چند نكته درباره «حذف» مراسم افتتاحيه از جشنواره فيلم فجر
همسويي با شرايط اجتماعي و اقتصادي
سينما اعتماد، محمد قبادينژاد- جشنواره فيلم فجر به عنوان مهمترين رويداد سينمايي كشور، همواره آينهاي از رويكردهاي مديريتي، فرهنگي و اقتصادي حوزه هنر بوده است. تصميم برگزاركنندگان جشنواره امسال مبني بر حذف مراسم افتتاحيه، اگرچه در ظاهر ممكن است خلاف رويههاي مرسوم سالهاي گذشته به نظر برسد، اما با نگاهي دقيق و تحليلي، ميتوان آن را اقدامي سنجيده، مسوولانه و منطبق با الزامات امروز مديريت فرهنگي كشور دانست.مراسم افتتاحيه در بسياري از جشنوارهها، به مرور زمان از كاركرد اصلي خود فاصله گرفته و به رويدادي تشريفاتي، پرهزينه و گاه كماثر تبديل شده است. درحالي كه هدف بنيادين جشنواره فيلم فجر، نمايش آثار سينمايي، ارزيابي تخصصي فيلمها و ايجاد فضاي گفتوگوي فرهنگي ميان سينماگران و مخاطبان است، برگزاري يك افتتاحيه پرزرق و برق نه تنها كمكي به تحقق اين اهداف نميكند، بلكه در برخي موارد، تمركز را از متن جشنواره به حاشيههاي نمايشي منتقل ميسازد. نخستين و مهمترين مزيت حذف مراسم افتتاحيه، كاهش قابلتوجه هزينههاست. برگزاري افتتاحيه معمولا مستلزم صرف بودجههاي سنگين براي اجاره سالنهاي خاص، طراحي صحنه، نورپردازي، پوشش رسانهاي گسترده، تشريفات، دعوت مهمانان و هزينههاي جانبي متعدد است. در شرايطي كه منابع مالي حوزه فرهنگ محدود بوده و سينما با چالشهاي جدي در توليد و اكران مواجه است، صرفهجويي در مورد چنين هزينههايي اقدامي عقلاني و قابل دفاع
به شمار ميرود. منابعي كه ميتوانند به جاي تشريفات، صرف حمايت مستقيم از توليد فيلم، تقويت زيرساختهاي نمايش يا پشتيباني از سينماگران جوان شوند. از منظر مديريتي نيز حذف افتتاحيه، نشانهاي از بازگشت به اولويتهاست. جشنوارهاي كه با برنامهريزي مشخص و تمركز بر نمايش آثار آغاز ميشود، نيازي به مراسمي جداگانه براي اعلام آغاز ندارد. خودِ نمايش فيلمها، حضور مخاطبان و آغاز داوريها، بهترين و واقعيترين «افتتاح» يك جشنواره است. تاكيد بر اين نگاه، نشاندهنده بلوغ در مديريت فرهنگي و فاصله گرفتن از الگوهاي نمايشي غيرضروري است.نكته مهم ديگر، همسويي اين تصميم با شرايط اجتماعي و اقتصادي جامعه است. در سالهايي كه افكار عمومي نسبت به نحوه هزينهكرد منابع عمومي حساسيت بيشتري پيدا كردهاند، حذف مراسمهاي پرهزينه و غيرضروري ميتواند پيام مثبتي به جامعه منتقل كند. اين رويكرد نشان ميدهد كه سياستگذاران فرهنگي، خود را جدا از واقعيتهاي اجتماعي نميبينند و تلاش ميكنند تصميمهايي متناسب با شرايط زمانه اتخاذ كنند.از منظر رسانهاي نيز نبود مراسم افتتاحيه، به كاهش حاشيهها و تمركز بر متن كمك ميكند. تجربه سالهاي گذشته نشان داده است كه افتتاحيهها، گاه بيش از آنكه محلي براي معرفي جشنواره باشند، به بستري براي حاشيهسازي، تمركز بر ظاهر، پوشش افراد و مسائل غيرمرتبط با سينما تبديل شدهاند. حذف اين بخش، امكان آن را فراهم ميكند كه توجه رسانهها و افكار عمومي، مستقيما به فيلمها، كيفيت آثار و محتواي جشنواره معطوف شود. علاوه بر اين، بايد پذيرفت كه هيچ اصل ثابت و تغييرناپذيري در برگزاري رويدادهاي فرهنگي وجود ندارد.
همانگونه كه شكل جشنوارهها در جهان، متناسب با شرايط اقتصادي، اجتماعي و فناوري تغيير ميكند، جشنواره فيلم فجر نيز ميتواند با بازنگري در سنتها و عادتهاي گذشته، به الگوي سادهتر، كمهزينهتر و كارآمدتري دست يابد. حذف مراسم افتتاحيه ميتواند نقطه آغاز اين بازانديشي باشد. درنهايت، نبود مراسم افتتاحيه جشنواره فيلم فجر امسال را نبايد به عنوان يك ضعف يا كاستي تلقي كرد، بلكه بايد آن را نشانهاي از انتخاب آگاهانه و مسوولانه دانست؛ انتخابي كه براساس ضرورتها، اولويتها و واقعيتهاي موجود شكل گرفته است. اگر اين تصميم به درستي تحليل و تداوم يابد، ميتواند به تقويت اعتماد عمومي، افزايش كارآمدي جشنواره و بازگشت تمركز به جوهره اصلي سينما يعني «فيلم» منجر شود. مسيري كه در آن، عقلانيت بر تشريفات و محتوا بر نمايش ترجيح داده ميشود.