اغتشاش خياباني؛ بازي در زمين دشمن
دشمنان اين كشور دقيقا همينجا ضربه ميزنند؛ نه با برنامههاي پيچيده، بلكه با دوقطبي كردن خانوادهها. يكي در خانه يك طرف، يكي طرف ديگر؛ بحث، تنش، قهر و از هم پاشيدن آرامش.
دشمن لازم نيست همه چيز را طراحي كند. كافي است چند شعار احساسي پخش شود و چند نفر ناآگاه تحريك شوند. وقتي خانوادهها مقابل هم قرار ميگيرند، جامعه از درون ضعيف ميشود. اين دقيقا همان چيزي است كه جريانهاي معاند ميخواهند. آنها هزينه نميدهند؛ اين جوان، اين خانواده و اين جامعه است كه هزينه ميدهد.
اغتشاش خياباني، امنيت رواني مردم را هم از بين ميبرد. مغازهدار، كارگر، دانشآموز، مادر و سالمند، همه قرباني ميشوند. قانون براي حفظ همين امنيت آمده است. اگر نظم عمومي نباشد، نه آزادي معنا دارد و نه مطالبهگري. هيچ كشوري در دنيا اجازه نميدهد خيابان به ميدان بيقانوني تبديل شود.
بعضي تصور ميكنند برخورد قانوني با اغتشاش «سختگيري» است؛ در حالي كه از نگاه حقوقي، بيتفاوتي خطرناكتر است. اگر قانون قاطع نباشد، هرجومرج گسترش پيدا ميكند و اولين قرباني آن مردم عادياند. سياست جنايي يعني همين: پيشگيري از بيثباتي، حتي اگر هزينه كوتاهمدت داشته باشد.
بايد صريح گفت:
كسي كه وارد اغتشاش ميشود، وارد يك بازي پرهزينه شده است.
بازياي كه ممكن است:
پرونده امنيتي برايش بسازد
آينده شغلياش را نابود كند
خانوادهاش را دچار آسيب جدي كند
و سالها پشيماني بهجا بگذارد
راه درست، بالا بردن آگاهي حقوقي است. اگر كسي حرفي دارد، راه قانوني دارد. اگر مطالبهاي هست، مسير قانوني دارد. خيابانِ بيقانون، نه صداي مردم است و نه به نفع كشور. اغتشاش، حتي اگر با شعار شروع شود، معمولا با خسارت و مجازات تمام ميشود.
درنهايت بايد گفت: اقتدار قانون براي حفظ آرامش جامعه است، نه عليه مردم. هر چه مردم بيشتر از تبعات حقوقي اغتشاش آگاه باشند، كمتر در دام هيجان و تحريك ميافتند و كمتر ابزار دست دشمن ميشوند. امنيت، قانون و خانواده، سه خط قرمزي هستند كه بازي با آنها، هزينه سنگيني دارد؛ هزينهاي كه معمولا خيلي دير فهميده ميشود.
كارشناس ارشد حقوق جزا و جرمشناسي