• 1404 پنج‌شنبه 23 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6260 -
  • 1404 پنج‌شنبه 23 بهمن

«اعتماد» با واكاوي گفتمان امام(ره) محتواي فكري و گفتماني انقلاب۵۷ را بررسي مي‌كند

۲۲ بهمن الگوي انقلاب بدون خشونت

گروه سياسي

يكي از ابهاماتي كه اين روزها از سوي جريانات منتقد و مخالف انقلاب در خصوص محتواي فكري و عملي انقلابيون سال۵۷ شكل گرفته، اتهاماتي است كه در خصوص استفاده از خشونت توسط انقلابيون در سال‌هاي قبل از انقلاب و روزهاي منتهي به ۲۲بهمن ۵۷ مطرح مي‌شود. مبتني بر اين اتهام عنوان مي‌شود، همان‌طور كه انقلابيون از ابزارهاي خشونت‌بار و مبارزه مسلحانه بهره برده و دست به تغيير رژيم شاهنشاهي زدند پس امروز نيز منتقدان و مخالفان جمهوري اسلامي مي‌توانند از اين ابزارهاي خشونت‌بار و مسلحانه استفاده كرده و تغييرات مدنظر خود را نهادينه كنند. اما آيا واقعا اين‌گونه است؟ در روزهايي كه بار ديگر بحث نسبت انقلاب‌ها با خشونت داغ شده، فعالان سياسي و كنشگران اصلاح‌طلب و اصولگرا كه دوران پيش از انقلاب و مبارزه را از نزديك حس كرده‌اند، تاكيد مي‌كنند كه برخلاف برخي روايت‌هاي طرح شده، انقلاب اسلامي سال ۱۳۵۷ نه با اهرم خشونت، بلكه با تكيه بر قانون‌گرايي، مبارزه مسالمت‌آميز و شبكه ارتباطي مردم و روحانيت به پيروزي رسيد. «اعتماد» در گفت‌وگو با احمد مازني و حسين كنعاني‌مقدم دو  نفر  از تحليلگران جريان اصلاح‌طلب و اصولگرا تلاش كرده پاسخي براي اين ابهامات و اتهامات بيابد.

احمد مازني: نفي هر گونه خشونت  در برخورد با ماموران رژيم پهلوي بود
احمد مازني، فعال سياسي و نماينده ادوار مجلس در گفت‌وگو با «اعتماد» در خصوص ظرف گفتماني انقلاب ۵۷ مي‌گويد: «چهل و هفت سال از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مي‌گذرد، اما همچنان ريشه‌ها و علل‌ وقوع انقلاب و ويژگي‌هاي آن موضوع بحث محافل سياسي و اجتماعي است. از جمله ويژگي‌هاي اين انقلاب تاكيد رهبر انقلاب (امام ره) بر نفي هر گونه خشونت در برخورد با ماموران رژيم پهلوي بود. اين خط‌مشي از طلوع نهضت در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ادامه داشت. در اين زمينه آيت‌الله موسوي‌خوئيني‌ها خاطره‌اي را بيان كرده‌اند كه جالب توجه است و آن اينكه در ايام حضور ايشان در كنار امام خميني(ره) در نوفل‌لوشاتو، از تهران با ايشان تماس مي‌گيرند كه براي مقابله با كشتار مردم توسط نيروهاي مسلح رژيم پهلوي از امام بخواهند كه مجوز استفاده از سلاح به مردم بدهند؛ آقاي موسوي‌خوئيني‌ها مي‌گويند اين پيام را به امام منتقل كردند، اما امام با اين درخواست مخالفت و دليل آن را چنين ذكر كردند كه در حال حاضر ما مي‌گوييم مردم با تظاهرات آرام مي‌گويند ما شاه را نمي‌خواهيم و شاه با استفاده از سلاح گرم پاسخ مردم را مي‌دهد؛ اما اگر مردم از سلاح استفاده كنند، خواهند گفت كه نيروهاي نظامي و انتظامي براي دفاع از خود مجبور به استفاده از سلاح شده‌اند. (نقل به مضمون)» مازني با تاكيد بر اينكه مخالفت امام خميني(ره) با مبارزه مسلحانه در انقلاب اسلامي، ريشه در مباني ديني، فلسفي و اجتماعي ايشان داشت، مي‌گويد: «امام برخلاف برخي گروه‌هاي انقلابي دهه‌هاي ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ شمسي كه راه اسلحه و خشونت را برگزيدند، معتقد بود كه مبارزه بايد مبتني بر آگاهي، ايمان و حضور مردم در صحنه باشد نه بر پايه عمليات نظامي و استفاده از زور. در اينجا ابعاد اصلي نفي خشونت و مخالفت امام‌ خميني(ره) با بهره‌گيري از سلاح براي تغيير رژيم به اختصار ارايه مي‌شود: موضوع اول، منشا فكري و ديني اين نهضت است. امام خميني(ره) مبارزه را در چارچوب امر به معروف و نهي از منكر و مبارزه با ظلم و جهاد اسلامي مي‌ديد، اما تاكيد داشت كه چنين جهادي بايد مشروع و مردمي باشد. از نظر ايشان، اسلام با ترور، خشونت كور و اقدامات فردي مخالف است. ايشان معتقد بودند تا زماني كه مردم آگاه نشده و خود خواهان تغيير نباشند، هر حركت مسلحانه‌اي به شكست مي‌انجامد و خونريزي بي‌ثمر پديد مي‌آورد.دوم، نقد گروه‌هاي چريكي و مسلح است. در دهه ۱۳۵۰، گروه‌هايي مانند سازمان مجاهدين خلق (منافقين) و چريك‌هاي فدايي خلق باور داشتند كه تنها راه مبارزه با رژيم پهلوي، جنگ چريكي است. امام خميني(ره) اين رويكرد را «اشتباه راهبردي» مي‌دانستند، زيرا مبتني بر جدايي از مردم بود؛ بهانه‌اي براي شدت گرفتن سركوب و خشونت رژيم ايجاد مي‌كرد؛ بنيان‌هاي اخلاقي و اسلامي مبارزه را خدشه‌دار مي‌ساخت.» او ادامه مي‌دهد: «سومين موضوع رويكرد شخص امام است؛ مبارزه فرهنگي و سياسي. امام خميني(ره) به جاي اسلحه، راه آگاهي‌بخشي ديني و سياسي را برگزيد. ايشان با تشكيل شبكه‌هاي روحانيون، دانشگاهيان و بازاريان مبارز، انتشار اعلاميه‌ها و سخنراني‌هاي روشنگرانه، به بيداري عمومي پرداخت. هدف او پيوند مردم با روحانيت و تبديل مبارزه فردي به قيام مردمي بود. ضمن اينكه امام نيروهاي مسلح را بخشي از ملت ايران مي‌دانست كه در نتيجه آگاهي و بيداري آنان، اين بخش از ملت (بخش مسلح) به بخش ديگر (بخش غيرمسلح) پيوست و در نهايت، همين رويكرد امام بود كه باعث شد انقلاب اسلامي سال ۱۳۵۷ بدون جنگ داخلي گسترده و با حمايت اكثريت مردم پيروز شود. مدل امام خميني(ره) ثابت كرد كه قدرت واقعي از وحدت و ايمان مردم سرچشمه مي‌گيرد، نه از اسلحه و خشونت.»

حسين كنعاني‌مقدم:  پيروزي انقلاب ۵۷  از طريق قانون‌گرايي و نه خشونت محقق شد
حسين كنعاني‌مقدم، فعال سياسي اصولگرا و دبيركل حزب سبز در گفت‌وگو با «اعتماد» در تحليل خود از ماهيت انقلاب اسلامي، با رد اين گزاره كه انقلابيون سال ۵۷ از «خشونت» براي پيشبرد مطالباتشان استفاده كردند، مي‌گويد: «بررسي دقيق وقايع تاريخي نشان مي‌دهد كه امام خميني (ره) همواره بر قانوني بودن، مسالمت‌آميز بودن و پرهيز از خشونت تاكيد داشتند و اين موضوع يكي از تمايزهاي اصلي انقلاب اسلامي با بسياري از انقلاب‌هاي خشونت‌محور قرن بيستم است.» او با اشاره به تجربه شخصي خود از دوران پيش از انقلاب ادامه مي‌دهد: «ما دانشجو بوديم و فضاي ساواك، بازداشت، فشار و محدوديت را از نزديك لمس مي‌كرديم، اما حتي در آن شرايط نيز گفتمان غالب در ميان نيروهاي انقلابي، عبور از خشونت و حركت در چارچوب مبارزه مدني بود.» كنعاني‌مقدم با يادآوري برخي اختلاف‌نظرها در ميان جريان‌هاي سياسي آن دوران گفت: «حتي زماني كه برخي گروه‌ها به‌ دنبال مبارزه مسلحانه بودند، امام صراحتا با اين رويكرد مخالف بودند و در جلسات مختلف به فعالان سياسي تذكر مي‌دادند كه خشونت نه‌تنها مشروعيت مبارزه را زير سوال مي‌برد، بلكه مي‌تواند جامعه را به سمت هرج‌ومرج سوق دهد.بسياري از گروه‌هايي كه امكان فعاليت مسلحانه داشتند، به توصيه امام از اين مسير فاصله گرفتند. اين تصميم آگاهانه باعث شد بدنه اجتماعي انقلاب، يعني مردم عادي، با اطمينان خاطر بيشتري وارد ميدان شوند و احساس كنند كه قرار نيست كشور درگير يك جنگ داخلي شود.» اين فعال سياسي با اشاره به نقش شبكه روحانيت در پيروزي انقلاب تاكيد مي‌كند: «يكي از مهم‌ترين ابزارهاي انقلاب اسلامي، شبكه گسترده روحانيت در شهرها و روستاها بود؛ شبكه‌اي كه بدون توسل به خشونت، پيام انقلاب را منتقل مي‌كرد، مردم را سازماندهي و نوعي هماهنگي اجتماعي ايجاد مي‌كرد كه در آن زمان يك ساختار منسجم و رو به جلو بود. اين شبكه، مبتني بر اعتماد اجتماعي شكل گرفته بود. مردم به روحانيت اعتماد داشتند و همين اعتماد، جايگزين ابزار زور و اسلحه شد. در واقع انقلاب اسلامي بيش از آنكه يك انقلاب خياباني خشن باشد، يك انقلاب اجتماعي مبتني بر آگاهي عمومي بود.» او با اشاره به وقايع روزهاي منتهي به ۲۲ بهمن مي‌گويد: «حتي در شب ۲۲ بهمن، زماني كه امام فرمان دادند حكومت نظامي ناديده گرفته شود، هدف ايجاد درگيري خشونت‌آميز نبود. اين تصميم، شكستن مشروعيت رژيم پهلوي بود، نه آغاز يك جنگ خياباني.درگيري‌هايي كه در آن مقطع رخ داد، بسيار محدود و اغلب واكنشي بود. هيچ برنامه‌ريزي سيستماتيكي براي خشونت وجود نداشت و اگر هم برخوردي صورت گرفت، در چارچوب دفاع از مردم و جلوگيري از سركوب بود.» كنعاني‌مقدم با انتقاد از برخي روايت‌هاي امروزي گفت: «امروز برخي تلاش مي‌كنند انقلاب ۵۷ را به عنوان يك حركت خشونت‌طلبانه بازنمايي كنند تا از آن براي توجيه خشونت در شرايط كنوني استفاده كنند، در حالي كه اين قياس، هم نادرست است و هم تحريف تاريخ.اگر انقلاب اسلامي با خشونت به پيروزي رسيده بود، هرگز نمي‌توانست چنين حمايت گسترده‌اي از اقشار مختلف جامعه-از بازاري و كارگر گرفته تا دانشجو و روحاني-به دست آورد. اين سطح از اجماع اجتماعي، فقط در سايه پرهيز از خشونت ممكن شد.» اين فعال سياسي در جمع‌بندي سخنان خود مي‌گويد: «مهم‌ترين گزاره‌اي كه رژيم پهلوي را ساقط كرد، نه اسلحه بود و نه خشونت، بلكه فروپاشي مشروعيت سياسي آن در برابر يك جنبش مردمي مسالمت‌آميز بود.» او مي‌افزايد: «درس انقلاب ۵۷ براي امروز اين است كه تغييرات پايدار، زماني رخ مي‌دهد كه بر پايه آگاهي، مشاركت اجتماعي و قانون‌گرايي بنا شود، نه بر خشونت؛ چراكه خشونت، حتي اگر به تغيير منجر شود، معمولا هزينه‌هاي سنگيني براي جامعه بر‌جاي مي‌گذارد.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها