• 1404 سه‌شنبه 21 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6259 -
  • 1404 سه‌شنبه 21 بهمن

بررسي و تحليل فيلم «زنده شور» به كارگرداني كاظم دانشي

ميان تعليق و تزلزل

محمدعرفان صديقيان

«زنده‌شور» را مي‌توان نمونه‌اي قابل‌تأمل از سينماي جنايي-دادگاهي معاصر ايران دانست كه در آن، تسلط كارگردان بر قواعد ژانر در كنار ناتواني در تداوم انسجام روايي، به شكلي پارادوكسيكال همزمان به نقطه قوت و ضعف اثر بدل مي‌شود. 
كاظم دانشي در نيمه نخست فيلم، نشان مي‌دهد كه به‌خوبي منطق درام‌هاي مبتني بر تعليق حقوقي را مي‌شناسد؛ تعليقي با روندي فزاينده كه در نوعي حادثه‌پردازي اغراق‌آميز ريشه نداشته و بيش از هر چيز، از تاخير در افشاي اطلاعات، بازي با انتظارات مخاطب و چيدمان دقيق موقعيت‌هاي بحراني‌ زاده مي‌شود. سكانس‌هاي افتتاحيه، با افشاي حساب شده اطلاعات و ضرب‌آهنگي كنترل ‌شده، فضاي اخلاقي و مبناي اعتراض به مساله حقوقي مطرح شده در فيلم را بنا مي‌كند و وعده روايتي را مي‌دهد كه قرار است بر شالوده عليت و ضرورت دراماتيك پيش رود.
اما اين رويكرد، از جايي نزديك به ميانه راه دچار تزلزل مي‌شود. از لحظه ورود شخصيت معاون دادستاني (شبنم مقدمي)، فيلم به ‌تدريج از منطق دروني خود فاصله مي‌گيرد. از منظر ساختار روايي، آنچه رخ مي‌دهد فروپاشي مهندسي روايت است و كنش‌ها ديگر الزاما از دل موقعيت‌هاي پيشين برنمي‌خيزند و واكنش‌ها، بيش از آنكه نتيجه ضرورت دراماتيك باشند، به ابزارهايي براي بستن شتاب‌زده خطوط روايي تبديل مي‌شوند. در يك‌سوم پاياني «زنده شور»، سكانس‌هايي به فيلم افزوده مي‌شود كه يا كاركرد مشخصي در پيشبرد روايت ندارند يا با بياني مستقيم و شعاري، ظرافت دراماتيك بخش نخست را خنثي مي‌كنند. اين تغيير لحن، نشان از نوعي اضطراب روايي دارد و گويي فيلمنامه‌نويس، به‌ جاي اعتماد به ساز و كار تعليق، به توضيح ‌دادن و نتيجه‌گيري صريح پناه مي‌برد.
در سطح روان‌شناختي نيز، فيلم دچار دوگانگي مي‌شود. شخصيت‌ها كه در ابتدا واجد ابهام، تعارض دروني و ظرفيت همذات‌پنداري‌اند؛ اما در يك‌سوم پاياني به تيپ‌هايي فروكاسته مي‌شوند كه بيشتر حامل پيام‌اند و از سوژه‌هاي زنده كه در ابتداي درام خلق شدند، فاصله مي‌گيرند. تمركز بر زيست خانوادگي شخصيت‌ها، اگرچه به صورت بالقوه مي‌توانست به تعميق لايه‌هاي رواني بينجامد، اما به دليل فقدان پيوند ارگانيك با بحران مركزي و محوريت قرار گرفتن پس از مشخص شدن سرانجام نسبي كاراكترها، به حاشيه‌اي كم‌كشش بدل مي‌شود. در اين بخش، رنج شخصيت‌ها بيش از آنكه از دل موقعيت تراژيك برآيد، به نمايش گزارشي احساسات تقليل مي‌يابد.
با اين همه، «زنده‌شور» در مواجهه با مساله اعدام، رويكردي انساني و چندلايه اتخاذ مي‌كند كه از داوري‌هاي صفر و يكي فاصله دارد. دانشي به ‌جاي صدور حكم اخلاقي، ميدان تنش ميان قانون، وجدان و سرنوشت فردي را ترسيم مي‌كند؛ امري كه نشان‌دهنده دغدغه اجتماعي و بلوغ فكري فيلمساز است. شايد همين نگاه انتقادي فاقد قطعيت، بزرگ‌ترين سرمايه فيلم باشد كه البته اگر با انسجام روايي بيشتري همراه مي‌شد، «زنده‌شور» را از اثري متوسط به تجربه‌اي ماندگار ارتقا مي‌داد. بازي‌هاي گروه بازيگران از مهم‌ترين نقاط قوت فيلم به‌شمار مي‌آيد؛ بازي‌هايي كنترل ‌شده، باورپذير و عاري از اغراق كه به‌ روشني در خدمت روايت، اتمسفر و منطق دروني درام قرار دارند. هر يك از نقش‌پردازي‌ها علاوه بر بهره بردن از كنشي مستقل، در پيوندي ارگانيك با جهان فيلم معنا پيدا مي‌كند و به تقويت فضاي تعليق‌آميز اثر ياري مي‌رساند. اين هماهنگي نشان مي‌دهد كه كيفيت بازي‌ها بيش از آنكه حاصل توان فردي بازيگران باشد، مرهون شيوه بازي‌گيري و هدايت دقيق كاظم دانشي است. كارگردان با درك درست از مختصات رواني شخصيت‌ها، بازي‌ها را به سمت دروني‌سازي احساسات سوق مي‌دهد و از نمايشگري افراطي پرهيز مي‌كند؛ امري كه به يكدستي لحن و افزايش باورپذيري جهان فيلم منجر شده است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون