ترسهاي مادرانه
در جنگ دوازده روزه كه هنوز چند ماهي بيش از آن نگذشته، به خوبي ديديم كه مردم عزيز كشورمان چطور پاي تماميت ارزي ميهن، ايستادند و چه در ميدان و چه فضاي مجازي با تمام وجود مبارزه با دشمنان ايران و ايراني را اولويت دانستند. اين مردم عزيز آنقدر آگاه هستند كه دامها را به خوبي تشخيص دهند و اتفاقا اگر عده معدودي هم در تله دشمنان وطن قرار بگيرند آنها را با تدبير و بصيرت، رهنمون ميشوند. حالا دوباره در ميدان جنگ هستيم، اما نه در نبرد روبهرو، ولي در نبردي كه باز هم پاي وطن در ميان است. اما از حاكميت انتظار ميرفت كه براي مبارزه با انبوه محتواسازيهايي كه آرامشمان را هدف گرفته بود به مردمش اعتماد كند و بگذارد خودشان به مبارزه شناختي بپردازند نه اينكه نسخه كمتاثير قطع نت را دوباره اجرا كند تا هم در داخل و هم جوامع بينالمللي مورد انتقاد قرار گيرد. واقعيت اين است كه وقتي ارتباطي به جبر قطع ميشود اينطور تصور ميشود كه قطعكننده خود را قيم افرادي ميداند كه آنها را در بلوغ و تشخيص سره از ناسره عليل ديده است و اين مردم شريف كه در دوازده روز جنگ ناجوانمردانه با جانشان از كيان وطن دفاع كردند بيش از اين لايق اعتماد هستند. اي كاش به جاي قطع نت كه هم احساس بياعتمادي را توليد ميكند و هم اثرگذار بودن فراخواني بياهميت از طرف موجودي بياهميت را ممكن است القا كند، اين نبرد را هم به ما مردم ميسپرديد تا آنطور كه حق مطلب ادا ميشود جواب اين ماجراجويي را بدهيم.