• 1404 شنبه 25 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6261 -
  • 1404 شنبه 25 بهمن

شناسايي باند كلاهبرداري از يك شركت بيمه

سرهنگ فرهاد شمس‌آبادي

چند سال پيش ازسوي يكي از شركت‌هاي بيمه به اداره آگاهي پليس تهران نامه‌اي ارسال شد. محتواي نامه بيمه اين بود كه چند نفر از طريق تصادفات ساختگي از بيمه كلاهبرداري مي‌كنند. بيمه به ما اعلام كرد كه به اين موضوع مشكوك شده است. اين نامه فقط به عنوان يك اطلاعيه در اداره آگاهي پليس تهران باقي ماند. در اداره آگاهي تكليف يكسري پرونده‌ها از جمله قتل، آدم‌ربايي، دزدي، ضرب و شتم و... مشخص است، اما تكليف يكسري پرونده‌ها مثل همين نامه بيمه كه فقط به اداره پليس آگاهي اطلاع داده مي‌شود، كمي پيچيده است. موضوع نامه بيمه در ذهن كارآگاهان باقي ماند و به دنبال سرنخ مي‌گشتند تا اينكه يك موضوع به اداره آگاهي اعلام مي‌شود؛ شخصي به پليس راهور اعلام مي‌كند كه بر اثر تصادف يكي از پاهايش شكسته است. او به بيمارستان مراجعه مي‌كند. پرونده اين فرد به پزشكي قانوني ارجاع داده مي‌شود تا به او گواهي داده شود كه پايش شكسته شده است. در اين ميان فرد سعي مي‌كند گواهي پزشكي قانوني را جعل كند، ولي از اين موضوع بي‌خبر بوده كه گواهي‌ها در سيستم قضايي كنترل مي‌شود.  پرونده اين فرد به اداره آگاهي ارجاع داده مي‌شود. وقتي اين فرد به اداره آگاهي مراجعه مي‌كند كارآگاهان ما متوجه آسيبي قديمي روي دست او مي‌شوند و پي مي‌برند كه اين آسيب مربوط به تصادف جديد نبوده است. كارآگاهان شروع به تحقيقات مي‌كنند و متوجه مي‌شوند كه اين فرد در يك شهر ديگر به خاطر تصادف و شكستگي دستش از بيمه خسارت گرفته است. ما موضوع را پيگيري كرديم و متوجه شديم ميان راننده و فردي كه با او تصادف كرده، ارتباط وجود دارد و از اقوام دور هم هستند. در چنين مواقعي وقتي كارآگاهان به موضوعي حساس مي‌شوند تمام موارد را بررسي مي‌كنند؛ پلاك‌هاي ماشيني كه اين فرد با آنها تصادف كرده بود را درآورديم و دو گواهي پزشكي قانوني را كنار هم گذاشتيم. همچنين اين فرد هر دوبار به راننده‌هايي كه با او تصادف كرده، رضايت داده بود و هر دو تصادف در منطقه‌اي خلوت و در ساعت‌هايي كه هيچ شاهدي وجود نداشته، اتفاق افتاده بود. كارشناس تصادفات، تصادف را تاييد مي‌كرد، اما از زاويه ديد ما ناحيه شكستگي پاي اين فرد با قسمتي كه به ماشين برخورد كرده بود، مشكل داشت و هيچ تطبيقي با هم نداشتند، بنابراين از اين فرد بازجويي كرديم. در بازجويي‌ها او نمي‌توانست صحنه تصادف را درست شرح بدهد. نتيجه اين تحقيقات را مانند تكه‌هايي از پازل كنار هم قرار داديم و مجدد از پزشكي قانوني خواستيم كه نقطه برخورد ماشين را با آسيبي كه به بدن فرد وارد شده، تطبيق دهد. در كنار بررسي اين موارد و شگردهايي كه در بازجويي داريم و خيلي هم نمي‌شود در مورد آن توضيح داد، متوجه تناقض‌گويي‌هاي اين فرد شديم. در نهايت اين فرد اعتراف كرد. از او پرسيديم كه چگونه پايش را شكسته است؟ او جواب داد شخصي به نام دكتر سردسته باند است و او بخش‌هايي از اعضاي بدن آنها را مي‌شكند تا از طريق تصادفات ساختگي از بيمه خسارت بگيرند. البته آنها بين خودشان به او دكتر مي‌گفتند. در حالي كه سردسته باند آدم سابقه‌داري بود و حتي ديپلم هم نداشت. اعضاي اين باند مي‌گفتند سردسته باند شاگرد قصاب بوده و چون دست، پا، بيني و دندان‌هاي آنها را مي‌شكسته به او دكتر مي‌گفتند.
 اين افراد يك باند حدود يازده، دوازده نفره بودند و در چند استان فعاليت مي‌كردند. قسمت تكان‌دهنده ماجرا اينجا بود كه اين افراد، اشخاصي كه معتاد بودند و از نظر مالي مشكل داشتند را پيدا مي‌كردند و درصدي از پول را به آنها مي‌دادند؛ يكي از آنها از خانه فرار كرده و يكي ديگر از آنها كارتن‌خواب بود. اعضاي اين باند به معتادان ده، پانزده روز رسيدگي مي‌كردند كه وقتي آنها به پزشكي قانوني مراجعه مي‌كنند، مشخص نشود معتاد بوده‌اند. بعدا متوجه شديم سردسته باند دروغ مي‌گفته كه شاگرد قصاب بوده و فقط مدتي در رستوران و درمانگاه نظافتچي بوده و كاملا ريسك مي‌كرده و دست، پا، بيني و دندان‌هاي اين افراد را مي‌شكسته. اتفاقا يكي از همين آسيب‌ديدگان را ناقص كرده بود. وقتي سردسته باند را دستگير كرديم از او پرسيدم كه آيا اين افراد را بيهوش مي‌كردي؟ او جواب داد مي‌ترسيده به اين افراد قرص اضافه بدهد و آنها بميرند. براي همين فقط يك قرص خواب‌آور به آنها مي‌داده. درنهايت نيز مشخص شد كه اين باند با همين روش حدود ۱۳، ۱۴ميليارد از بيمه كلاهبرداري كرده بودند. در وقوع يك جرم انگيزه خيلي مهم است؛ در اين پرونده برگه پزشكي قانوني جعل شده بود. اينجا بايد مشخص مي‌شد كه فرد چرا برگه را جعل كرده و قصد داشته برگه را به چه كسي تحويل دهد؟ در اين‌گونه پرونده‌ها فرد مظنون بازجويي مي‌شود و كارآگاهان با‌توجه به الگوهاي بدني و خيلي موارد ديگر كه قابل بيان نيست، متوجه مي‌شوند كه فرد يا چيزي را پنهان مي‌كند يا دروغ مي‌گويد. براي يك كارآگاه بررسي صحنه جرم، انگيزه، اظهارات فرد مظنون و... مثل يك پازل به‌هم ريخته است كه بايد هر قطعه را سر جاي خود قرار دهد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون