• ۱۳۹۸ سه شنبه ۶ اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
online كانال تلگرام روزنامه اعتماد

30 شماره آخر

  • شماره 4396 -
  • ۱۳۹۸ يکشنبه ۲ تير

دستگيري 2 متهم از 8 فراري پرونده كيميا خودرو

قاضي: پول مردم را باز گردانيد

دومين جلسه رسيدگي به پرونده كيميا خودرو روز گذشته و به رياست قاضي صلواتي برگزار شد. در ابتداي اين جلسه از دادگاه، قاضي صلواتي از دستگيري دو نفر از هشت متهم فراري اين پرونده خبر داد و گفت كه اين دو نفر در دادسرا تحت بازجويي هستند. بعد از آن رييس دادگاه از شاكياني كه در جلسه قبل شكايت خود را مطرح نكردند خواست كه در جايگاه قرار بگيرند.

يكي از شاكيان به نام حسين اسماعيل‌پور در جايگاه قرار گرفت و با معرفي خود گفت: «دي ماه سال ۹۶ تصميم گرفتم خودرويي بخرم كه ۱۲ ميليون و ۵۰۰ هزار تومان براي خريد پژو پارس پرداخت كردم. از طريق روزنامه به اين شركت زنگ زدم و آنها شرايط را توضيح دادند اما پس از اينكه پول را واريز كردم هر روز يك بازي در مي‌آوردند. يك روز با عصبانيت به آنجا رفتم و به آنها اعتراض كردم اما اينها، افراد قل‌چماقي را استخدام كرده بودند تا اگر كسي خواست خلاف نظر آنها حرف بزند او را كنترل كند، آنها در آن حالت به من گفتند طوري تو را مي‌زنيم كه دندان‌هايت بشكند.»

در ادامه نماينده شكات به قاضي صلواتي گفت: «در جلسه گذشته نماينده دادستان گفتند كه اين افراد فاقد سابقه هستند. من امروز فردي را آوردم كه سال ۹۳ در شركت آرتين خودرو آريا از اين افراد خودرو ثبت‌نام كرده است.»

قاضي از شخصي به نام لطفي‌پور خواست تا با حضور در جايگاه جزييات را توضيح دهد. او بعد از حضور در جايگاه گفت: «من بازنشسته ژاندارمري هستم، سال ۹۳ پولي نداشتم و ۱۰ ميليون تومان وام گرفتم با آن پول نمي‌شد خودرويي خريداري كرد. از طريق آگهي با اين شركت آشنا شدم و يك وانت ثبت‌نام كردم. به قرآن قسم همه حرف‌هايم را صادقانه مي‌گويم. دو سال اين موضوع را به همسرم كه بيماري قلبي داشت، نگفتم اما پس از دو سال فهميد و سكته كرد و حالا از دنيا رفته است.»

قاضي صلواتي پرسيد: «از همين آقايان خريد كرديد؟» كه او پاسخ داد: «بله، آقاي قاضي به خاطر من نه! به خاطر خدا به درد مردم برسيد. من حق و حقوقم را مي‌خواهم. ۵ سال است كه نمي‌دانم مزه گوشت چيست! من خيلي ضرر كردم.» شاكي ديگري به نام حسين پويا در جايگاه قرار گرفت و گفت: «من كارگر هستم و شش و نيم ميليون تومان پول داده‌ام، اينها اگر اعدام نشوند دانه به دانه‌شان را زنده نمي‌گذارم اگر من جاي شما باشم ناخن‌هاي اينها را با انبردست مي‌كشم.»

قاضي صلواتي در اين لحظه گفت: «اقدام قانوني در دست دادگاه است.» پس از استماع اظهارات تعدادي شكات قاضي صلواتي از مهدي فتاحي‌نيا خواست در جايگاه حاضر شود و قاضي گفت: «مهدي فتاحي‌نيا، فرزند عثمان مجرد و فاقد سابقه كيفري به اتهام انجام عمليات بانكداري بدون مجوز و مشاركت در كلاهبرداري شبكه‌اي دفاعيات خود را بيان كنيد.» مهدي فتاحي‌نيا پس از حضور در جايگاه گفت: «اين تعداد از شكات را اصلا قبول ندارم. مبلغ را قبول ندارم و براي همه ادله مستند دارم. طبق گفته‌هاي پدر و وكيلم شكات ۱۱۲۶ نفر بوده كه اين تعداد ۴۰ نفرشان جا مانده و از ۱۵۰ به ۲۰۰ رفته، تكرار شدند و مشتري اسمش چندين بار تكرار شده، اسامي شكات رضايت‌دهنده هم در ليست آمده است.»

اين متهم در ادامه گفت: «تقاضا دارم ليست مجدد را وكيلم به من بدهد. در ليست شكات ۳۰۰ نفر زير ۵ ميليون تومان، ۳۰۰ نفر زير ۱۰ ميليون، ۲۰ ميليون به بالا هم ۵۵ تا ۶۰ نفر هستند. همچنين در دادگاه شكات ادعا مي‌كنند مشتري از آبادان ۱۲۰ ميليون تومان پرداخت كرده است. در حالي كه مشتري با مبلغ بالا فقط يك مشتري ۱۰۱ ميليون تومان پرداخت كرده است.»

در بخش ديگري از دادگاه، قاضي صلواتي خطاب به متهم گفت: «اينها شاكي نيستند؟ پول مردم كجاست؟ آيا در دوبي سرمايه‌گذاري شده؟ آيا به دلار و سكه تبديل شده است؟ جواب مردم را بدهيد.»

مهدي فتاحي‌نيا گفت: «اين تعداد شكات نيست.»

قاضي از يكي از شكات حاضر در جمع پرسيد: «شما چقدر پول داديد؟» كه او پاسخ داد: «۱۶ ميليون تومان.»

قاضي از متهم پرسيد: «۱۶ ميليون اين خانم چه شد؟» و متهم در جواب گفت: «در حساب....»

قاضي واكنش نشان داد: «كل پول در حساب كمتر از يك ميليارد است. جواب سوال دادگاه را بده. از كدام شركت خودروساز قرارداد داشتي؟ از بانك مركزي مجوز ليزينگ داشتي؟ پول‌هايي كه با زبان خوش مي‌گرفتيد كجاست؟ به چه كسي خودرو تحويل داده‌اي؟ اسامي ۱۰ نفر از آنها را بگو تا با دستور در جلسه بعد حاضر شوند.»

قاضي صلواتي گفت: «آبرو و زندگي مردم را به هم ريختي و پول‌ها را از طريق خواهر و همسر خواهرت به دوبي فرستادي و آنجا سرمايه‌گذاري كردي. تا جلسه آخر دادگاه فرصت داريد پول مردم را برگردانيد.»

متهم در بخش‌هايي از حرف‌هايش گفت: «در قراردادها هم ما نسبت به مشتريان تعهد داشتيم و هم آنها نسبت به ما متعهد بودند. اما پس از بازداشت من چطور مي‌خواستيم خواسته‌شان را برآورده كنيم؟ چرا من قبل از تعطيلات شكايتي نداشتم؟ شكاياتي كه من داشتم به ۳۵ نفر مربوط مي‌شد كه سند رضايت‌شان هم موجود است. من اگر به زندان نرفته بودم، مي‌توانستم پول‌ها را بدهم.»

قاضي صلواتي بعد از بخشي از حرف‌هاي متهم ختم رسيدگي به اين جلسه از دادگاه را اعلام كرد و گفت كه جلسه بعدي اين دادگاه روز دوشنبه 2 تيرماه برگزار خواهد شد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
اطلاع رسانی

با توجه به افزایش هزینه‌های تولید روزنامه در چند ماهِ اخیر، و تلاش ما در راستای ادامه انتشار روزنامه «اعتماد» به‌روال معمول و حفظِ کیفیت و تیراژ روزنامه، ناگزیر به حذفِ امکان بازدید رایگان سایت و به‌تبع آن فروشِ آنلاین مطالب از طریق سایت هستیم. بنابر وضعیتِ اقتصادی اخیر، خاصه گرانی و نبودِ کاغذ موردنیاز برای انتشار روزنامه، در صورتی‌ که متقاضیِ بازدید از سایت روزنامه هستید و جهتِ یاری به امر فرهنگی و امکان ادامه انتشار روزنامه در این مسیر نیز ما را همراهی کنید.

چانچه تا اکنون عضو سایت نیستید، بر روی گزینه ثبت نام کلیک کنید.

چنانچه قبلا ثبت نام کرده‌اید، بر روی گزینه ورود به سایت کلیک کنید.