• ۱۳۹۹ چهارشنبه ۲۵ تير
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
online كانال تلگرام روزنامه اعتماد

30 شماره آخر

  • شماره 4680 -
  • ۱۳۹۹ سه شنبه ۱۰ تير

سهرابِ رنج و ملال

جواد طوسي

اگر شكل‌گيري و دوام «موج نو» در اواخر دهه ۴۰ و نيمه اول دهه ۵۰ را پيشنهادي نوين براي ثبت و نمايش «واقع‌گرايي» در تعداد قابل‌توجهي از آثار سينمايي آن دوره بدانيم، سهراب شهيد ثالث يك نمونه و شمايل استثنايي در اين زمينه است. او تنها با دو فيلم «يك اتفاق ساده» (۱۳۵۲) و «طبيعت بي جان» (۱۳۵۳) نشان داد كه مي‌توان از طريق فرم و بدون بازي‌هاي مضموني و تكيه متظاهرانه و شعارگونه بر محتوا، به اجرا و نمايشي متفاوت از «رئاليسم» رسيد. در اين نوع مواجهه با واقعيت در دل يك روزمرّگي كسالت‌بار و دوري باطل و فضايي پر ملال، اتفاق خاصي رخ نمي‌دهد. آدم‌هاي شوربخت و قافيه‌باخته‌اي همچون آن مرد تنها كه با فروش‌ ماهي قاچاق روزگار مي‌گذراند و مرگ همسر بيمارش براي او و پسر نوجوانِ سختكوشش اتفاقي ساده در دنياي بختك زده‌شان است يا آن پيرمرد سوزنبانِ در آستانه بازنشستگي و همسر مات و خانه‌نشينش، از ديد شهيد ثالث (به عنوان وجدان بيدار و يك انسانِ عدالتخواه) قربانيان جامعه‌اي هستند كه در مُدرنيزم روبنايي و وارداتي «شاهنشاه آريامهر» و سرمايه‌ داري مهاجم و بي‌تفاوت نسبت به اقشار فرودست و سياهي‌لشكر، محلي از اِعراب ندارند. در آن محدوده زماني، فيلمسازاني هستند كه بااتكا به قصه و روايت و دقيق شدن در مناسبات فردي و اجتماعي طبقات مطرح و درگير جامعه شهري، به اين شكاف و ضايعات و تلفاتِ جامعه در حال گذار (در سيكلي معيوب) مي‌پرداختند و نمونه‌هايش را در فيلم‌هاي «قيصر»، «رضا موتوري»، «بلوچ» و «گوزن‌ها»ي مسعود كيميايي، «آرامش در حضور ديگران» ناصر تقوايي، «تنگنا» و «مرثيه» امير نادري، «فرار از تله» و «پنجره» جلال مقدم، «آقاي هالو» و «دايره مينا» داريوش مهرجويي، «گزارش» عباس كيارستمي، «زير پوست شب» و «كندو» فريدون گله و «خوابنامه رحمان سرايدار» خسرو هريتاش شاهد بوديم اما...

 در نقطه مقابل، سهراب شهيد ثالث در خارج از جامعه شهري و بدون قصه‌‌گويي و حادثه‌پردازي و تعليق و درشت‌نمايي فاجعه و تراژدي، با خيره‌شدن به انسان‌هاي تبعيدي و به اسارت كشيده‌شده‌اش و نمايش زندگي سرد و يكنواخت و بي‌فروغ‌شان، نسبت به اين استحاله فرهنگي و دگرديسي بي‌ريشه سياسي/ اقتصادي واكنش نشان مي‌دهد. در واقع، مي‌توان گفت كه شهيد ثالث با ارايه فرمي بكر و خلاقانه در همان دو فيلم اولش، سبك و زبان و دنياي مستقل خودش را پيدا مي‌كند كه نشانه‌هاي بعدي و تكرارشونده‌اش را در «در غربت»، «وقت بلوغ»، «خاطرات يك عاشق»، «نظم»، «اتوپيا» و «درخت بيد» مي‌بينيم.
 در استثنايي بودن او همين بس كه عناصر تكراري و دنياي يكنواخت آدم‌هايش (در دل روزمرّگي) يادآور سينماي روبر برسون و ياسوجيرو اوزوست، آنارشيزم پنهانش - به نوعي- تعلق خاطرش به لوييس بونوئل را نشان مي‌دهد و در امتداد واقع‌گرايي منحصر به فردش كه گاه به ناتوراليسم نزديك مي‌شود، نگاهي روانكاوانه را نيز تلويحا دستور كار قرار مي‌دهد. فيلم «اتوپيا» (۱۹۸۳) از اين جهات يك نمونه مثال‌زدني و گوهري تابناك در كارنامه سينمايي‌اش است. به همه اينها اضافه كنيد، دغدغه‌هاي اگزيستانسياليستي و رگه‌هايي از طنز تلخ كه ريشه در علاقه وافرش به آنتوان چخوف دارد و... بيش از همه نگاه موتيف‌گونه «ديستوپيا»يي (نقطه مقابلِ اتوپيا) در آثارش و حتي زندگي خصوصي و هنري و مهاجرت‌هاي مداوم و آن مرگ تلخ و اندوهبارش. سهراب همواره در طول زندگي و عمر كوتاهش، خودِ خودش بود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
اطلاع رسانی

با توجه به افزایش هزینه‌های تولید روزنامه در چند ماهِ اخیر، و تلاش ما در راستای ادامه انتشار روزنامه «اعتماد» به‌روال معمول و حفظِ کیفیت و تیراژ روزنامه، ناگزیر به حذفِ امکان بازدید رایگان سایت و به‌تبع آن فروشِ آنلاین مطالب از طریق سایت هستیم. بنابر وضعیتِ اقتصادی اخیر، خاصه گرانی و نبودِ کاغذ موردنیاز برای انتشار روزنامه، در صورتی‌ که متقاضیِ بازدید از سایت روزنامه هستید و جهتِ یاری به امر فرهنگی و امکان ادامه انتشار روزنامه در این مسیر نیز ما را همراهی کنید.

چانچه تا اکنون عضو سایت نیستید، بر روی گزینه ثبت نام کلیک کنید.

چنانچه قبلا ثبت نام کرده‌اید، بر روی گزینه ورود به سایت کلیک کنید.