تحقير محور آنگلوساكسوني
نيروهاي روس در آن مستقر شوند، زيرا اين مناطق به عنوان بخشي از خاك روسيه شناخته شدهاند، بنابراين اينكه زلنسكي پس از چند دور مذاكرات و نشستها، ناگهان اعلام ميكند نيروهايش را از دونباس خارج نميكند يا ناشي از فشار و درخواست طرف انگليسي است يا در چارچوب همان سناريويي قرار ميگيرد كه بريتانيا مجددا مطرح ميكند، بدان معنا كه نيروهاي نظامي ناتو يا اروپا بايد در شرق اوكراين حضور داشته باشند. اين دقيقا همان مسالهاي است كه با هدف تحتالشعاع قرار دادن مذاكرات روسيه و امريكا مطرح ميشود. در مقابل، دولت فدراسيون روسيه به طور قاطع و صريح اعلام كرده است كه هيچ نيروي نظامي از ناتو يا اروپا حق حضور در اوكراين را ندارد. منطقه حائل بايد به طور كامل خلع سلاح شود و هيچ نيروي خارجي، بهويژه نيروهاي ناتو، در آن حضور نداشته باشند. طرح اين مباحث بيش از هر چيز ناشي از آن است كه بريتانيا در روند مذاكرات اوكراين تحقير شده و براي جبران اين وضعيت، تلاش ميكند مسير مذاكرات را با اخلال مواجه كند. با اين حال، امريكا مسير خود را به طور كامل از اروپا جدا كرده است. واشنگتن منافع خود را در رسيدن به تفاهم با روسيه ميبيند. اينكه دونالد ترامپ طي يك ماه گذشته چندينبار به زلنسكي هشدار داده كه در صورت نپذيرفتن شروط موجود، بايد سرزمينهاي بيشتري را به روسيه واگذار كند، نشاندهنده همين واقعيت است. وضعيت ميداني به طور كامل به نفع ارتش فدراسيون روسيه رقم خورده و وضعيت سياسي نيز در همين مسير قرار دارد. در كنار اين عوامل، روسيه موفق شده جبههاي منسجم از متحدان خود ايجاد كند كه كشورهاي عربي نيز به طور كامل در اين جبهه قرار گرفتهاند، بنابراين امروز ميتوان گفت ائتلافسازي روسيه، فضا را كاملا به نفع اين كشور تغيير داده و امريكا نيز به اين نتيجه رسيده كه امكان ايجاد تغيير در وضعيت ميداني اوكراين وجود ندارد، به همين دليل امتيازات بسيار گستردهاي در پرونده اوكراين به روسيه داده است. ترامپ براي مدتي چندماهه وقفه ايجاد كرد، چراكه سرويسهاي اطلاعاتي بريتانيا به امريكا تعهد داده بودند ميتوانند در ميدان نبرد تغيير ايجاد كنند، اما تمامي وعدههاي دستگاه و سرويس امنيتي انگليس بينتيجه ماند. اكنون به صورت ملموس روشن شده كه تغييري در ميدان حاصل نخواهد شد و پيشروي ارتش فدراسيون روسيه به صورت روزانه ادامه دارد. تمامي زيرساختهاي اوكراين عملا از بين رفته، انسجام اجتماعي در اين كشور متلاشي شده و زلنسكي در بدترين وضعيت ممكن از نظر مشروعيت اجتماعي و سياسي قرار دارد. حكومت نظامي همچنان در اوكراين برقرار است و بازداشت معترضان با شدت ادامه دارد. توان رزمي اوكراين فروپاشيده و نيروي نظامي موثري براي اعزام به خط مقدم باقي نمانده است. تمامي گردانهاي مكانيزه منهدم شدهاند و هيچ لشكر مكانيزهاي براي ارتش اوكراين باقي نمانده است. اين همان وضعيت ميداني است كه طرف امريكايي به خوبي آن را درك ميكند. از همين رو، هيچ راهي براي اجراي طرح انگليسيكه پيشنهاد داده بودند با ايجاد وقفه، تغييري در ميدان ايجاد شود وجود ندارد. در نتيجه، اگر اوكراين شرايط فعلي را نپذيرد، متحمل خسارتهاي بيشتري خواهد شد و روسيه نيز به پيشروي خود ادامه خواهد داد، بنابراين امريكا عملا خط خود را از محور اروپايي جدا كرده و آنچه مورد توجه است اين است كه در پرونده بحران اوكراين، ادامه لجاجت زلنسكي تنها باعث ميشود شكست مفتضحانه كنوني او سنگينتر شود؛ به گونهاي كه به جاي ۲۷ درصد فعلي، ناچار خواهد شد سرزمينهاي بيشتري را به عنوان بخشي از خاك روسيه بپذيرد. علاوه بر اين، نكتهاي كه بسيار ضروري است و اثبات ميكند امريكا نگاه ويژهاي به روسيه در تحولات نظم جديد جهاني دارد، اين است كه طرف امريكايي، روسيه را به عنوان عضو «شوراي صلح» ابتكار عمل خود معرفي كرده است. ترامپ در اين اقدام، در شرايطي كه هيچيك از كشورهاي اروپايي را در شوراي صلح قرار نداده، روسيه را به اين شورا اضافه كرد. اين موضوع پيامي صريح به جامعه جهاني است كه نشان ميدهد واشنگتن گفتوگوهاي كاملا سري خود با كرملين، كه طي حدود يك سال گذشته طراحي شده بود، اكنون در بخشي از تحولات جهاني علنا در حال رونمايي است. اين نكته اهميت فوقالعادهاي دارد و نشان ميدهد كه طرف امريكايي نگاه مثبتي به اروپا ندارد. از طرفي افزايش تنشها ميان امريكا و اروپا مسير تحولات را به سمتي هدايت كرده كه نخستوزير بريتانيا مجبور شود به چين سفر كند تا با مقامات چيني گفتوگو كند. همه اين موارد ناشي از اصطكاك و شكاف عميق بين اروپا و امريكا است، بهويژه در حوزه نظامي؛ جايي كه ترامپ بارها تاكيد كرده است كه ديگر هزينه ناتو را پرداخت نخواهد كرد. در پرونده گرينلند نيز كاملا مشهود است كه ترامپ برنامه تصرف اين جزيره را با وجود اعتراضات شفاهي و غيرعملي اروپاييها پيگيري ميكند و اساسا مخالفت يا عدم رضايت اروپا را جدي نميگيرد.
در همين چارچوب، ضروري است به موضوع تهديداتي كه امريكا عليه ايران مطرح ميكند، اشاره شود. تهران ميتواند با استفاده از ظرفيت روسيه، بخشي از اين تهديدات را خنثي كند. قابل توجه است كه مسكو نگاه بسيار دوستانهاي به تهران دارد و در تمامي ملاقاتهاي دو هفته گذشته مقامات ارشد كشورهاي مختلف با پوتين، رييسجمهور روسيه بر ضرورت عدم ورود امريكا به تلهاي خطرناك براي ايجاد جنگ با ايران تاكيد كرده است. قابلتوجه است كه اين موضوع فرصت ويژهاي براي تهران فراهم ميكند تا با دادن نقش محوري رسمي به روسيه در ابلاغ پيامهايي كه تاكنون به صورت محرمانه رد و بدل شدهاند، از ظرفيت خاص كرملين در واشنگتن براي منافع ملي خود بهرهبرداري كند. امروز كاملا مشخص است كه كشورهاي ثالث ديگر چنين نفوذي در كاخ سفيد ندارند و نگاه دوستانه مسكو به تهران، مسير استفاده از اين ظرفيت را فراهم ميكند. درنهايت نكته ديگري كه در مساله اوكراين قابل توجه است، اين است كه روسيه با دراختيار داشتن دسته برتر در ابعاد مختلف، امريكا را به سمتي حركت داده كه در حوزه اوكراين نيازي به مصالحه يا واگذاري برگهاي ديگر ندارد. اين خطايي است كه برخي جريانات كماطلاع درباره آن اظهارنظر ميكنند؛ درحاليكه وضعيت و شواهد كاملا روشن است كه مسكو توانسته فضا را در پرونده اوكراين به نفع خود هدايت كند. درنهايت، من معتقدم كه كاهش تنشها ميان امريكا و روسيه ميتواند به ايجاد ثبات در ديگر بحرانها و بخشهاي بينالمللي نيز كمك كند و اين موضوع به نفع متحدان روسيه است. وقتي مشاهده ميكنيم كشورهاي عربي كه پيشتر جزو متحدان سنتي امريكا بودند، امروز در رديف نخست دوستان واقعي روسيه قرار گرفته و روابط بسيار نزديكي با مسكو دارند و در مقابل تمام تهديدها و فشارهاي محور آنگلوساكسوني عقبنشيني نكردهاند، اين نشان ميدهد كه هر كشوري كه روابطش را با روسيه بهصورت شفاف و دقيق تنظيم كند، ميتواند وارد يك بازي برد- برد شود، بنابراين تهران نيز اگر مسير روابط خود با روسيه را هوشمندانه تنظيم كند، قادر خواهد بود منافع ويژهاي براي منافع ملي خود كسب كند .
كارشناس خبرگزاري اسپوتنيك روسيه