پيامدهاي ديوار تعرفه ۲۵درصدي
اميررضا اعطاسي
سياستهاي تعرفهاي جديد ايالات متحده، اينبار نه تنها رقباي استراتژيك، بلكه ساختار يكپارچه تجارت در امريكاي شمالي را نيز هدف قرار داده است. اين تغيير رويكرد، نيازمند بازبيني در پيمانهاي تجاري و استراتژيهاي صنعتي در سطح جهاني است.
لزوم بازتعريف 3روابط تجاري
اقتصادهاي كانادا و مكزيك پيوند عميقي با بازار ايالات متحده دارند. آمارها حاكي از آن است كه ۸۳درصد از صادرات مكزيك و ۷۸ درصد از صادرات كانادا روانه بازار ايالات متحده ميشود. تعرفه ۲۵درصدي، كه به عنوان ابزاري براي موازنه تجاري مطرح شده است، چالشهاي جدي براي جريان كالا ايجاد ميكند.
تحليل كمي اثرات بر GDP و اشتغال
برآوردهاي موسسه بروكينگز و پترسون (PIIE) نشان ميدهد كه در سناريوي اعمال تعرفه، رشد توليد ناخالص داخلي (GDP) شركاي امريكا با نوسان مواجه خواهد شد. كاهش احتمالي ۱.۱۵ تا ۱.۷ درصدي رشد در كانادا و مكزيك، هشداري براي سياستگذاران اين كشورهاست تا به سمت تنوعبخشي به بازارهاي صادراتي حركت كنند. در صورت اقدام متقابل (تلافي تجاري)، اين هزينهها براي هر دو طرف افزايش مييابد و ميتواند منجر به كندي رشد اقتصادي در منطقه شود.
تطبيق با واقعيتهاي جديد
رابطه تجاري ايالات متحده و چين وارد فاز جديدي از مديريت ريسك شده است. تعرفههاي ۲۵درصدي لايه جديدي از هزينه را بر صادرات چين تحميل ميكند كه امكان دارد پكن را به سمت استراتژيهاي جايگزين سوق دهد. اما آيا چين در واكنش به اين فشارها، مسيرهاي تجاري خود را اصلاح ميكند؟ مازاد تجاري چين در سال ۲۰۲۵ به رقم قابل توجه ۱.۲ تريليون دلار رسيد كه نشاندهنده موفقيت نسبي در يافتن بازارهاي جايگزين در «جنوب جهاني» (آسيا، آفريقا، امريكاي لاتين) است. با اين حال، تعرفههاي ثانويه ميتواند اين مسيرهاي جديد را نيز با چالش مواجه كند و نرخ رشد اقتصادي چين را در محدوده ۴.۱ تا ۴.۴ درصد تثبيت نمايد. بازار جهاني نفت در سال ۲۰۲۶ متأثر از دو نيروي متضاد است: افزايش ظرفيت توليد جهاني و تغييرات ساختاري در تقاضاي انرژي. گزارشهاي آژانس بينالمللي انرژي (IEA) نشان ميدهد كه ظرفيت عرضه جهاني نفت رو به افزايش است. پيشبيني ميشود كه در سال ۲۰۲۶، عرضه جهاني پتانسيل پيشي گرفتن از تقاضا را داشته باشد. اين امر ناشي از افزايش بهرهوري در توليد نفت شيل امريكا و ورود توليدكنندگان جديدي مانند برزيل و گويان به بازار است. چين به عنوان بزرگترين واردكننده نفت، در حال گذار به سمت انرژيهاي نوين است. نفوذ خودروهاي برقي (EV) و استفاده از LNG در ناوگان سنگين، رشد تقاضاي نفت اين كشور را تعديل كرده است. اين پديده فشار بر قيمتها را حفظ ميكند و نيازمند مديريت هوشمندانه بازار توسط توليدكنندگان نفت است. سياستهاي تعرفهاي و مالي ايالات متحده تأثير مستقيمي بر ارزش دلار در بازارهاي جهاني دارد. افزايش تعرفهها ميتواند از طريق مكانيزم تورم و نرخ بهره، بر شاخص دلار (DXY) اثر بگذارد.
چشمانداز شاخص دلار (DXY)
تحليلگران پيشبيني ميكنند كه با اجراي سياستهاي جديد و واكنش فدرال رزرو، شاخص دلار نوساناتي را تجربه كند. اگر فدرال رزرو براي كنترل تورم ناشي از تعرفهها نرخ بهره را بالا نگه دارد، جذابيت داراييهاي دلاري حفظ شده و دلار در برابر ساير ارزها تقويت ميشود. تقويت دلار معمولا فشار قيمتي بر كالاها (كه با دلار قيمتگذاري ميشوند) وارد ميكند و قدرت خريد كشورهاي واردكننده را تحت تأثير قرار ميدهد. براي اقتصادهاي در حال توسعه، اين به معناي مديريت دقيقتر منابع ارزي و تراز تجاري است تا از نوسانات شديد جلوگيري شود.
ايران و مديريت چالشهاي دوگانه
اقتصاد ايران در سال ۲۰۲۶ با تركيبي از چالشهاي پيشين و متغيرهاي جديد روبهروست. سياستهاي تعرفهاي جديد امريكا كه شركاي تجاري را هدف قرار ميدهد، لايه جديدي از پيچيدگي را به روابط تجاري ايران اضافه ميكند كه نيازمند ديپلماسي اقتصادي فعال و راهكارهاي نوين است.
ديپلماسي تجاري در سايه تعرفهها
سياست جديد تعرفهاي امريكا تلاش دارد تا هزينه تعامل تجاري با ايران را براي كشورهاي ثالث افزايش دهد. ترامپ اعلام كرده است كه كشورهايي كه با ايران تجارت كنند، ممكن است مشمول تعرفه شوند. اين موضوع چين را به عنوان شريك اصلي تجاري ايران در موقعيت تصميمگيري قرار ميدهد تا توازني ميان بازار امريكا و تأمين انرژي خود برقرار كند. كاهش تجارت دوجانبه ايران و چين در ماههاي اخير، نشاندهنده احتياط تاكتيكي شركتهاي چيني است، اما تجربه نشان داده است كه بازارهاي انرژي همواره راهي براي تعادل پيدا ميكنند.
حفظ سهم بازار
دادههاي رديابي نفتكشها نشان ميدهد كه ايران با وجود فشارها، توانسته است بخش قابل توجهي از صادرات خود را حفظ كند (ميانگين ۱.۳۸ ميليون بشكه در روز در سال ۲۰۲۵) . اين امر نشاندهنده وجود شبكههاي منعطف و توانايي تطبيق با شرايط سخت است. با اين حال، حفظ اين سهم بازار نيازمند رقابت قيمتي است:
1- رقابتپذيري: ايران براي حفظ جذابيت نفت خود در برابر رقبايي مانند روسيه، از ابزارهاي قيمتي و تخفيفهاي تجاري استفاده ميكند.
2- هزينههاي مبادله: فرآيندهاي لجستيكي و مالي پيچيده براي دور زدن محدوديتها، بخشي از درآمدهاي نفتي را جذب ميكند، اما جريان اصلي درآمد همچنان برقرار است.
راهبردهاي مواجهه با شرايط جديد
تحليل حلقههاي چهارگانه نشان ميدهد كه اقتصاد جهاني و ايران در سال ۲۰۲۶ با شرايط پيچيدهاي روبهرو هستند، اما اين به معناي بنبست نيست. چشمانداز جهاني: اقتصاد جهاني به سمت منطقهگرايي و افزايش موانع تجاري حركت ميكند. اين روند هزينهها را افزايش ميدهد اما فرصتهايي را نيز براي بازيگران جديد و مسيرهاي تجاري جايگزين ايجاد ميكند.
چشمانداز ايران: ايران با يك «جنگ تجاري هوشمند» مواجه است كه هدف آن محدود كردن درآمدهاي ارزي است. با اين حال، اقتصاد ايران نشان داده است كه پويا و انطباقپذير است. راهبردهاي اصلي در اين دوره عبارتند از:
1- مديريت هوشمند شركاي تجاري: حفظ و توسعه روابط با چين و ساير بازارهاي نوظهور با استفاده از مكانيسمهاي نوين تسويه حساب و ديپلماسي انرژي.
2- انضباط مالي سختگيرانه: كاهش وابستگي بودجه به نوسانات نفت و تمركز بر درآمدهاي مالياتي و مولدسازي داراييها.
3- تابآوري داخلي: تقويت زنجيرههاي تأمين داخلي بهويژه در كالاهاي اساسي و صنعت خودرو براي كاهش اثرپذيري از شوكهاي خارجي.
ايران در حال گذار از يك اقتصاد وابسته به نفت سنتي به يك اقتصاد مقاومتر و مديريتشده در برابر تكانههاي خارجي است. هنر سياستگذاري در اين دوره، تبديل «فشار» به «انگيزه براي اصلاحات ساختاري» خواهد بود.
كارشناس ارشد مديريت ساخت