«اعتماد» بررسي میکند
فاز دوم صلح غزه در سايه رويارويي واشنگتن و تلآويو
حسن بهشتيپور: قطر و تركيه در شوراي صلح غزه نقش مستقلي ندارند و صرفا مجري سياستهاي ايالاتمتحده و اسراييل هستند
عبدالرضا فرجيراد: حماس براي نقشآفريني در آينده غزه خيز برداشته است و تلاش دارد تا در كل فلسطين و حتي كرانه باختري، نقشآفرين باشد
گروه جهان
دولت ايالاتمتحده درنهايت بعد از ارايه طرح صلح غزه براي ورود به مرحله دوم آتشبس و پايان جنگ در اين باريكه با انتشار پيشنويس منشور «شوراي صلح غزه» به دونالد ترامپ، معادلات جديدي را در مديريت بحران اين منطقه كليدي رقم زد. براساس گزارشها، رياست اين شورا با ترامپ خواهد بود و كشورهايي همچون تركيه، قطر و مصر نيز در كنار چهرههايي نظير جرد كوشنر و توني بلر، عضويت آن را برعهده خواهند داشت؛ طرحي كه به ادعاي منابع مطلع جايگزيني براي حماس با كميتهاي به رياست «علي شعث» كه احتمالا با هزينههاي ميلياردي اهدافي چون بازسازي و خلع سلاح را دنبال ميكند. براساس ادعاي گزارش رسانهها اين تحركات ديپلماتيك اگرچه با هدف ايجاد ثبات و جذب سرمايهگذاري كلان صورت گرفته، اما بلافاصله با واكنشهاي تند اسراييل روبهرو شد. بنيامين نتانياهو، نخستوزير اسراييل با وجود اشراف بر جزييات، به دليل فشار وزراي افراطي كابينه كه حضور آنكارا و دوحه را تهديدي امنيتي و تثبيتكننده تفكر اخواني ميدانند، رسما با اين طرح مخالفت كرد. حال نيز برخي ناظران مدعياند اين اختلافنظر آشكار، نشاندهنده شكاف عميق ميان رويكرد تجاري و سياسي واشنگتن و ديدگاه صرفا امنيتي و جنگطلبانه تلآويو است؛ موضوعي كه آينده صلح و چگونگي اداره غزه را با چالشهاي پيچيدهاي مواجه كرده است.
در همين راستا روزنامه اعتماد باهدف ارزيابي تركيب شوراي صلح غزه و آينده اين باريكه با كارشناسان گفتوگو كرده است. حسن بهشتيپور، پژوهشگر روابط بينالملل در گفتوگو با «اعتماد» ضمن اشاره به تركيب اعضاي شوراي صلح غزه تاكيد كرد اگرچه تركيه و قطر نيز در ميان اعضا قرار دارند اما بازيگراني تحت امر واشنگتن هستند. همزمان عبدالرضا فرجيراد، استاد ژئوپليتيك در اين گفتوگو تاكيد كرد: دليل حضور بازيگراني چون قطر و تركيه در ميان شوراي صلح غزه پيشبرد بهتر امور در اين باريكه است.
مشروح اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد:
حسن بهشتيپور:
حمايت حماس از شوراي صلح غزه شايد نشان از تلاش اين بازيگر براي احياي قدرت خود در چارچوبي تازه است تا بتواند در آينده اين نوار باريكه فعاليت خود را از سر بگيرد
حسن بهشتيپور، پژوهشگر مسائل بينالملل در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره ارزيابياش از چينش و اعضاي شوراي صلح غزه تشريح كرد: منابع مختلفي در مورد شوراي صلح غزه گزارشاتي را منتشر كردهاند؛ گروهي معتقدند اعضاي اين شورا شامل دونالد ترامپ، جرد كوشنر، استيو ويتكاف، توني بلر و ماركو روبيو هستند و گروهي معتقدند تركيه و قطر نيز جزو اين شورا هستند. از اينرو، ابتدا بايد دانست كه اگر اين افراد اعضاي اصلي هستند، چرا بيشتر اعتراض اسراييل مربوط به حضور قطر و تركيه در اين شورا است؛ زيرا هر دو كشور اخواني هستند و رابطه نزديكي با حماس دارند، به اين دليل كه حماس نيز اخواني است.
به باور بهشتيپور اين اعتراض نيز آنقدر جدي بوده كه وزير خارجه اسراييل با وزير خارجه امريكا تماس گرفته و بيانيه تندي رسمي صادر كرده است.
به باور اين كارشناس بينالملل، اگر اعضا صرفا افراد امريكايي و انگليسي باشند، قطعا اسراييل به اين چينش اعتراض نداشت. به نظر بايد بيشتر بررسي شود كه اگر اين اسامي فقط اعضاي شوراي صلح غزه باشند، ممكن است به عنوان هيات عالي نظارت فعاليت داشته باشند؛ چراكه گفته شده افرادي بايد عضو شوند كه بتوانند به لحاظ مالي اين شورا را تامين كنند. ازسوي ديگر، رييسجمهور آرژانتين به دليل روابط نزديكي كه با ترامپ دارد و به دليل حضور گسترده يهوديان در آرژانتين، براي حضور در اين شورا دعوت شده است. در هر حال، بايد روشن شود كه دقيقا چه كشوري چه نقشي را به عهده دارد. بهشتيپور در ادامه تصريح كرد: از طرفي، توجه داشته باشيم كه حماس نيز از اين تركيب استقبال كرده و ظاهرا حاضر است سلاحها را تحويل دهد؛ اما اگر با اين تركيب كاملا امريكايي و انگليسي بود، حماس تا حدودي تعمق و تأمل ميكرد، چراكه اين تركيب امريكايي يك منطقه اشغالي را به وجود ميآورد و بدان معناست امريكا آمده اداره يك منطقه اشغالي را به عهده بگيرد؛ درحالي كه پيش از اين، زيرنظر اسراييل، نماينده امريكا در خاورميانه بود و حالا امريكا خود مستقيما وارد عمل شده است. به گفته اين تحليلگر روابط بينالملل اما اگر فرض كنيم اعضاي اين شوراي صلح امريكايياند و همچنين قطر، اردن و تركيه حضور دارند، اين شوراي صلح متفاوت خواهد شد و به دورهاي انتقالي تبديل ميشود كه حماس ميتواند اميدوار باشد كه تحت عناوين ديگري وارد فعاليتهاي سياسي در آينده غزه شود. بنابراين، هر دو فرض را بايد درنظر گرفت؛ چراكه هيات اجرايي به معناي مجري امور است كه قطر و تركيه عضو آن هستند و شوراي اصلي متشكل از ترامپ و نزديكان او احتمالا به صورت نمادين فعاليت دارند، چراكه ماركو روبيو حتي فرصت حضور در غزه را نداشته، لذا احتمالا هيات امريكايي يك هيات عالي و نظارتي است كه عملكردي مشابه هيات امنا دارد و نگاهي بازرگاني و تجاري دارند و غزه را نيز به عنوان فرصت تجاري ميبينند. احتمالا به اين شكل تقسيم كار صورت گرفته است.
بهشتيپور در ادامه گفتوگويش با «اعتماد» خاطرنشان كرد: جالب آنكه توني بلر دو، سه ماه پيش توسط ترامپ شخصا زير سوال رفت و ترامپ مدعي شد صلاحيت او تاييد نشده و محبوبيتي در غزه ندارد و كشورهاي عربي نيز به شدت مخالفت كردند، البته به خاطر سابقه بدي كه او در عراق داشته و نقشي كه با بوش پسر ايفا كرد و مسبب اصلي حمله به عراق بود. در هر صورت، اگر اين هيات عالي باشد به معناي اينكه وارد تصميمگيري و تصميمسازي نشود و صرفا نظارت عاليه داشته باشد، يك موضوع است؛ اما اگر نه، بخواهند دخالت كنند و تصميم بگيرند، خودشان را وارد يك بحران جديد كردهاند، به اين دليل بعيد ميدانم اين افراد كه اصلا آنجا زندگي نكردهاند و شناختي از غزه ندارند، بتوانند كاري از پيش ببرند؛ به ويژه اينكه مخالفت جدي اسراييل ميتواند چالشساز شود. اساسا دليل عمده اختلاف اسراييل بالاخص دو وزير كليدي كابينه نتانياهو كه به شدت راستافراطي هستند، آن است كه اين بازيگر هيچگونه هويتي را براي غزه قائل نيستند و ميخواهند حماس نابود و ريشهكن شود. بهشتيپور در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درباره نقشآفريني قطر و تركيه در اين شوراي صلح گفت: حضور تركيه و قطر در اين هيات بستگي به اين دارد كه ارتباطات اخواني حماس با تركيه و قطر را چگونه درك كنيم و پس از آن ميزان اختيارات قطر و تركيه را ارزيابي كنيم؛ چراكه واقعيت اين است كه قطر و تركيه بدون تاييد امريكا و اسراييل نميتوانند نقشآفريني داشته باشند و به عبارتي به نوعي عامل اجرا هستند، البته با اين تفاوت كه آنها نزديكي فكري و معنوي با حماس دارند، درحاليكه به عنوان مثال كسي مانند ماركو روبيو نه شناختي از غزه دارد و فقط به شدت با اسراييليها رابطه نزديك داشته و دارد؛ با اينكه خود يهودي نيست، اما از هر يهودي به اسراييليها نزديكتر بوده است. با اين همه نبايد تركيه و قطر را متغير مستقل فرض كنيم، هر دو متغير وابسته به امريكا هستند و بازيگريشان محدود است، در اين ميان اين امتياز را براي حماس دارند كه رابطه فكري و معنوي با اين گروه دارند و از طرفي رابطه نزديكي با امريكا دارند، به گونهاي كه عملا مجري سياستهاي ايالاتمتحده در غزه هستند.
اين پژوهشگر ارشد روابط بينالملل درباره شخصيت علي الشعث براي اداره غزه تشريح كرد: پذيرش چنين شخصي كه در كرانه باختري سكونت دارد براي اداره غزه به اين دليل است كه حماس كه چارهاي جز پذيرش اين طرح نداشته، بايد به چنين انتخابي تن ميداد، از همين رو اگر حماس اين فرد، علي الشعث، را نميپذيرفت چه راهحل ديگري پيش روي خود داشت؟ لذا راهحل جايگزيني وجود ندارد و اساسا توان سازماندهي جديد براي برخورد نظامي و درگيري نظامي ديگر در درون حماس نيست.
به گفته بهشتيپور باتوجه به امكاناتي كه اكنون دراختيار حماس است اين گروه اميدوار است كه بتواند با چنين فردي كار كند تا بتوانند در قالب اين چارچوب سياسي فعاليت كرده و در آينده به عنوان يك حزب سياسي عمل كند؛ يا اينكه نامش را تغيير داده اما در عمل به تعهداتش پايبند باشد. به بياني ديگر همانطور كه حماس از جنبش فتح منشعب شد، ممكن است بار ديگر در قالب گروهي ديگر فعاليت خود را از سر بگيرد. جالب آن است كه همان زمان نيز عربستانسعودي مخالف ياسر عرفات بود و از حماس حمايت كرد، اما بعد فاصله گرفت، چراكه با گرايشهاي اخواني اين گروه مواجه شد و اخوانيها و وهابيها در جهان اهل سنت رقيب يكديگرند. در هر صورت بايد گفت عملا حماس چارهاي جز پذيرش اين موضوع نداشت؛ شايد اميدوار است كه در آينده بتواند فعاليتهايش را پيش ببرد. در هر حال، حماس نفوذ و حضور گستردهاي همچنان در غزه دارد.
عبدالرضا فرجيراد:
ترامپ از عضويت تركيه و قطر در شوراي صلح غزه حمايت كرد، زيرا هر دو بازيگر هم به امريكا نزديك هستند و هم به حماس
عبدالرضا فرجيراد در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره اعضاي انتخابي شوراي صلح غزه و حضور نزديكان دونالد ترامپ در اين شورا خاطرنشان كرد: از زماني كه دونالد ترامپ طرح صلح غزه را ارايه داد، در درجه اول امنيت اسراييل را درنظر داشت و دوم اينكه به دنبال آن بود تا بر غزه مسلط شده و به واسطه نگاه تجاري كه دارد، اهدافش را محقق كند؛ اين گزارهاي است كه واشنگتن بارها مطرح كرده و تاكيد دارد كه غزه را به منطقه توريستي تبديل خواهد كرد.
به گفته فرجيراد حال نيز با همان رويكرد، ايالاتمتحده اعضاي سياسي و اجرايي صلح غزه را انتخاب كرده است؛ اعضاي سياسي افراد نزديك به ترامپ و تجارتپيشه هستند. البته به اين اعضا احتمالا كشورهاي ديگري نيز اضافه ميشوند؛ ازجمله به رييسجمهور راستگراي آرژانتين و نزديك به ترامپ نيز پيشنهاد شده كه به شوراي صلح غزه بپيوندد.
اين استاد ژئوپليتيك در ادامه به «اعتماد» گفت: اعضاي اجرايي اين شورا نيز پانزده نفر هستند، متشكل از تكنوكراتهاي فلسطيني كه بعيد است هيچكدام در فلسطين زندگي كرده باشند؛ از همين رو با چهرههايي روبهرو هستيم كه در خارج از كشور، شايد هم در امريكا زندگي ميكنند و به عنوان تكنوكراتهاي فلسطيني انتخاب شدهاند. وظيفه آنها فراهم كردن ابزارها و وسايل براي انتخاباتي است كه گويا قرار است سه يا چهار سال آينده برگزار شود. فرجيراد در ادامه خاطرنشان كرد: در مقطع كنوني ترامپ از اين اقدام كه مرحله دوم آتشبس غزه است، استفاده كرده، چراكه به دنبال جمعآوري منابعي مالي براي بازسازي غزه است؛ حال نيز با طرحهايي كه به صورت شخصي تعريف شده، از كشورهاي عربي و كشورهاي اروپايي و غيره، ميخواهد تا منابعي ميلياردي را جمعآوري كنند تا بتوانند زمينه را براي بازسازي غزه هموار سازند. البته اهداف امريكا به دليل اختلافاتي كه بين كشورهاي ثروتمند مانند كشورهاي اروپايي و ترامپ سر مسائل مختلف وجود دارد، از اوكراين گرفته تا گرينلند، مشخص نيست محقق شود يا نه.
به باور اين استاد ژئوپليتيك البته كشورهاي عربي همراه هستند، اما همچنان مشخص نيست كه تا چه ميزان به درخواستهاي دونالد ترامپ پاسخ مثبت دهند. لذا درست است كه اكنون مرحله اول جنگ به پايان رسيده و آرامشي نسبي برقرار شده اما مرحلهاي حساس از آتشبس پيش رو است.
به گفته اين استاد ژئوپليتيك نكته مهم اين است كه راهي كه ترامپ ميرود با آن راهي كه اسراييل خواهان آن بود، متفاوت است؛ اسراييل درصدد بود تا امور غزه را دراختيار خود داشته باشد و بدين طريق حماس را نابود كند. هر چند براساس منابع آگاه حماس اعلام كرده، آمادگي دارد كه سلاحهايش را تحويل دهد؛ حالا چه نوع سلاحي را تحويل ميدهد، خود نيز قابل بحث است. مسير ديگر آن است كه اسراييل به دنبال آن است تا همچنان شهركسازيهايش را ادامه داده و نيروهاي ارتش خود را در اين منطقه مستقر كند؛ البته باتوجه به نفوذ اطلاعاتي و نظامي كه اسراييل در منطقه و همسايگياش دارد، نفوذ و حضور خود را خواهد داشت، اما اين بازيگر از حضور كشورهايي مثل تركيه و قطر در شوراي صلح غزه ناراضي است و بعيد ميدانم كه به تداوم اين حضور رضايت دهد، به ويژه اينكه هر دو كشور ارتباطات نزديكي با حماس دارند. فرجيراد در ادامه اين گفتوگو تاكيد كرد: آنچه كه مسلم است، اين است كه در مقطع فعلي جنگ به طور نسبي به پايان رسيده و فلسطينيها مانند گذشته كشته نميشوند و مواد غذايي وارد ميشود و بايد چنين تحولاتي را به فال نيك بگيريم. با اين حال امورات دراختيار دونالد ترامپ است؛ باتوجه به رويكرد قلدرمآبانهاي كه او در همه زمينهها دارد، چه در غزه، چه در مسائل ديگر خاورميانه، چه در اروپا و امريكاي لاتين، فعلا اختياراتي را دارد و براي پيشبيني تحولات بعدي بايد منتظر بمانيم.
فرجيراد در پاسخ به ديگر سوال «اعتماد» درباره حضور تركيه و قطر به عنوان هيات اجرايي شوراي صلح غزه گفت: من تصور ميكنم هدف ترامپ از عضويت قطر و تركيه در اين شورا، دو بازيگري كه هم به ترامپ نزديك هستند و هم به حماس، زمينهسازي براي تعامل سازنده در آينده است. غالب اين تعامل و همكاري ميتواند در زمينه ايجاد كميتهاي براي اداره غزه باشد يا مساله خلع سلاح حماس. لذا موافقت واشنگتن با نقشآفريني دو بازيگر به اين دليل بوده كه امريكا به اين دو متحد نياز دارد تا در اين مقطع بتواند امورات انتقالي را راحتتر پيش ببرد. در اين ميان اسراييل رويكرد ديگري دارد كه با رويكرد امريكا متفاوت است و با اين مساله مخالف است و تحولات را صددرصد امنيتي قلمداد ميكند. اگرچه ترامپ نيز مساله را امنيتي ميبيند، اما همزمان رويكردي تجاري نيز دارد.
اين استاد ژئوپليتيك در ادامه گفتوگوي خود با «اعتماد» درباره رويكرد حماس در قبال اعضاي شوراي صلح گفت: استقبال حماس از شوراي صلح به اين دليل است كه حماس اميدوار است بتواند در آينده نقش داشته باشد؛ چراكه خود ميدانند اقدامات نظامي در كوتاهمدت و ميانمدت ديگر امكانپذير نيست، لذا تلاش ميكند كه در تحولات سياسي آينده غزه و كل فلسطين، حتي كرانه باختري، نقش داشته باشد. لذا نميخواهد كه براي هميشه از بين برود؛ بنابراين سلاحها را تحويل داده تا بتواند به عنوان يك گروه سياسي بسيار فعال در آينده نقش داشته باشد.