ارز تكنرخي، خب كه چي؟
وحيد جاويدي
در سالهاي اخير، وزارتخانهها و نهادهاي مختلف مدام از «اقدامات»، «طرحها» و «اصلاحات» حرف ميزنند. هر كدام با تيترهاي رسمي، گزارشهاي آماري و وعدههايي براي آينده. اما براي نسل زد، شنيدن نام يك سياست يا تصميم جديد به تنهايي كافي نيست. اين نسل عادت دارد بعد از هر خبر، يك سوال ساده اما اساسي بپرسد: خب كه چي؟
خب كه چي؟ به معني مخالفت نيست؛ به معني مطالبه توضيح است. يعني اين تصميم دقيقا چه اثري روي زندگي من ميگذارد؟ روي شغل من، درآمد من، كسبوكار من و آيندهاي كه دارم برايش تلاش ميكنم؟ اين بخش قرار است همين سوال را جدي بگيرد؛ تصميمات كلان وزارتخانهها را از زبان آثار واقعيشان بررسي كند و نسبت آنها را با زندگي نسل زد روشنتر نشان دهد. يكي از همين تصميمها كه سالهاست مطرح ميشود و دوباره در دستور كار وزارت امور اقتصادي و دارايي قرار گرفته، تكنرخي شدن ارز است. سياستي كه شايد در نگاه اول صرفا اقتصادي به نظر برسد، اما در عمل ميتواند پيامدهاي مستقيمي براي جوانها و كسبوكارهاي آنها داشته باشد.
اينجاست كه ميپرسيم: ارز تكنرخي، خب كه چي؟
خب، يك نرخ براي ارز.
وقتي وزارت امور اقتصادي و دارايي از «تكنرخي شدن ارز» صحبت ميكند، شايد براي بسياري از جوانها اين فقط يك عبارت تكراري اقتصادي باشد؛ مفهومي پيچيده كه انگار ربط مستقيمي به زندگي روزمره ندارد. اما اگر دقيقتر نگاه كنيم، تكنرخي شدن ارز ميتواند يكي از همان تصميمهايي باشد كه بيسر و صدا، روي آينده شغلي و اقتصادي نسل زد و كسبوكارهاي آنها اثر ميگذارد. اينجاست كه سوال اصلي مطرح ميشود: خب كه چي؟
اولين و مهمترين تاثير مثبت ارز تكنرخي، كاهش عدم قطعيت در اقتصاد است. نسل زد در فضايي رشد كرده كه بيثباتي جزيي از زندگي بوده؛ قيمتها ناگهاني تغيير كردهاند و برنامهريزي بلندمدت تقريبا غيرممكن شده است. وقتي چند نرخ مختلف ارز وجود دارد، پيشبيني هزينهها و درآمدها براي كسبوكارها سخت ميشود. تكنرخي شدن ارز، اگر درست اجرا شود، ميتواند اين فضا را شفافتر و قابل پيشبينيتر كند؛ چيزي كه براي استارتآپها، فريلنسرها و كسبوكارهاي ديجيتال حياتي است. براي نسل زدي كه در حوزههايي مثل توليد محتوا، برنامهنويسي، طراحي، فروش آنلاين يا صادرات خدمات فعاليت ميكند، ثبات ارزي اهميت زيادي دارد. وقتي نرخ ارز روشن و واحد باشد، تصميمگيري درباره قيمتگذاري، قرارداد بستن با مشتري خارجي يا حتي سرمايهگذاري روي توسعه كار، منطقيتر و كمريسكتر ميشود، اين يعني كاهش استرس و افزايش امكان رشد.
دومين اثر مثبت تكنرخي شدن ارز، كاهش رانت و رقابت نابرابر است. در اقتصادي كه ارز چندنرخي دارد، هميشه عدهاي به منابع ارزانتر دسترسي دارند و عدهاي ديگر نه. نتيجهاش اين ميشود كه كسبوكارهاي كوچك و نوپا-كه اغلب توسط جوانها و نسل زد راهاندازي ميشوند-در رقابت با بازيگران بزرگتر عقب ميمانند. تكنرخي شدن ارز ميتواند زمين بازي را منصفانهتر كند؛ جايي كه موفقيت بيشتر به خلاقيت، كيفيت و تلاش وابسته باشد تا دسترسي خاص.
از منظر مصرفكننده هم، اين سياست ميتواند به شفافتر شدن قيمتها كمك كند. وقتي واردكننده يا توليدكننده با يك نرخ مشخص ارز كار ميكند، بهانه كمتري براي قيمتگذاريهاي سليقهاي وجود دارد. نسل زد كه بخش زيادي از خريدهايش را آگاهانه و مقايسهمحور انجام ميدهد، از اين شفافيت سود ميبرد. بازار قابل فهمتر ميشود و اعتماد، هر چند تدريجي، امكان بازگشت پيدا ميكند.
براي كسبوكارهاي نوآور، تكنرخي شدن ارز يك پيام مهم هم دارد: اقتصاد در حال حركت به سمت قاعدهمندي است. اين پيام، اگر با سياستهاي مكمل همراه شود، ميتواند انگيزه ماندن و ساختن را در ميان جوانها تقويت كند. نسلي كه مدام بين «ماندن يا رفتن» مردد است، بيش از هر چيز به نشانههاي ثبات و عقلانيت اقتصادي توجه ميكند. البته نگاه مثبت به اين سياست به معناي ناديده گرفتن چالشها نيست. تكنرخي شدن ارز فقط زماني اثرگذار خواهد بود كه به صورت تدريجي، شفاف و همراه با حمايت از اقشار و كسبوكارهاي آسيبپذير اجرا شود. اگر فشارهاي كوتاهمدت مديريت نشوند، همين تصميم مثبت ميتواند اعتماد را تضعيف كند. نسل زد انتظار ندارد همه چيز يكشبه درست شود، اما انتظار دارد تصوير كلي روشن باشد.
در نهايت، «خب كه چي؟» در مورد ارز تكنرخي يعني اين:
اقتصادي قابل پيشبينيتر، رقابتي منصفانهتر و فضايي كه در آن كسبوكارهاي جوان بتوانند بدون رانت و شوك دايمي رشد كنند. اگر وزارت امور اقتصادي و دارايي بتواند اين سياست را درست اجرا كند و آثارش را شفاف توضيح دهد، تكنرخي شدن ارز ميتواند يكي از تصميمهايي باشد كه نسل زد نه فقط آن را ميشنود، بلكه آن را در زندگي و كارش احساس ميكند. كارشناس اقتصاد