• 1404 شنبه 25 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6248 -
  • 1404 دوشنبه 6 بهمن

خانه‌به‌دوشي دانشجويان در سايه تصميمات ناگهاني

فاطمه‌زهرا جامي

تصورش را بكنيد: شب سرد زمستاني در تهران، باد از لاي پنجره‌هاي نيمه‌باز خوابگاهي مي‌وزد. چند دانشجو دور هم جمع شده‌اند؛ نه براي صحبت و نه براي مطالعه، بلكه براي پيدا كردن يك راه‌حل. چهره‌ها خسته است و چشم‌ها نگران. تلفن‌هاي همراه مدام پيام‌هاي خانواده را نمايش مي‌دهد: «حالا كه خوابگاه تعطيل ميشه، بايد برگردي.»، «پانسيون خصوصي امن نيست، اجازه نداري.»، «از كارت استعفا بده.» يكي از دخترها ليوان چاي سردش را كنار لپ‌تاپ مي‌گذارد و با صدايي لرزان مي‌گويد: من فردا تا شب شيفتم ولي تا غروب بايد خوابگاه را تخليه كنم، واقعا نمي‌دانم كجا برم. دانشجوي ديگري با تلخي مي‌خندد و مي‌گويد: فكر مي‌كرديم دانشگاه خانه دوم‌مان است، حالا فهميديم مهمان ناخوانده‌ايم؛ هر وقت بخواهند، مي‌گويند برويد. اين گفت‌وگوها گوشه‌اي از پيامد تصميم‌هاي ناگهاني است؛ تصميم‌هايي كه زندگي ده‌ها هزار دانشجوي شهرستاني را معلق كرده است. تعطيلي ناگهاني خوابگاه‌ها، اعلام ديرهنگام مجازي ‌شدن كلاس‌ها و بي‌توجهي به شرايط زيستي، شغلي و اقتصادي دانشجويان، بار ديگر نشان مي‌دهد كه تصميم‌گيري‌هاي شتاب‌زده، غيرمنعطف و دور از واقعيت‌هاي زندگي دانشجويي، چگونه مي‌تواند بحران‌آفرين باشد. تهران به عنوان پرترددترين و پرجمعيت‌ترين شهر كشور، اغلب در اعلام تعطيلي‌ها با تاخير و سردرگمي مواجه است. در اين ميان، يكي از گروه‌هايي كه بيشترين آسيب را از اين بي‌برنامگي متحمل مي‌شوند؛ دانشجويان شهرستاني هستند، گروهي كه حاشيه امن مالي ندارند و بسياري از اين دانشجويان شاغلند و برنامه زندگي‌شان را براساس تقويم آموزشي تنظيم كرده‌اند. تعطيلي بدون اطلاع‌رساني قبلي، آنها را از تنها فضاي امن زيستي‌شان خارج مي‌كند. 
بخش قابل توجهي از اين دانشجويان اين روزها ناچار شده‌اند به پانسيون‌ها و اقامتگاه‌هاي غيردانشجويي با هزينه‌هاي بالا و در مواردي سطح امنيت پايين پناه ببرند؛ وضعيتي كه نگراني خانواده‌ها را نيز تشديد كرده است. 
اين در حالي است كه رابطه دانشجو و دانشگاه در حوزه خوابگاه، رابطه‌اي تعريف‌ شده و مبتني بر قانون است. دانشجو براي يك ترم كامل خوابگاه را رزرو مي‌كند، هزينه آن را مي‌پردازد و بر همين اساس، براي زندگي و تحصيل خود برنامه‌ريزي مي‌كند. تعطيلي ناگهاني خوابگاه‌ها بدون اخطار قبلي، نه‌تنها نقض حقوق دانشجو، بلكه بي‌توجهي آشكار به شأن انساني او است؛ رابطه‌اي كه عملا شبيه موجر و مستاجر است و يك‌باره بدون مهلت فسخ، قطع مي‌شود.
از سوي ديگر، اعلام مجازي ‌شدن كلاس‌ها تنها چند روز مانده به زماني كه پيش‌تر به عنوان برگزاري حضوري امتحانات اعلام شده بود، سردرگمي مضاعفي ايجاد كرد. بسياري از دانشجويان بليت تهيه كرده يا خود را به تهران رسانده بودند و اين تغيير ديرهنگام، هزينه‌هاي اقتصادي و فشار رواني قابل‌توجهي به آنها تحميل كرد.
لغو يك‌طرفه برنامه‌ها، بدون درنظر گرفتن تبعات اقتصادي، شغلي و رواني، نظام آموزشي را با اختلال مواجه مي‌كند. زماني كه دانشجويان از دانشگاه‌ها براي حل مشكلات پيگيري مي‌كنند، پاسخ غالب اين است: «بخشنامه وزارتخانه است.» اين جمله نشان مي‌دهد فاصله تصميم‌گيران با واقعيت‌هاي ميداني و زندگي دانشجويان چقدر زياد است. لذا در پايان بايد چند كلامي با وزير محترم علوم، تحقيقات و فناوري داشت: جناب آقاي سيمايي!
مسائل به ‌ظاهر كوچك اما حياتي ده‌ها هزار دانشجو نيازمند بازنگري جدي در شيوه تصميم‌گيري است. همان‌گونه كه در مديريت كشور، تمركز از تهران برداشته شد و اختيارات به استان‌ها واگذار شد، ضروري است اختيار تصميم‌گيري در امور دانشجويان نيز به خود دانشگاه‌ها تفويض شود. مگر نه اينكه دانشگاه‌ها نهادهايي باسابقه، متخصص و آشنا با شرايط دانشجويان خود هستند؟ پس بديهي است كه واگذاري اين اختيارات مي‌تواند از بروز انبوهي از آسيب‌هاي اجتماعي و رواني، سردرگمي‌ها و تكرار خانه‌به‌دوشي دانشجويان و حجم نارضايتي آنان جلوگيري كند.
دانشجوي روابط عمومي
 دانشگاه علامه طباطبايي

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون