• ۱۴۰۱ دوشنبه ۱۷ مرداد
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
صفحه ویژه

30 شماره آخر

  • شماره 5028 -
  • ۱۴۰۰ شنبه ۲۷ شهريور

ما همه شكستگانيم

محمد خيرآبادي

آدم‌هايي كه در زندگي سختي كشيده‌­اند و حالا آن مراحل دشوار را پشت سر گذاشته­‌اند معمولا جزو يكي از اين دو دسته‌­اند: يا به سختي­‌هاي زندگي خود افتخار‌مي‌كنند‌و از گفتن و تعريف كردن‌شان احساس غرور مي‌كنند يا آن مرارت­‌ها را به تقدير تيره و تاريك خود، بداقبالي و نامرادي­‌هاي چرخ روزگار نسبت مي‌دهند. آدم‌هاي دسته اول معمولا خوش‌صحبتند و ما دوست داريم پاي حرف‌شان بنشينيم. گوش دادن به داستان زندگي آنها، ما را با تجارب گرانبهايي روبه‌رو مي‌كند كه مايليم كسي درباره‌­شان با ما سخن بگويد. آدم‌هاي دسته دوم معمولا اهل ناله و شكايتند و بودن در كنارشان ما را از تلخي و نااميدي و افسردگي اشباع مي‌كند. در آدم‌هاي دسته اول قابليتي وجود دارد كه به آنها اجازه مي‌دهد هر بار بعد از بهبود زخم­ها و جراحت‌هاي زندگي، جاي بخيه‌هاي‌شان را پنهان نكنند و از اينكه ديگران آثار باقيمانده جراحت را در آنها مي­بينند، شرمنده نباشند. اين قابليت در آنها از يك ديدگاه مهم سرچشمه مي‌گيرد. ديدگاهي كه بر طبق آن، همه آدم‌ها كم و بيش در سختي به سر مي­‌برند و دنيا، پر از دردها و رنج‌­هاست. آنها در لايه‌هاي زيرين باور خود، معتقدند كه به هيچ كس در اين دنيا خوش نمي­‌گذرد و ثروتمندترين افراد هم، تازه اگر سلامت جسماني داشته باشند، يا با غم تنهايي و بي­‌همزباني دست به گريبانند يا با رنج­‌هاي ديگري مثل مرگ عزيزان، يأس، افسردگي، ملال، احساس بي معنايي زندگي و ... در نتيجه همه تن­ها و همه روح‌­ها زخمي و مجروحند. آنهايي كه بيشتر به خود جراحت ديده­‌اند و آن جراحات را ترميم كرده­‌اند، از قضا توانمندترين انسان‌هاي روزگارند. در گذشته مرسوم بود كه ظرف‌هاي شكسته را مرمت مي‌كردند و اصطلاحا بند مي‌زدند. انگار دور ريختن قطعات يك ظرف كه تصادفا شكسته بود، امري شايسته تلقي نمي­‌شد. در برخي مناطق از جمله در شرق آسيا كه آيين­­‌هاي باستاني رواج داشت، براي چسباندن و سرهم كردن قطعات يك ظرف شكسته، از خميري حاوي مواد مختلف همراه با مقاديري آب طلا يا براق­‌كننده‌هاي ديگر استفاده مي‌كردند و با اين كار شيار و فاصله بين قطعات را پر مي‌كردند. بعد از بند زدن، ترك­‌هاي ترميم شده به صورت رگه‌هاي طلايي و درخشان با وضوح بيشتر آشكار مي­شد. اين آداب و رسوم مي‌­خواست نشان دهد كه هيچ ترك و جراحتي مايه شرمساري نيست، بلكه برعكس مايه مباهات است و بايد با آب طلا آن را مزين كرد و به نمايش گذاشت. همه ما روزي ترك خورده‌­ايم و مي‌خوريم، روزي شكسته­‌ايم و مي‌­شكنيم و به مرمت و بند زدن احتياج پيدا مي‌كنيم. چرا بايد شرمنده باشيم؟ چرا بايد رنج‌­هاي‌مان را كتمان كنيم؟ چرا اين ترك­‌ها را به نيروي اميدواركننده بدل نكنيم؟ يك ظرف بند زده شده كه هنوز از آن استفاده مي­‌شود يا زينت‌بخش خانه شده، نماد اميد و اميدواري است و نشان مي‌دهد كه ما هم مي‌­توانيم ترك‌­ها و شكستگي‌­هاي خود را مرمت كنيم و در عين حال هنوز مفيد باشيم و هنوز ديگران دوست‌مان داشته باشند.  
پي‌نوشت: ايده اصلي اين يادداشت را از كتاب «موهايم را دوباره خواهم بافت»  نوشته  خانم  نازنين  متين­‌نيا  گرفتم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون