آنلاينهاي اسنپنشين
مهدي دهقانمنشادي
در حكايتي از حكايتهاي گلستان سعدي به رزقِ مقسوم و بلاي مقدور اشاره شده است؛ در عرصه زندگاني جداي از نابرابري در تقسيم رزق، تقدير نيز بلاها را به انواع مختلف و ميزانهاي نابرابر بر نسلهاي گوناگون انساني تحميل كرده است. در اينجا منظور از بلا تنها بارش حوادث غيرمترقبه و بيماريهاي سهمگين از آسمان و زمين و زمان نيست، بلكه ميزان رنجش و خسراني است كه نسلها مطابق با شرايط زمانه خود در مواجهه با زندگي با آن مواجه بودهاند. كيفيت و پهناي زندگي يك طفل مكتبرو در عصر ناصري با نحوه زيستن در كودكي كودكان قبل و بعد از انقلاب 57 و حتي دانشآموزان دوره كرونا در اواخر دهه 1390 و زمانه حال بسيار متفاوت بوده و تقدير در تقسيم رنجش براي هر نسل و زمانهاي معيارهاي بيهمتايي داشته است. آموزش مكتبي دوره قاجار در كنار اصول ابتدايي خود وسيلهاي داشت به نام فلك كه عاملي قهري در تعليم و تربيت بود و ترس از فلك شدن و شلاق بر كفِ پا خوردن موجب ميشد همت مكتبآموزان و فشار براي گيرايي ذهن افزايش يابد. يك قرن بعد، اين ابزار قهري آموزشي- پرورشي در استحالهاي تاريخي به تركه انار و خطكش براي نوازش كف دست بازيگوشان مدارس تبديل شد تا نسل تنبيهشونده با آن، مقداري خود را خوشبختتر از تحصيلكنندگان عصر فلك مكتبي بدانند، اما آن خوشبختهاي از فلك جسته هيچ نميدانستند كه نسلهاي بعدي در عصري مهربان و بيخشونت آموزش خواهند ديد كه در آن صداي بلند آموزگار نوعي توهين به شخصيت دانشآموز محسوب شده و پيگرد قانوني خواهد داشت. در رويارويي با زندگي شايد بتوان گفت دانشآموزان دهه پنجاهي يا شصتي معاصر به مدد همت و توان بازوي خود در مسير زندگي حركت ميكردند و دانشآموزان امروزي بيشتر به كمك نيروي فناوري و نشسته بر بال آن به گذران زندگي مشغول هستند. بنابراين ميزان و نحوه رنج بردن اين دو نسل در طول زندگي و طرز بهره بردن از عرض آن تفاوتهاي چشمگيري با هم دارد. نسل ما و نسل فرزندان ما هر يك به علت تفاوت در نوع فناوري رايج و امكانات موجود زندگي، سرد و گرم روزگار را متفاوت چشيدهايم. در همهگير نبودن استفاده از سرويس مدارس در دهه پنجاه و شصت، ما بيشتر مجبور بوديم، به تنهايي و با پاي پياده يا دوچرخه يا اتوبوسِ خط واحد مسير خانه تا مدرسه را بپيماييم، پيمودني كه با توجه به دو نوبته بودن مدارس، زمان زيادي از روز صرف آن ميشد: صبح به مدرسه ميرفتيم و اذان ظهر به خانه ميرسيديم، بعد از صرف ناهار و استراحتي مختصر- اگر نبايد در صف نفت و ارزاق كوپني طي ميشد- مجدد راهي مدرسه ميشديم و چهار و نيم عصر به خانه برميگشتيم. اين رويارويي با چالش مدرسه زماني سخت و رنجآور بود كه در گرما و سرما و برف و يخبندان، رفت و آمدها ادامه داشت و اداره آموزش و پرورش آن زمان اعتقادي به تعطيلي مدارس در برخي روزها به علت سردي و يخبندان و لغزندگي معابر نداشت. مدد گرفتن از همت و توان بازوي خود زماني سرد و گرم روزگار را خوب به ما ميچشاند كه در كنار اشتغال به تحصيل كمك كار خانواده هم بوديم: كمك در امورات خانواده و خريدهاي روزانه با طعم صفوف طولاني.
اما فرزندان ما و دانشآموزان نسل جديد حكايتي ديگر در عرصه زندگي دارند بهطوري كه فناوري روح آنها را حساس و جسمشان را لطيف گردانده و نسلي شدهاند كه ميتوان آنها را به «آنلاينهاي اسنپنشين» ملقب كرد. سبك زندگي و مواجهه اين نسل با امورات زندگي نه تنها تفاوت قابل ملاحظهاي با تجربيات زيسته ما در دوران كودكي پيدا كرده است، بلكه نوع آموزش و جنسِ بازيهاي آنها با آنچه ما تجربه كرده بوديم بسيار فرق دارد. در اين ميان ذائقه آنها در دنيايي از فستفودها و رستورانها و كافههاي جديد طعم شتاب و رنگارنگي به خود گرفته و غذاي روح آنها جنسي متفاوت با آنچه ما از آن بهره ميبرديم، پيدا كرده است. آنها نه تنها نازپرورده فناوري كه در اصل نازپرورده والدين خود بوده و پدر و مادر به دنبال آن هستند كه نگذارند سختيهاي از سر گذرانده خود نصيب فرزندانشان شود. درست است كه شهرها نسبت به دوران كودكي ما گستردهتر شدهاند و خانه و مدرسه فاصله زيادي از هم گرفتهاند، اما استفاده بيرويه از سرويس مدارس تماس دانشآموزان با محيطِ معبر و خيابان را ناچيز ساخته، بنابراين آنها سرد و گرم فصول و روزگار را كمتر ميچشند. اين نسلِ آسوده با فناوري تنها رنجي كه خاطرش را آزرده ميكرد سختي از خواب صبحگاهي بلند شدن و به مدرسه رفتن بود كه همهگيري ويروس كرونا باعث شد تا مقدماتي فراهم شود كه اين رنجش تا حدودي آرام شود. دوره كرونا آموزش مجازي و از راه دور را باب كرد و علاوه بر اينكه استفاده از تبلت و گوشي تلفن همراه در بين دانشآموزان رواج بيسابقهاي پيدا كرد و آنها را خانهنشين كرد، ريلگذاري آسودگي بيشتر و كمتر به محيط مدرسه رفتن را فراهم ساخت بهطوري كه با كوچكترين رخدادي مدارس حالت غيرحضوري يافته و با گرم و سرد شدن بيش از حد هوا، بارش برف و باران، آلودگي هوا يا شيوع يك بيماري، كودكان از رنج حضور در مدرسه رهايي يافته و روي تختخواب و زير پتو به فراگرفتن علم مشغول ميشوند. دراين آنلاينهاي آموزشي و سرگرميهاي مجازي افرادچنان به فناوري وابسته شدهاند كه براي مسافرتهاي كوتاه شهري نيز به اسنپ و تاكسي سرويسهاي اينترنتي توسل جسته و بيتوجه به پيادهروي در شهر حتي غذاي خود را نيز به گونه مجازي سفارش داده و توسط پيك دريافت ميكنند.
رزق شايد مقسوم و بلا شايد مقدور باشد، اما در تقسيم رزق و تقدير بلا براي نسلها ظرافتهايي نهفته است. نسل ما در دوره كودكي در غياب فناوري پيشرفته مجبور به تحمل سختيهايي بود و ما به مدد همت و توان بازوي خود در مسير زندگي حركت ميكرديم و دانشآموزان امروزي بيشتر به كمك نيروي فناوري و نشسته بر بال آن از سختيهايي جستهاند، اما رنج زندگي ناشي از ضعف فناوري در دوره ما با لمس عميق زندگي، مشتاقانه پاي تلويزيون نشستن براي ديدن برنامه كودك و نوجوان، انتظار عميق براي سررسيدن تعطيلات نوروز و تابستان و شگفتزده شدن از چيزهاي اندك و لذتهاي كوچك جبران ميشد و دچار شدن به روزمرگي ناشي از فناوري و سرسري گذشتن از عمق و از كنار زيباييهاي زندگي، بلايي است كه فناوري در پشت نقاب آسايش خود براي كودكان نسل جديد به همراه آورده است.