زمان به سرعت در گذر است از تاريخ درس بگيريم
شايد الان كه اعتراضات ظاهرا كنترل شده، در آينده نزديك حتي عدهاي نيز از رسانه ملي براي انعكاس اخبار نيز تشكر كنند، ولي آيا واقعا اخبار به موقع منعكس شد تا ديگر نياز به مراجعه به ماهوارهها نباشد؟ آري، هيچ عقل سليمي نميتواند خشونت، افراطگرايي، تخريب و كشتار را مانند تمامي جوامع بپذيرد. ليكن آنچه امروز از نگاه نويسنده اهميت دارد، تعدادی سوار بر اين موج فقط از عوامل دشمن بودند؟ مگر در جنگ 12روزه افرادي خودفروخته در ردههاي مختلف وجود نداشت، مگر بسياري از ايشان را مردم به نيروهاي امنيتي معرفي نكردند؛ مگر مسوولان كشور از پشتيباني و وفاق همين ملت قدرداني نكردند. هنوز هم هر روز در صدا و سيما اعلام ميشود كه در شهرهاي مختلف تعدادي از عوامل خارجي و جاسوس با انواع سلاح توسط نيروهاي امنيتي دستگير شدهاند، سوال اصلي اينجاست كه در زمان ورود اين افراد و گروهها، نيروهاي اطلاعاتي كجا و مشغول به چه كاري بودند كه ايشان با اين توانايي، وارد ايران شده و سازماندهي شدند؟ مديران بايد در عمل قبول داشته باشند كه اعتراض حق قانوني و شرعي آحاد ملتي است كه به شما راي ميدهند، در بزنگاههاي تاريخ پشتيباني آب و خاك را در برابر دشمنان ميكنند. در چند روز با افزايش قيمت ارز، طلا، بنزين و ديگر مسائل باعث شد تا اعتراضات از لحاظ جغرافيايي، گروه سني افراد، به دليل عدم تحقق وعدهها، نسبت به سالهاي گذشته را با گستردگي بيشتري شاهد باشيم. تاكيد ميكنم كه خشونت به هر دليلي مجاز نيست؛ ليكن اعتراض به تورم، كاهش ارزش پول ملي، بيكاري، فساد گسترده، كمبود دارو، عدم مديريت در ذخاير آبي يا توليد گاز، برق و چالشهاي هر روزه ترافيكي، آلودگي هوا، تعطيليهاي مكرر يا موضوعاتي همچون موتورسواري بانوان در سالهاي متمادي نام اعتراضي را يدك مي كشد ، عدم توجه به نيازهاي جامعه است، زيرا پويايي جامعه براي انسان سالم، آزاد و كارآمد سبب افزايش توسعه پايدار است. به همين دليل بايد همه عوامل وجود چالشها را ديد، نه اينكه فقط عاملهاي مطلوب مورد نظر خودمان را مشاهده و مطرح كنيم. لذا با چنين عملكردهايي اگر پيوند ذهني، بين آنچه شهروندان ميانديشند و ميخواهند و اقدامات منتخبين، گسستي ايجاد شود. براي كرامت انساني و رفع نيازهاي بحق ملت، دولتمردان براي ادامه بايد مسووليتپذير و عدالتمحور باشند تا شاهد تكرار چنين حوادث تلخي نباشند. آنچه امروزه ملت بزرگ و نجيب ايران را رنج ميدهد، عدم پاسخگويي است. اين باورهم بايد كاري كرد كه جامعه با خودآگاهي در جهت وفاق و تفاهمي واقعي و فراگير تا حد ممكن كمتر آسيب ببيند. همانگونه كه ملتي كه در فراخوان محكوميت تخريب اماكن عمومي مردم بسياري شركت كردند، جداي از مغرضين، تعداد معترضيني كه از عصبانيت شنيده نشدنها، به كف خيابان آمدند نيز كم نبودند. امروز غرب با تمام قواي نظامي در اطراف آبهاي ايران مستقر شده است و كسي نميداند كه براي حمله آمده يا جهت نشان دادن قدرت و تحميل خواستههايش در مذاكرات احتمالي آينده وارد منطقه شده، ليكن به خوبي معلوم است كه اگر مديران صداقت و تصميمهاي عقلاني را در عمل حتي به معترضين روزهاي گذشته نشان دهند، همين مردم همانند درگيري دوازده روزه در برابر دشمن خارجي از خاك و سرزمين خود دفاع خواهند كرد. بدون شك براي حل مشكل اساسي امروز كشور، راهي جز عبور از رفتارهاي شعارگونه تكراري به سوي كثرتگرايي و اجتماعمحوري در جهت اميد واقعي به آينده و تامين و رفاه مادي و معنوي جمعي نيست.
دكتراي علوم سياسي- مسائل ايران