هدف آشفتگي روح و روان مردم
جعفر گلابي
كاملا پيداست كه در كنار و در لواي انواع فشارهاي ضد ايراني يك هدف بسيار مهم در حال تعقيب است كه آسايش روحي و رواني مردم را فرو بپاشند. واقعيت امر هم نشان ميدهد كه شرايط موجود ذهن و ضمير اقشار مختلف را مشوش ميكند. تهديدها رو به تزايدند و عمدا جوانب تبليغیشان پررنگتر ميشود.اين فشار بسيار بزرگ با هدف سرريز آشوب ذهني به دنياي بيرون صورت ميگيرد.اگر در سلب آرامش نسبي مردم موفقيت حاصل شود هر كاري شدنيتر و هر آسيبي عميقتر خواهد شد. نه تنها موافقان و مشتاقان مخدوش شدن اوضاع رواني جامعه عامدانه در اين جهت تلاش آشكار و ظالمانهاي از خود بروز ميدهند، بلكه برخي احتمالا از روي جهل و براي اشتهار و حتي اميال شخصي بر تنور آشفتگيها ميدمند. ظاهرا حتي برخي مسوولان دور و نزديك هم موقعيت را براي عنوان كردن برخي مشكلات كم اهميتتر مغتنم ميشمارند و مصاحبه ميفرمايند كه پشت كوه قاف در فلان خيابان فرعي فلان شهر، فلان عيب وجود دارد و بايد اعتبارات لازم براي برطرف كردنش اختصاص پيدا كند! در هر حال سوناميهاي بيوقفه از اخبار منفي ثانيه به ثانيه بر ساحل اذهان مردم ميكوبد و گويي تنها چيزي كه متولي ندارد، آرامش جامعه است. خطر تشنج روحي و رواني گسترده در دلها از هر خطر ديگري بالاتر و آسيبرسانتر است. اگر گفته شود كه در اوضاع نفسگير كنوني جلوگيري از تشويش و پريشان احوالي يك هدف استراتژيك و اصلي است، سخن گزافي گفته نشده است. تهييج و تحريكهايي كه آشكارا انجام ميشود قطعا مخالف مصالح ملي است و با هدف بيدفاع كردن جامعه براي محافظت از خود انجام ميشود.
هر تشنجي در هر حوزهاي جز بدتر كردن اوضاع چيزي در بر ندارد و ضرر اصليش متوجه مردم خواهد بود. كسي منكر انبوه مشكلات و مصائب نيست ولي اگر مواظبت نكنيم و ندانيم كه بدي دنيا انتها ندارد خداي ناكرده روزي حسرت همين شرايط نابسامان و ناخواستني را ميخوريم. مهمترين اولويت كنوني كشور رفع تهديدهاي بيروني است و تنها در سايه تعامل مثبت و گفتوگوي دروني واقعي و جدي ميتوان روند رفع مشكلات را آغاز كرد. مشكلات كدام كشور با مداخلات خارجي حل شده است؟ اگر كساني به اين نتيحه رسيدهاند كه بيگانگان براي رضاي خدا به فكر حل مشكلات مردم ايران افتادهاند بدون مجامله و با صراحت آن را بيان كنند و قضاوت را به جامعه و تاريخ بسپارند. بيترديد آسيب سخت و طاقتفرساي تحريمها تاكنون متوجه مردم بوده است و به اعتراف وزير امريكايي به اين منظور شكل گرفتهاند كه افراد را از فرط استيصال به خيابانها بكشند!
اكنون در و ديوار و اجزاي كائنات گواهي ميدهد كه راه نجات در گرو رضايت و آرامش مردم است كه اگر حاصل شد خود رافع تهديدهاست. رضايت مردم با شعار حاصل نميشود و چه بسا انبوه شعارهاي مردمي ولي توخالي راه تعامل با ملت را تنگ كرده است .اگر اراده اين معناي بزرگ حاصل شود به دست آوردن رضايت مردم شدني است. ابتكار عمل در داخل كشور از طريق ميدان دادن به خردمندان دلسوز، راه ابتكارات خارجي را باز ميكند و چه بسا ريشه تهديدها را خشك كند.اين عقلانيت دروني ميتواند معجزه كند.