• ۱۳۹۸ سه شنبه ۱ مرداد
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
online كانال تلگرام روزنامه اعتماد

30 شماره آخر

  • شماره 4411 -
  • ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۰ تير

روز سي و هفتم

شرمين نادري

بازارچه شاپور را كه رد كني، توي يكي از كوچه پس‌كوچه‌هاي نزديك خيام، خانه‌اي هست قديمي و آجري و قشنگ كه هنوز به دست صاحبانش نمرده، اين را مي‌نويسم توي ذهنم كه بعد بيايم اينجا و اين را بگويم و آن وقت توي بازارچه شاهپور براي خودم مي‌چرخم و خنزرپنزر مي‌خرم. يادم مي‌آيد سال‌ها پيش اينجا خانه پيرزني بود كه بچه‌هايش خانه حياط‌دار پردرختش را فروختند و در عوض برايش فراموشي آوردند، هنوز هم بعضي از كسبه پيرزن را مي‌بينند كه با حواس‌پرتي بين ميوه‌هاي آقاي نمي‌دانم چي چي، قدم مي‌زند و بعد هم لابد تلفن مي‌زنند به بچه‌ها كه يكي مي‌آيد و پيرزن را برمي‌گرداند به آپارتمان نارمكش.

از خيام تا نارمك كلي راه است و تقريبا هيچ‌كس خبر ندارد پيرزن چطور مي‌آيد و با چه حالي مي‌رود، درست مثل من كه يادم افتاده به آن خانه و آن حياط و آن كلوچه مسقطي‌ها و دلم عجيب گرفته و چنان براي خودم تندتند مي‌روم كه نمي‌دانم كي و ‌به كجا رسيده‌ام.

دوروبرم همه خانه‌ها تازه و زشتند، با سنگ‌هاي سفيد و درهاي فلزي، عين مقبره‌هاي كوچكي كه به بيرون پنجره دارند، اين را البته توي دل خودم گفته‌ام و گوشي را درآورده‌ام و از آن پير فرزانه كه حتي قدم‌هاي راه رفتنم را مي‌شمرد، سوال كرده‌ام كه كجاست آن خانه‌اي كه هنوز صاحبانش دست به قتلش نزده‌اند و پير فرزانه هم گفته راه برو، صد قدم از آن كوچه باريك كه توي دلش جوب بي‌آبي دارد، بگذر و از كنار بساط دستفروشي كه خدا مي‌داند چي مي‌فروشد، بگذر و بعد توي آن خياباني كه فقط يك خانه قديمي دارد دنبال زنگ در خانه بگرد.

بعد هم البته كسي پشت در هست كه بگويد در خانه باز است و تو داخل شوي و حياط را ببيني و آدم‌هايي كه دور تا دور حوض نشسته‌اند و مي‌گويند كه مي‌خواهند خانه را بازسازي كنند و از هندوانه‌هاي عصر تابستان بگويند و از خنده‌هاي توي حياط و مراسم نذري فاطمه‌خانم گربه‌دار و مراسم عزاي عزيز خانم بي‌بچه كه چون حياط نداشتند، توي همين اتاق و حياط به‌پا شد و خيلي هم خوش گذشت و جاي شما خالي.

بعد تو بگويي كاش اين خانه‌ها و اين كوچه‌ها و اين درخت انجير زنده بمانند و دوباره بزني به كوچه كه از آن مغازه كه اسمش روزي مرگ بر امريكا بود، بهارنارنج بخري و كمي ترخينه، چيزي كه در بساط عطاري‌هاي بالا شهر به اين خوبي و لذيذي پيدا نمي‌شود، مي‌داني كه چه مي‌گويم؟

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
اطلاع رسانی

با توجه به افزایش هزینه‌های تولید روزنامه در چند ماهِ اخیر، و تلاش ما در راستای ادامه انتشار روزنامه «اعتماد» به‌روال معمول و حفظِ کیفیت و تیراژ روزنامه، ناگزیر به حذفِ امکان بازدید رایگان سایت و به‌تبع آن فروشِ آنلاین مطالب از طریق سایت هستیم. بنابر وضعیتِ اقتصادی اخیر، خاصه گرانی و نبودِ کاغذ موردنیاز برای انتشار روزنامه، در صورتی‌ که متقاضیِ بازدید از سایت روزنامه هستید و جهتِ یاری به امر فرهنگی و امکان ادامه انتشار روزنامه در این مسیر نیز ما را همراهی کنید.

چانچه تا اکنون عضو سایت نیستید، بر روی گزینه ثبت نام کلیک کنید.

چنانچه قبلا ثبت نام کرده‌اید، بر روی گزینه ورود به سایت کلیک کنید.