چرا بازار ميريزد؟
محمد رضا اعلمي
بررسي نمودار شاخص كل بازار سهام در ماههاي اخير نشان ميدهد؛ هر از چندي شاخص با افت محسوس و نگرانكنندهاي همراه است، اتفاقي كه در برخي روزها بيش از آنكه حاصل يك شوك ناگهاني باشد، نتيجه انباشت خطاهاي سياستي و تعويق يك اصلاح ضروري است. بازار سرمايه، همانند هر سازوكار اقتصادي ديگر، نيازمند دورههاي استراحت و بازتنظيم است. هنگامي كه اين فرآيند طبيعي به تعويق ميافتد يا به صورت مصنوعي سركوب ميشود، واكنش بعدي بازار نه آرام و كنترلپذير، بلكه شديد و پرهزينه خواهد بود. مطابق نمودار شاخص كل، بازار طي يك بازه زماني نسبتا كوتاه، رشدي سريع و تقريبا بدون وقفه را تجربه كرده است. شيب اين رشد بهگونهاي است كه نشانهاي از توقف، تعادل يا بازنگري در قيمتها در آن ديده نميشود. چنين رفتاري در هيچ بازاري، حتي در شرايط خوشبينانه، نميتواند پايدار تلقي شود. واقعيت اين است كه بازار در اين نقطه به اصلاح نياز داشت و اگر اين اصلاح زودتر و در سطوح پايينتر اتفاق ميافتاد، امروز نگراني جدي درباره تبديل آن به يك ريزش عميق وجود نداشت. يكي از ويژگيهاي مهم روند اخير بازار، رشد پيوسته و تند آن بدون ايجاد فرصت براي بازبيني و تثبيت قيمتهاست. اين نوع حركت، بيش از آنكه حاصل بهبود بنيادهاي اقتصادي يا افزايش بهرهوري شركتها باشد، ناشي از انتظارات تورمي، كاهش اعتماد به پول ملي و نبود گزينههاي جذاب براي حفظ ارزش داراييها بوده است. به بيان سادهتر، بخش قابل توجهي از پول وارد شده به بازار سهام، نه با نگاه سرمايهگذاري بلندمدت، بلكه با انگيزه فرار از كاهش ارزش پول وارد شده است. چنين پولي ذاتا ناپايدار است. اين منابع در شرايط صعودي ميتوانند بازار را به سرعت بالا ببرند، اما در زمان بروز اولين نشانههاي ضعف، همانقدر سريع از بازار خارج ميشوند. نتيجه اين رفتار، شكلگيري رشدهاي تند و سپس افتهاي شديد است؛ الگويي كه در نمودار شاخص كل بهوضوح قابل مشاهده است. در اين ميان، نميتوان از نقش تصميمات سياستگذارانه چشمپوشي كرد. يكي از مهمترين اين تصميمات، تغيير سازوكاري بود كه بهطور سنتي مانع نوسانهاي غيرواقعي قيمتها ميشد. اين سازوكار، بهطور خلاصه، اجازه نميداد قيمت يك سهم يا شاخص، بدون پشتوانه كافي از معاملات واقعي، به سرعت تغيير كند. حذف يا تضعيف اين محدوديت، عملا باعث شد كه قيمتها با حجم اندكي از معاملات، جهشهاي بزرگ را تجربه كنند. نتيجه اين تصميم، رشد سريعتر شاخص بود؛ اما اين رشد، بر پايهاي سست بنا شد. وقتي بازار به چنين شكلي بالا ميرود، در واقع فرصت «تنفس» از آن گرفته ميشود. قيمتها بدون مكث بالا ميروند و هيچگاه مشخص نميشود كه در سطوح جديد، آيا واقعا خريدار جدي وجود دارد يا خير. همين فقدان تنفس است كه امروز خود را بهصورت افتهاي ناگهاني و پيدرپي نشان ميدهد. بدون ترديد، فضاي سياسي منطقه و تحولات فرامنطقهاي، همواره يكي از عوامل اثرگذار بر بازار سرمايه ايران بوده است. احتمال بازگشت يا تشديد ريسكهاي سياسي، موضوعي است كه هيچ تحليلگري نميتواند آن را ناديده بگيرد. طبيعي است كه در چنين فضايي، بازار واكنش منفي نشان دهد و سرمايهگذاران محتاطتر شوند. اما اشتباه بزرگ در تحليل وضعيت فعلي، نسبت دادن تمام مشكلات بازار به ريسكهاي سياسي فرامنطقهاي است. اين ريسكها ممكن است جرقه شروع افت را زده باشند، اما زمينه اين افت از قبل و در درون بازار شكل گرفته بود. اگر بازار در ماههاي قبل اجازه مييافت كه اصلاح تدريجي و كنترل شدهاي را تجربه كند، شوكهاي بيروني نميتوانستند چنين اثر عميق و سريعي بر آن بگذارند. به بيان ديگر، ريسك سياسي ميتوانست بازار را منفي كند، اما اين تصميمات نادرست داخلي بود كه باعث شد منفي شدن بازار به سرعت به يك روند پرهزينه تبديل شود. انداختن تمام تقصيرها بر گردن عوامل بيروني، ناديده گرفتن مسووليت سياستگذاري داخلي است. نمودار شاخص كل نشان ميدهد كه پس از رسيدن بازار به اوج، افت قيمتها با سرعت بالايي آغاز شده است. اين رفتار، نشانه از بين رفتن اعتماد كوتاهمدت و تلاش سرمايهگذاران براي خروج سريع از بازار است. تجربه نشان داده است كه در چنين شرايطي، هيچ دستور، توصيه يا اقدام مقطعي نميتواند جلوي افت را بگيرد. بازار زماني آرام ميشود كه احساس كند قيمتها به سطحي منطقي و قابل دفاع رسيدهاند. اما نكته كليدي اينجاست كه اگر بازار زودتر اصلاح ميكرد، امروز با چنين رفتار هيجاني مواجه نبوديم. اصلاح زودهنگام، به بازار اجازه ميدهد كه قيمتها را بازتنظيم كند، انتظارات را تعديل نمايد و سرمايهگذاران را براي ادامه مسير آماده سازد. اما اصلاح ديرهنگام، معمولا با فشار رواني، شتاب در فروش و تشديد بياعتمادي همراه است. در نهايت ريزشهاي دورهاي در بازار سهام در شرايط كنوني، نتيجه همزمان سه عامل است؛ نخست، رشد سريع و بدون وقفهاي كه فرصت تعادل را از بازار گرفت. دوم، تصميمات نادرست سياستي كه سازوكارهاي طبيعي كنترل نوسان را تضعيف كرد و سوم، ريسكهاي سياسي فرامنطقهاي كه به عنوان عامل تشديدكننده وارد عمل شدند. ناديده گرفتن نقش دو عامل اول و تمركز صرف بر عامل سوم، تحليلي ناقص و حتي گمراهكننده است. بازار سرمايه، بيش از هر چيز، به سياستگذاري سنجيده و پذيرش واقعيتهاي رفتاري خود نياز دارد. اصلاح، بخشي اجتنابناپذير از حيات بازار است. هرچه اين اصلاح زودتر، شفافتر و بدون مداخلههاي نادرست انجام شود، هزينه آن براي اقتصاد و جامعه كمتر خواهد بود.
كارشناس بازار سرمايه