• ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲ آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
online كانال تلگرام روزنامه اعتماد

30 شماره آخر

  • شماره 3805 -
  • ۱۳۹۶ شنبه ۲۳ ارديبهشت

كتاب‌ها را كيلويي مي‌خريديم

بهروز غريب‌پور طراح و كارگردان تئاتر

 


پدرم با شيخ محمد غريقي، كتابفروش قديمي شهرمان - سنندج -كه به راستي عاشق كتاب بود و اهل فضل و متدين و متشرع و دنيا ديده دوست بود و گاهي بعدازظهرهاي تابستان مرا با خودش به اين كتابفروشي مي‌برد... هنوز نه به مكتبخانه رفته بودم نه به مدرسه ولي چنان بوي كتاب و خود كتاب سرمستم مي‌كرد كه هم آشيخ غريقي و هم پدرم با ديدن شيفتگيم خنده شان مي‌گرفت.  يك بار پدرم دربرابر فرزند خردسال بيسوادش تسليم و كتاب «موش و گربه» عبيد زاكاني، چاپ سنگي با تصاوير بدوي اما بديع را برايم خريد و از آن روز به بعد و تا به امروز آن كتاب در ذهنم نقش بسته و تاثير آن را حتي در اپراي حافظ مي‌توان ديد و آنها كه اين اپرا را ديده‌اند به ياد مي‌آورند كه يكي از كاراكترهاي اپري حافظ عبيد زاكاني و بخشي از ديالوگ‌ها بر همان وزن موش و گربه سروده شده‌اند... بنابراين من نخستين كتاب عمرم را «ديده‌ام» ولي تا سال‌ها بعد نخوانده‌ام... كتاب‌هاي زيادي هست كه دست به دست مي‌شده‌اند و هر كسي به كس ديگري خواندن آن را توصيه كرده و مي‌كند بنابراين به جاي جواب دادن به اين سوال‌تان مايلم از پديده ديگري حرف بزنم:
كتاب كيلويي!  پديده‌اي كه براي نسل امروز دروغ شاخدار به نظر برسد بله! باور كنيد كتاب‌ها را در ترازو مي‌گذاشتند و مثل خربزه، هندوانه يا هرچيز ديگري كه قابل وزن كردن و سبك و سنگين بودن بودند «وزن» كتاب ارزش آن را تعيين مي‌كرد. كتابفروشي‌هاي «كيلويي» كه در تابستان‌‌ها و در سنندج بساط مي‌كردند ترازويي داشتند كه كتاب را برابر وزنش - و نه ارزشش- قيمت‌گذاري مي‌كردند و جالب اينكه اين بساط سوررئاليستي، فروش كتاب كيلويي، مشتري‌هاي فراوان داشت؛ فروشنده گاهي براي جور كردن وزن و قيمت يك كتاب كم وزن را صرفا براي جور كردن قيمت و وزن روي كتاب‌هاي خريدار مي‌گذاشت و چه بسا همان كتاب لاغر كم جان با ارزش‌تر كل كتاب‌هاي ديگر بود... و گاه مي‌ديدي كه خريدار زير بار كتاب گشادگشاد راه مي‌رفت و از اينكه با دادن چند اسكناس ناقابل كلي كتاب خريده است به همه لبخند مي‌زد... من تا ساليان سال شرمم مي‌آمد كه بگويم در سنندج كتابفروشي كيلويي ديده‌ام و حتي از آن كتاب هم خريده‌ام اما وقتي از زبان و قلم زنده‌ياد آقاي جعفري، موسس انتشارات اميركبير شنيده و خواندم كه كتابفروشي كيلويي سوغات تهران به سرتاسر ايران بوده خيالم راحت شد كه خريد و فروش كتاب آن هم بر حسب «وزن» از ابداعات ما مردم اهل كردستان نبوده و ‌اي بسا همان نوع كتاب خريدن هم كساني را شيفته كتاب خواندن كرده باشد شكي ندارم كه اينگونه هم مي‌توان «كتابخوان» شد... .

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
اطلاع رسانی

با توجه به افزایش هزینه‌های تولید روزنامه در چند ماهِ اخیر، و تلاش ما در راستای ادامه انتشار روزنامه «اعتماد» به‌روال معمول و حفظِ کیفیت و تیراژ روزنامه، ناگزیر به حذفِ امکان بازدید رایگان سایت و به‌تبع آن فروشِ آنلاین مطالب از طریق سایت هستیم. بنابر وضعیتِ اقتصادی اخیر، خاصه گرانی و نبودِ کاغذ موردنیاز برای انتشار روزنامه، در صورتی‌ که متقاضیِ بازدید از سایت روزنامه هستید و جهتِ یاری به امر فرهنگی و امکان ادامه انتشار روزنامه در این مسیر نیز ما را همراهی کنید.

چانچه تا اکنون عضو سایت نیستید، بر روی گزینه ثبت نام کلیک کنید.

چنانچه قبلا ثبت نام کرده‌اید، بر روی گزینه ورود به سایت کلیک کنید.