• 1404 دوشنبه 20 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6257 -
  • 1404 يکشنبه 19 بهمن

كريستيانو رونالدو به مرحله«پسافوتبال» رسيده است

وقتي بازي نكردن مهم‌تر از بازي كردن مي‌شود!

برگرديم به يك‌چهارم نهايي يورو ۲۰۲۴ و تساوي فراموش‌نشدني ۰-۰ پرتغال و فرانسه كه بعد از ۱۲۰ دقيقه هم تغييري نكرد. ضربات پنالتي كه تكليف بازي را مشخص كرد. تنها گل‌هاي رونالدو در آن تورنمنت در همين شرايط به ثمر رسيد. او يك دور قبل‌تر، مقابل اسلووني، در ضربات پنالتي وظيفه‌اش را انجام داده بود؛ تسكيني شخصي بعد از آنكه در وقت قانوني پنالتي از دست داد و به شكلي نمايشي به گريه افتاد. آمار‌نامه‌هاي آنلاين مي‌گويند رونالدو از آن زمان تاكنون ۵۵ گل زده است. وزن و اهميت بعضي از آنها انكارناپذير است. تابستان گذشته گل پيروزي را در نيمه‌نهايي ليگ ملت‌ها مقابل آلمان به ثمر رساند. سپس فينال را به وقت اضافه كشاند و پرتغال در نهايت اسپانيا، قهرمان فعلي اروپا، را در ضربات پنالتي شكست داد.
منتقدان ليگ ملت‌ها اين موفقيت را كوچك جلوه مي‌دهند. اين رقابت تقويم را شلوغ‌تر مي‌كند و حسِ «فوتبال بيش از حد» را تشديد مي‌كند. خستگي بازيكنان از جذابيت نمايش مي‌كاهد و بازي‌ها و گل‌ها كم‌كم فراموش‌شدني مي‌شوند. اين ديدگاهي كلي است و بي‌راه هم نيست. اما اين نگاهِ پرتغالي‌ها نبود. نزديك به يك دهه پس از قهرماني يورو ۲۰۱۶، اين كشورِ فقط ۱۰.۷ ميليون نفري، كشوري كه پيش از آن حتي با وجود اوزه‌بيوِ بزرگ هم هيچ جامي نبرده بود، يك ليگ ملت‌هاي ديگر را فتح كرد. شايد پردازش سطحي اطلاعات يا اضافه‌بار شناختي ناشي از شبكه‌هاي اجتماعي دليل اين باشد كه صحنه‌هاي آن بازي مهم جلوه كنند. اما آيا اين بازتابِ عصري است كه در آن زندگي مي‌كنيم و اقتصادِ توجه؟ يا ناآگاهي، بي‌حسي حواس در برابر ۹۶۱ گلِ دوران حرفه‌اي؟ يا بي‌اهميت‌شدن تدريجي رونالدو در زمين مسابقه؟
اسمش را بگذاريد «خستگي از رونالدو»؛ حسي كه مي‌گويد فوتبال بايد از زماني كه در لوسيلِ قطرِ ۲۰۲۲ بوديم جلوتر رفته باشد؛ زماني كه فرناندو سانتوش، سرمربي وقت پرتغال، او را در بازي مرحله يك‌هشتم نهايي جام جهاني مقابل سوييس نيمكت‌نشين كرد و جانشينش در تركيب اصلي، گونسالو راموس، در برد ۶-۱ هت‌تريك كرد.
پس از آنكه در همان تورنمنت، يك ماه بعد از حذف پرتغال توسط مراكش در يك‌چهارم نهايي، «با توافق دوجانبه» منچستريونايتد را ترك كرد، رونالدو با النصر قرارداد بست تا به «تحول» ليگ حرفه‌اي عربستان كمك كند و چشم‌انداز ۲۰۳۰ محمد بن‌سلمان، وليعهد عربستان، براي متنوع‌سازي اقتصاد كشور و كاهش وابستگي به نفت را محقق سازد. رونالدو كمي بيش از سه سال است كه آنجاست؛ همان مدتي كه مثلا در يوونتوس حضور داشت. او ۱۱۷ گل زده، اما نه قهرمان ليگ عربستان شده و نه ليگ قهرمانان آسيا را برده است. مگر اينكه پرتغالي باشيد، سعودي باشيد يا يك طرفدار دوآتشه رونالدو. اما در همين صورت هم چند تا از اين گل‌ها را ديده‌ايد؟ كدام‌شان را به‌راحتي به ياد مي‌آوريد؟ اگر يكي يا بيشتر، شايد نشانه‌اش اين باشد كه بيش از حد آنلاين هستيد. رونالدو نوامبر گذشته گفت: «براي من، گل زدن در اسپانيا از عربستان راحت‌تر است.» او به بازيكناني اشاره كرد كه دنبالش به كشورهاي خليج‌فارس رفته‌اند تا قدرت ليگ را نشان دهد. الهلال در جام جهاني باشگاه‌ها چشمگير ظاهر شد؛ با رئال مادريد ۱-۱ مساوي كرد، بدون شكست از مرحله گروهي بالا رفت و سپس در يك‌هشتم نهايي منچسترسيتي را ۴-۳ حذف كرد. پژوهش موسسه Twenty First Club هم استدلال مي‌كند كه باشگاه‌هاي تحت مالكيت صندوق سرمايه‌گذاري عمومي عربستان، از نظر كيفيت معادل نيمه پاييني ليگ برتر انگليس هستند؛ تيم‌هاي درگير سقوط، اما همچنان سطح اول. با اين حال، همان تحليل كلي، ليگ عربستان را در رتبه ۲۹ جهان قرار مي‌دهد؛ مشابه آل‌سوِنسكانِ سوئد. اين گفته براي كوبيدن بي‌دليل رقابت‌ها نيست؛ عربستان خيلي پيش از آمدن رونالدو و ديگر ستاره‌ها هم سنت فوتبالي قدرتمندي داشت. فوتبال، البته، فقط ليگ برتر و ليگ قهرمانان اروپا نيست. اما اين دو آنقدر سر و صدا و محتوا توليد مي‌كنند كه حتي براي كسي با بيش از يك ميليارد دنبال‌كننده هم سخت است كه ديده شود. اين هفته استثنا بود، چون رونالدو به‌خاطر بازي نكردن خبرساز شد. بازي نكردن، او را مهم كرد؛ فراتر از فوتبال.
بازي نكردن رونالدو هميشه، در يك سطح، مهم بوده است. قبلا مهم بود چون تيم‌هايش را تضعيف مي‌كرد و شانس بردشان را كم مي‌كرد. در قطر، چهار سال پيش، شروع نكردنش مقابل سوييس انگار پايان دوران ملي‌اش را نويد مي‌داد. اما نداد. بازي نكردن او براي النصر مقابل الرياض در روز دوشنبه، به دلايل متفاوتي مهم بود. النصر بدون او هم برد. او جمعه هم براي دومين بار، در بازي مقابل الاتحاد، از فهرست تيم غايب بود. بازي نكردن رونالدو مهم به نظر مي‌رسيد چون شايد نشانه‌اي از وضعيت رابطه‌اش با عربستان باشد؛ از نقشش در چشم‌انداز ۲۰۳۰ بن‌سلمان. اين غيبت بيش از آنكه پيامد فوتبالي داشته باشد، پيامدهاي تجاري و سياسي داشت.
او از آستانه ديويد بكام عبور كرده و آن را به شيوه خودش بازتعريف كرده است؛ از «مشهور به‌خاطر فوتبال» به «مشهور به‌خاطر مشهور بودن». فوتبال روزبه‌روز شبيه تلاش‌هاي كيم كارداشيان براي قبولي در آزمون وكالت در برنامه The Kardashians شده است.
هيچ گلي در عربستان و هيچ قهرماني‌اي در جام قهرمانان عرب به اندازه ميلياردر شدن رونالدو، ديدارش با دونالد ترامپ، يا گرفتن سلفي با ايلان ماسك، هاوارد لوتنيك، جياني اينفانتينو و رييس OpenAI، گرگ براكمن، آن هم در كاخ سفيد و در جريان اولين سفر بن‌سلمان به آن‌جا پس از هفت سال، توجه جلب نكرده است.
نارضايتي ظاهري رونالدو از اينكه النصر -  باشگاهي كه مديرعاملش دوست دوران كودكي او و هم‌دوره‌اش در آكادمي اسپورتينگ ليسبون، نلسون سمدو، است و مدير فني‌اش سيمائو كوتينيو، ايجنت بانفوذ سابق پرتغالي -  در پنجره نقل‌وانتقالات زمستاني جاه‌طلبي كافي نشان نداد، آن هم در حالي كه الهلال در حال جذب هم‌تيمي سابقش در رئال مادريد، كريم بنزما، از الاتحاد بود، دست‌كم نشان مي‌دهد كه او هنوز به فوتبال اهميت مي‌دهد.
اما ما، صرفا از منظر فوتبالي، چقدر بايد به اين بخش از دوران حرفه‌اي‌اش اهميت بدهيم؟ رسيدن رونالدو به هزار گل يا قهرماني در ليگ عربستان چقدر مي‌تواند بر ميراث او در فوتبال اثر بگذارد؟ تنها هيجان باقي‌مانده شايد جام جهاني تابستان پيش رو باشد، يا بازگشت به اروپا؛ همانطور كه يوهان كرويف بعد از دوره‌هايي در لس‌آنجلس آزتكس و واشنگتن ديپلماتس به اروپا برگشت و با اسپورتينگ چيزي را در خانه ببرد. اما ميراث او خارج از فوتبال؟ خب، آن داستان ديگري است. رونالدو امروز بازتابي است از اينكه رسانه، ورزش و صنعت سرگرمي هرچه بيشتر به «رسانه و سرگرمي» تبديل مي‌شوند و هرچه كمتر به خودِ ورزش. او در دل فوتبال، به مرحله پسافوتبال رسيده است. وقتي بازي نمي‌كند، مهم‌تر مي‌شود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون