• 1404 چهارشنبه 6 اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6271 -
  • 1404 چهارشنبه 6 اسفند

«اعتماد» در گفت‌وگو با مرتضي مكي بررسي می‌کند

بازگشت ديپلماسي به خط مقدم

حديث روشني

نشست پنجشنبه در ژنو ميان نمايندگان ايران و ايالات متحده، به عنوان فرصتي براي كاهش تنش‌ها و جلوگيري از تشديد احتمالي درگيري نظامي، همچنان با دقت و حساسيت‌هاي ويژه‌اي دنبال مي‌شود. همزمان منابع رسانه‌اي گزارش داده‌اند كه در حلقه نزديكان دونالد ترامپ، رييس‌جمهور امريكا، اختلاف‌هاي جدي بر سر مسير اقدام عليه ايران وجود دارد و تصميم‌گيري درباره گزينه‌هاي نهايي را پيچيده كرده است. ترامپ اما به مشاوران خود گفته است در صورت ناكامي ديپلماسي، گزينه‌هاي مختلفي براي اعمال فشار بر ايران بررسي خواهد شد، اما زمان و نحوه هر اقدام نظامي ادعايي هنوز مشخص نيست. در همين حال، جرد كوشنر و استيو ويتكاف، فرستادگان ويژه رييس‌جمهور، تأكيد دارند كه فرصت بيشتري به مذاكرات داده شود و ديپلماسي ادامه يابد. در مقابل، سناتور ليندسي گراهام و نخست‌وزير اسراييل خواستار اقدام سريع‌تر هستند و فشار بر رييس‌جمهور براي بررسي گزينه‌هاي نظامي را افزايش مي‌دهند. در سوي ديگر، عباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان، بار ديگر بر آمادگي ايران براي حل و فصل ديپلماتيك مسائل هسته‌اي تأكيد كرده و هرگونه فشار نظامي را كمكي به پيشبرد مذاكرات نمي‌داند. در همين راستا پيشنهاد تازه‌اي از سوي رافائل گروسي، مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، ارايه شده كه اجازه غني‌سازي محدود اورانيوم براي اهداف پزشكي و پژوهشي را مي‌دهد و مي‌تواند راهي براي رسيدن به توافقي ديپلماتيك فراهم كند. پيشنهادي كه البته هنوز با واكنشي از سوي مقامات رسمي كشورمان مواجه نشده است. در همين حال با استقرار دو گروه ناو هواپيمابر، ده‌ها جنگنده، بمب‌افكن و سامانه‌هاي دفاعي در منطقه، امريكا تركيبي از فشار ديپلماتيك و آمادگي نظامي را همزمان به كار گرفته است. تمامي گزاره‌ها در مقطع كنوني دست به دست يكديگر داده‌اند كه اكثر تحليلگران مذاكرات اين هفته ژنو، را شايد «آخرين فرصت» يا حداقل تعيين‌كننده براي پيشگيري از بروز تنش‌هايي جدي قلمداد كنند؛ مذاكراتي كه مي‌تواند مسير تعامل ايران و امريكا و روند منطقه‌اي را در ماه‌هاي آينده مشخص كند. در همين راستا روزنامه «اعتماد» با هدف ارزيابي گزاره‌هاي مهمي كه دور سوم مذاكرات ايران و امريكا را تعيين‌كننده قلمداد مي‌كند با مرتضي مكي كارشناس مسائل بين‌الملل گفت‌وگو كرده است.

مشروح اين گفت‌وگو در ادامه مي‌آيد: 
مرتضي مكي كارشناس مسائل بين‌الملل در پاسخ به پرسش «اعتماد» در خصوص پاسخ احتمالي ايران به پيشنهادات اخير ايالات متحده كه به نظر مي‌رسد در حاشيه سفر آقاي لاريجاني به ميانجي عماني تحويل داده شده، گفت: همان‌گونه كه پيش‌تر نيز اعلام شده بود، اين مذاكرات ماهيتي محدود و صرفا هسته‌اي دارد و قرار نيست به موضوعات ديگري كه از منظر امريكايي‌ها در چارچوب مطالبات حداكثري تعريف مي‌شود پرداخته شود. مسائلي نظير برنامه موشكي يا نفوذ منطقه‌اي ايران اساسا در دستور كار اين گفت‌وگوها قرار ندارد و قرار هم نيست محور مذاكرات باشد. به باور مكي طبيعتا در بسته‌ پيشنهادي كه جمهوري اسلامي ايران ارايه داده است، اين ملاحظه در نظر گرفته شده كه بتواند رضايت طرف امريكايي، به‌ويژه دونالد ترامپ، را در چارچوبي مشخص جلب كند؛ به‌خصوص درباره اين ادعا كه ايران نبايد به برخي سطوح از توانمندي دست يابد. در اين ميان، يكي از اصلي‌ترين مطالبات امريكا بحث «غني‌سازي صفر» بوده است. البته درباره اينكه امريكايي‌ها صراحتا چنين درخواستي را مطرح كرده‌اند يا نه، ديدگاه‌هاي متفاوتي بيان شده است. برخي معتقدند چنين مطالبه‌اي به‌صورت رسمي مطرح نشده، اما شواهد و محتواي منتشرشده در فضاي سياسي امريكا نشان مي‌دهد كه اين خواسته، دست‌كم به عنوان يك مطالبه حداكثري، مطرح بوده است. اين كارشناس مسائل سياست خارجي در ادامه تصريح كرد: در عين حال اين احتمال وجود دارد كه توافقي حول محور غني‌سازي در سطوح پايين‌تر مثلا كمتر از ۳.۶ درصد شكل بگيرد؛ سطحي كه بتواند براي طرف امريكايي نيز دستاوردي قابل عرضه به افكار عمومي تلقي شود. به هر حال، دولت امريكا نياز دارد كه در صورت دستيابي به توافق، آن را به عنوان موفقيتي در سياست خارجي خود معرفي كند و نشان دهد به توافقي دست يافته كه پيش‌تر حاصل نشده بود. به گفته مكي با اين حال، شايد مهم‌ترين موضوع در اين ميان صرفا سطح غني‌سازي نباشد، بلكه مساله مشوق‌هاي اقتصادي و انتفاع ايران از توافق باشد. يكي از انتقادهاي جدي كه همواره نسبت به برجام مطرح مي‌شد اين بود كه امريكا عملا از آن خارج شد و ايران نيز بهره اقتصادي ملموسي از توافق به دست نياورد. در هفته‌هاي اخير نيز آقاي قنبري، معاون اقتصادي وزارت امور خارجه، به موضوع سرمايه‌گذاري و ضرورت بهره‌مندي اقتصادي ايران اشاره كرده است. اين نشان مي‌دهد كه در بسته پيشنهادي ايران، ابعاد اقتصادي جايگاه مهمي دارد. البته فضاي امروز با گذشته متفاوت است. اكنون شرايط منطقه‌اي و بين‌المللي دچار تحول شده و تهديدهايي نيز در داخل امريكا درباره احتمال حمله به ايران مطرح شده است. با اين حال، به نظر مي‌رسد شخص ترامپ با توجه به پيامدهاي چنين اقدامي، ترجيح دهد مسير توافق را بر گزينه تقابل نظامي مقدم بداند. ارزيابي‌ها حاكي از آن است كه هزينه‌هاي هرگونه حمله به ايران، چه از منظر امنيتي و چه سياسي، براي امريكا قابل توجه خواهد بود. اين تحليلگر مسائل بين‌الملل در ادامه به «اعتماد» گفت: با اين همه، شايد مهم‌تر از محتواي دقيق بسته پيشنهادي ايران، اين پرسش باشد كه آيا امريكا حاضر است در برابر اقداماتي كه ايران مي‌پذيرد انجام دهد، گام‌هاي متقابل و موثري بردارد يا خير. مساله اصلي اين است كه آيا واشنگتن آمادگي دارد دست‌كم بخشي از تحريم‌ها را لغو كند و اين لغو تحريم‌ها را به‌صورت واقعي و قابل لمس اجرايي سازد؟ در مجموع، آنچه تاكنون در پنج دور مذاكرات با طرف امريكايي در بازه زماني پيش از جنگ ايران و اسراييل مطرح شده، محدودسازي برنامه هسته‌اي ايران در چارچوبي مشخص بوده است و نه فراتر از آن. هرچند در برخي محافل سياسي اين بحث مطرح شده كه امريكا ممكن است تلاش كند موضوع برنامه موشكي ايران را نيز وارد دستور كار كند، اما چنين مطالبه‌اي مي‌تواند مذاكرات را با بن‌بست مواجه كند؛ زيرا ايران اساسا چنين موضوعي را در چارچوب اين گفت‌وگوها نمي‌پذيرد. اين كارشناس مسائل سياست خارجي در ادامه اين گفت‌وگو خاطرنشان كرد: با اين حال، جمهوري اسلامي ايران در قالب‌هاي مختلف، اهرم‌ها و ظرفيت‌هايي در حوزه هسته‌اي ايجاد كرده است؛ از جمله در زمينه ميزان و سطح غني‌سازي و ذخاير مواد هسته‌اي. اين موارد مي‌تواند در چارچوب يك سازوكار توافقي مورد بحث و بررسي قرار گيرد، مشروط بر آنكه طرف مقابل نيز رويكردي واقع‌بينانه و غيرحداكثري اتخاذ كند. در نهايت، اينكه اين روند به توافقي پايدار منتهي شود يا خير، بيش از هر چيز به اراده سياسي امريكا براي پذيرش يك توافق متوازن و عملياتي وابسته است. مكي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» با لحاظ كردن اظهارات اخير وزير امور خارجه كشورمان مبني بر پيشنهاد شكل‌گيري توافقي فراتر از برجام به طرف امريكايي تشريح كرد: بايد توجه داشت كه ايران ممكن است بخشي از كارت‌هاي امنيتي و اهرم‌هايي را كه پيش‌تر مي‌توانست با اتكا به آنها امتياز بگيرد، در شرايط فعلي از دست داده باشد يا دست‌كم قدرت مانور آنها كاهش يافته باشد. از سوي ديگر، امريكايي‌ها نيز به‌طور طبيعي به دنبال كسب امتيازاتي فراتر از آن چيزي هستند كه در برجام به دست آمد. برجام در شرايطي متفاوت و در فضايي خاص منعقد شد و مذاكرات آن نيز در چارچوبي ويژه و با پيچيدگي‌هاي خاص خود به نتيجه رسيد. اكنون اين احتمال وجود دارد كه توافق جديدي كه امريكا در پي آن است، به‌ويژه با توجه به موضوعاتي مانند «بند غروب» در برنامه هسته‌اي ايران كه همچنان محل بحث است، الزاما بهترين توافق ممكن براي ايران نباشد. با اين حال، ممكن است در شرايط موجود، به عنوان يك پيشنهاد يا طرح عملي، گزينه‌اي قابل بررسي تلقي شود. به بيان ديگر، حتي اگر اين توافق در مقايسه با برجام ايده‌آل نباشد، شايد در چارچوب واقعيات امروز بتواند زمينه‌اي براي مديريت تنش و حركت رو به جلو فراهم كند. به باور مكي نكته مهم اين است كه هر توافقي بايد به‌گونه‌اي طراحي شود كه امريكا نيز بتواند آن را در داخل كشور خود و در سطح جامعه جهاني «بفروشد» و از آن دفاع كند. اين مساله صرفا يك موضوع سياسي نيست، بلكه از منظر ديپلماتيك نيز بايد مورد ارزيابي دقيق قرار گيرد. واقعيت اين است كه اگر بخواهيم واقع‌بينانه قضاوت كنيم، احتمالا هيچ توافقي بهتر از برجام براي ايران ديگر قابل تحقق نخواهد بود؛ چراكه آن توافق در زماني منعقد شد كه ايران كارت‌هاي بازي متعددي در اختيار داشت و در كاخ سفيد نيز شخصي مانند باراك اوباما حضور داشت كه چهره‌اي نسبتاً قابل پيش‌بيني و متعهد به قواعد حقوقي داخلي امريكا و مناسبات جامعه جهاني محسوب مي‌شد. در هرحال اگر در شرايط فعلي نيز توافقي حاصل شود و به نتيجه برسد، مي‌تواند زمينه ايجاد شرايط داخلي مساعدتري را براي حمايت از آن فراهم كند. هرچند بايد اين نكته را نيز در نظر داشت كه توافق با امريكا به معناي پايان يافتن همه شكاف‌هاي عميق ميان دو كشور نخواهد بود. اختلافات بنيادين و تاريخي همچنان وجود دارد و طبيعتا يك توافق هسته‌اي به‌تنهايي قادر به پر كردن تمامي اين فاصله‌ها نيست. با اين حال، هر شكافي از يك گام اوليه براي ترميم آغاز مي‌شود. اين كارشناس مسائل بين‌الملل در ادامه گفت‌وگوي خود با «اعتماد» تصريح كرد: چنانچه اين توافق به شكلي منطقي و متوازن منعقد شود، مي‌تواند در گام‌هاي بعدي زمينه را براي توسعه گفت‌وگو و حتي همكاري‌هاي محدودتر با امريكا فراهم سازد. به نظر مي‌رسد در داخل ايران نيز نسبت به گذشته آمادگي بيشتري براي بررسي چنين مسيري وجود دارد. مجموعه حاكميت به اين جمع‌بندي رسيده است كه در مواجهه با سياست‌هاي امريكا، نه مي‌توان به‌صورت كامل به سمت تقابل حركت كرد و نه گرايش صددرصدي به يك محور خاص مثلا شرق پاسخگوي همه منافع ملي است. در نهايت، هر كشوري به دنبال تأمين منافع خود است و ايران نيز بايد منافعش را به شكلي واقع‌بينانه تعريف و دنبال كند. به گفته مكي با اين حال، همچنان افراد و جريان‌هايي هستند كه نسبت به مذاكرات ايران و امريكا بدبيني عميق دارند و بر شكاف‌هاي موجود تأكيد مي‌كنند. اين بدبيني‌ها را نمي‌توان ناديده گرفت، زيرا بخشي از آن ريشه در تجربه‌هاي گذشته دارد. در عين حال، درباره برخي موضوعات از جمله توانايي‌هاي نظامي و جايگاه منطقه‌اي ايران، نوعي اتفاق نظر داخلي وجود دارد و اين مولفه‌ها بخشي از موقعيت استراتژيك كشور محسوب مي‌شود. در چنين شرايطي، نمي‌توان در معادلات سياسي و امنيتي منطقه صرفا بر نقاط ضعف تمركز كرد و از ظرفيت‌ها و نقاط قوت ايران غفلت ورزيد. ايران در يك بازه زماني طولاني، توانمندي‌ها و مولفه‌هاي قدرتي را ايجاد كرده كه همچنان در معادلات منطقه‌اي و بين‌المللي اثرگذار است. بنابراين هر توافقي، چه در حوزه هسته‌اي و چه در حوزه‌هاي ديگر، بايد با در نظر گرفتن همزمان اين نقاط قوت و ضعف طراحي شود تا بتواند در چارچوبي واقع‌بينانه و متوازن، منافع ملي را تأمين كند. اين كارشناس مسائل سياست خارجي در ادامه گفت‌وگوي خود و در خصوص تعيين ضرب‌الاجل‌هاي مكرر از سوي واشنگتن و تعيين‌كننده بودن دور سوم مذاكرات به «اعتماد» گفت: در خصوص شرايط فعلي بايد گفت كه امريكا مدعي است يك «پنجره فرصت» محدود براي اين كشور شكل گرفته كه امكان بهره‌برداري حداكثري از آن وجود دارد، اما اين فرصت كوتاه‌مدت است. تحولات ناشي از درگيري‌هاي اخير، از جمله لشكركشي نظامي به منطقه و آنچه به عنوان جنگ ۱۲‌روزه از آن ياد مي‌شود، و همچنين برخوردهايي كه ميان ايران و اسراييل در سطح منطقه رخ داد، فضاي جديدي ايجاد كرده است. از طرفي اكنون هر دو كشور، يعني اسراييل و امريكا، در آستانه تحولات انتخاباتي قرار دارند و طبيعي است كه اين شرايط مي‌تواند كاركرد سياسي و تبليغاتي در داخل اين كشورها و حتي در سطح افكار عمومي جهاني داشته باشد. در چنين وضعيتي، اگر اين پنجره زماني از دست برود، به‌طور طبيعي محاسبات تغيير خواهد كرد. به همين دليل اين تصور وجود دارد كه امريكايي‌ها اگر نتوانند در اين فرصت كوتاه به توافقي با ايران دست يابند، ممكن است گزينه تشديد فشار يا حتي دستور حمله را با جديت بيشتري در دستور كار قرار دهند. تعجيلي كه از سوي دونالد ترامپ در اظهارنظرها درباره «توافق يا حمله» مشاهده مي‌شود، بايد در همين چارچوب تحليل شود. به باور مكي اما افكار عمومي داخل امريكا همچنان نسبت به وقوع جنگ با ايران نگران است. برخي نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد درصد قابل‌توجهي از جامعه امريكا حتي تا حدود ۷۰ درصد از مسير توافق حمايت مي‌كنند و تمايلي به درگيري نظامي جديد ندارند. در چنين شرايطي، دستيابي به يك توافق مي‌تواند براي ترامپ و جريان جمهوري‌خواه يك دستاورد سياسي مهم محسوب شود؛ دستاوردي كه بتوانند آن را در رقابت‌هاي داخلي و در تعامل با كنگره مورد استفاده قرار دهند. ‌اين تحليلگر روابط بين‌الملل در ادامه تصريح كرد: البته اين احتمال نيز وجود دارد كه ترامپ در صورت حركت به سمت گزينه نظامي، اهداف مشخصي را مدنظر داشته باشد. اما پرسش اصلي اين است كه در صورت وقوع چنين حمله‌اي، چه پيامدهايي رخ خواهد داد؟ آيا تصور مي‌شود كه اين اقدام، همانند برخي مداخلات كوتاه‌مدت گذشته مانند افغانستان، به سرعت به تحقق اهداف بزرگ منجر شود؟ يا اينكه با توجه به تهديداتي كه ايران مطرح كرده و توانمندي‌هايي كه در اختيار دارد، شرايط به شكلي متفاوت رقم خواهد خورد؟ اينها پرسش‌هايي است كه مخالفان جنگ در امريكا نيز بر آن تأكيد دارند و نسبت به تبعات آن هشدار مي‌دهند. با اين همه به نظر مي‌رسد ترامپ با محدوديت‌هاي زماني و ساختاري نيز مواجه است. چه‌بسا پيش از انتخابات كنگره در ماه نوامبر، آن سطح از اختيارات و اقتداري را كه به دنبال آن است، در اختيار نداشته باشد يا با محدوديت‌هاي جدي‌تري براي پيشبرد اهداف خود روبه‌رو شود. تصميمات اخير ديوان عالي امريكا در موضوع تعرفه‌ها و برخي چالش‌هايي كه از سوي نهادهاي مختلف حاكميتي ايجاد شده، نشان مي‌دهد كه موقعيت و جايگاه سياسي او نيز با فشارهايي همراه است. به باور مكي بر اين اساس، با توجه به برداشتي كه ترامپ از شرايط ايران و منطقه دارد، ممكن است در پي بهره‌گيري از يك فرصت كوتاه باشد؛ فرصتي كه يا به توافقي قابل عرضه منجر شود يا در صورت عدم تحقق آن، گزينه‌هاي سخت‌تري را در دستور كار قرار دهد. در مجموع، شتابي كه در مواضع او ديده مي‌شود، بيش از آنكه صرفا ناشي از محتواي مذاكرات باشد، ريشه در ملاحظات سياسي داخلي، رقابت‌هاي انتخاباتي و محاسبات زماني دارد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها