. او در آن دوره تاريك ژاپن هم رويايي در سر داشت؛ در آموختن فرزند و تشويق او مثل‌هاي اروپايي را در كلام خود مي‌آورد و به ماساهارو مي‌گفت: «مردم نژاده، روزگار دراز اصالت و دانش را ميان خود نگاه مي‌دارند، درست هما‌‌ن‌طور كه سيب‌زميني خوب از همان آغاز رشد مايه خوراكي كافي در زيرزمين ذخيره دارد. خاندان يوشيدا شرف و افتخار خود را از ديرباز نگه داشته‌اند، تو بايد به اين ببالي و در دانش آموختن سخت بكوشي.»... ماساهارو نيز چون پدر در دانش و ادب چين پرورده و فرهيخته شد... ترجمه كتابي ژاپني نوشته مردي سياست‌پيشه و اديب و با نثر پخته و پرداخته در قرن 19 و درآمدن آن به فارسي، آسان نيست خاصه كه چنين كاري براي نخستين ‌بار باشد و بي‌پشتوانه آزمون و تمرين و تكرار و بي‌بهره بردن از تجربه گذشتگان.»
در ادامه، يوشيدا ماساهارو، نويسنده كتاب در بخشي از «آغاز سخن» نوشته است: «...سفرم به ايران و عثماني از روي شوق و آرزو بود، اما به اختيار و ابتكار خود به اين راه نرفتم. زمينه سفر چنين فراهم شد كه پادشاه ايران (ناصرالدين شاه) هنگام بازگشت از سفر دومش به اروپا از راه روسيه، چند روزي در پترزبورگ پايتخت روسيه‌ تزاري ماند. در اين روزها، اِنوموتو وزيرمختار وقت ژاپن در دربار روسيه، همراه با توكوجيرو نيشي دبير اول سفارت ژاپن، فرصت يافتند نزد شاه ايران بار يابند و در اين ديدار سخن از ايجاد رابطه ميان ايران و ژاپن به ميان آمد و شاه ايران هم به اين كار اميدوار بود. من در آن هنگام در جرگه ديپلمات‌ها بودم و از سوي وزير خارجه ژاپن، آقاي اينووه، [به رياست نمايندگي ژاپن و سفر به ايران] ماموريت يافتم. پس همراه با آقاي فوروكاوا، كه افسر ارتش ژاپن بود و پنج بازرگان ژاپني آماده سفر به ايران شديم... روز ۵ ماه آوريل سال سيزدهم پادشاهي امپراتور ميجي (۱۸۸۰م.) سوار بر ناو هيه (هيه ـ گو) كه روانه اقيانوس هند بود از ژاپن به راه افتاديم. روز ۲۳ آن ماه به هنگ‌كنگ رسيديم و 18 روز اينجا مانديم. ناو  هيه ماموريت داشت كه براي تمرين جنگي اقيانوس هند را بپيمايد. [پس روانه شد و ما در هنگ‌كنگ مانديم.]... به نمايندگي سياسي ژاپن در سن‌پترزبورگ اطلاع داده شده بود كه از ژاپن راه افتاده‌ايم و به زودي به بندر بوشهر در خليج‌فارس مي‌رسيم و آنها يك هندي را، به نام رام‌چندرا در نظر گرفته بودند كه مترجم و راهنماي ما [در ايران] باشد و او هم راه افتاده و قرار بود كه در روز معين در بندر بوشهر به ما بپيوندد. ما روز اول ماه مه از هنگ‌كنگ به راه دريا روانه شديم.
يادداشت و گزارش من در معرفي شيوه حكومت، نظام قانوني، ماليات‌ها، جمعيت و فرآورده‌هاي ايران و زبان و ادب اين كشور و آمار و ارقام و مطالب ديگر درباره ايران است. اما اگر همه يافته‌ها و گردآورده‌هايم را در كتاب بياورم «مثنوي هفتادمن كاغذ» مي‌شود و خواننده را خسته خواهد كرد. سفرنامه‌ام را در دو كتاب فراهم آوردم: يكي گزارش سفر به ايران و دوم يادداشت‌هاي سفر به عثماني. اما ناشر ژاپني، مدير انتشارات «هاكوبون كان» گفت كه بهتر است كه اين دو كتاب در دو دفتر جداگانه چاپ شود تا خواننده را خسته نكند. مي‌گويند كه درباره كشت و كار بايد از مرد روستايي پرسيد و درباره بافتني از زن خانه‌دار. من هم دنبال راي ناشر رفتم و اينك دفتر اول را كه گزارش سفر به ايران است در دسترس خواننده مي‌گذارم.» 
منابع: كتابخانه‌هاي شماره يك 
و ايرانشناسي مجلس

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون