يك خبر، سه چهره/ مرگهاي نابهنگام نشريات چه دلايلي دارند ؟
دنيا عيوضي
روزنامه استقلال جوان، بعد از 25 سال فعاليت مستمر و به دليل مشكلات مالي ديگر منتشر نميشود. اين خبري بود كه روز گذشته روي خبرگزاريها رفت و به همين سادگي عمر يك روزنامه پرمخاطب را در روزگاري كه ميگويند حال و احوال رسانههايش ناخوش است، تمام كرد. عدم ثبات انتشار نشريهها در ايران، مشكلات مالي و بحرانهاي اقتصادي مطبوعات، سوژههاي است كه در اين يك خبر و سه چهره و به بهانه خبر ناخوشايند تعطيلي استقلال جوان به سراغ آن رفتيم و از كارشناسان پرسيديم چرا عمر نشريات در ايران كوتاه است و اين مرگهاي نابهنگام چه دلايلي دارد؟
روزنامه درآري با روزنامهنگاري متفاوت است
علياكبر قاضي زاده ٭
روزنامه درآري با روزنامهنگاري دو اتفاق جدا از هم است . روزنامه درآري يك كار كاملا مديريتي است، مثل بقيه مشاغلي كه به مديريت مالي نياز دارند. اينكار هم قواعد و مهارتهايي دارد كه بايد رعايت شود و لزوما هر كسي كه روزنامهنگار است روزنامه درآر نميشود. بايد ديد در سالهاي اخير چه كساني ميتوانند روزنامه درآورند، امتياز روزنامهها را به چهرههاي مورد اعتماد دستگاه ميدهند، براي همين خوب كه نگاه ميكنيم، ميبينيم صد درصد اين افراد حرفهشان را نميشناسند و با مقتضيات آن آشنا نيستند. معمولا اين چهرهها ميآيند كه روحيه سياسي خود را در جامعه افزايش دهند يا اسم و شهرتي كسب كنند. همين است كه خيلي زود شكست ميخورند و از دور خارج ميشوند. اگر از شكست مالياي كه براي خود آنها ايجاد ميشود بگذريم، اين اتفاق براي روزنامهنگاران آن رسانه ضرر زيادي همراه دارد، روزنامهنگاران با تعطيلي رسانه كه مواجه ميشوند، گويي هم كار خود را از دست دادهاند هم آرمانشان را. عدم امنيت شغلي به استرسهاي كار روزنامهنگاري اضافه ميشود، اتفاقي كه همين حالا هم روزنامهنگاران را درگير كرده و و اگر از آينده از آنها بپرسيد، معمولا هيچ جواب روشن و واضحي ندارند. اين در حالي است كه روزنامهنگار بايد در شرايط آرام و امن كار خود را ادامه دهد و بخشي از اين مشكل از مديريت رسانه ميآيد. مديريت مطبوعات در جامعه ما ناشناخته است، به همين دليل خيلي از مطبوعات مثل يك جرقه روشن شده و خيلي زود هم خاموش ميشوند. دليل ديگر شكست مالي نشريات را بايد افت مخاطب دانست؛ اتفاقي كه امروزه در بيشتر كشورهاي دنيا رايج است. همچنين وفور وسايل ارتباط جمعي را هم بايد دليل ديگر شكست مالي رسانهها برشمرد. ٭ استاد روزنامهنگاري
شبكههاي مجازي راهي نگذاشتند
ابتسام رضوي ٭
ورشكستگي و تعطيلي نشريات تخصصي خبر تازهاي نيست. امروزه شمار زيادي از مطبوعات كشور به وضعيت ركود و كاهش تقاضا نزديك شدهاند زنگ خطري كه براي روزنامهها و مجلات به صدا درآمده و آنها را به تكاپوي پيدا كردن راه گريز از اين خطر انداخته است. بهتازگي مشكلات اقتصادي يكي پس از ديگر سراغ نشريات كشور ميرود و آنها را به تعطيلي يا تغيير رويكرد ميكشاند. كاهش مخاطب را بايد يكي از دلايل بروز اين مشكل دانست. شاخص شمارگان مطبوعات گوياي كاهش تقاضاي مخاطب به نسبت سالهاي گذشته است. دليل اين اتفاق شايد گرايش مردم به شبكههاي اجتماعي باشد. مردمي كه تا همين چند سال پيش هفته به هفته و ماه به ماه انتظار ميكشيدند تا مجله دلخواهشان روي كيوسك بيايد و آن را خريداري كنند و بعد دست به دست ميان اعضاي خانواده خود بچرخانند، حالا اما همينها هم به كلي با كيوسك مطبوعات غريبه شدهاند و خاستگاه آنها صفحات وب شده. صفحات اجتماعي پديدهاي است كه امروزه بيشتر مردم دنيا همه اطلاعات و خبرهاي خود را از طريق آن تامين ميكنند. اما ظهور و پيشرفت اين پديده اجتنابناپذير است و نميتوان با آن مقابله كرد. شبكههاي اجتماعي موجب برهم زدن روالي شد كه تا پيش از اين در انتقال اطلاعات و خبر رواج داشت اما اين اتفاق تاثيرات مثبت ديگري هم داشت كه نبايد آنها را ناديده گرفت. اگر از تاثيرات مثبت و منفي شبكههاي اجتماعي بگذريم بايد بپذيريم هر چقدر هم اين پديده در كاهش مخاطب مطبوعات نقش داشته، اما اين نقش آنقدر منفي نبود كه باعث تعطيلي و ورشكستگي نشريات شود. براي همين بايد اين مشكل را در جاي ديگر جستوجو كرد. نشريات براي بقاي خود به فاكتورهايي نياز دارند كه مخاطب فقط يكي از آنهاست. ٭ استاد ارتباطات
زيرساختهاي مالي وجود ندارد
سعيد مدني ٭
خيلي از نشريات تخصصي در سالهاي اخير با افت تيراژ مواجه شدهاند؛ اتفاقي كه بهتر است آنها را بررسي ريشهاي كنيم. وقتي يك نشريه تخصصي ميخواهد شروع بهكار كند بهتر است از همان ابتدا به زيرساختهاي مالي توجه كند و درصورتيكه از توانايي كافي برخوردار نيست وارد اين فضا نشود. متاسفانه نشريات ما به جاي توجه به زيرساختهاي مالي و برآورد هزينههايي مثل چاپ، كاغذ، دستمزد كاركنان و... تمركزشان را روي مسائل كماهميتتري ميگذارند. در كشور ما به اقتصاد رسانه و گردش مالي مطبوعات كمتر توجه ميشود. همين است كه برخي نشريات در ميانه كار با مشكل مواجه ميشوند؛ مشكلاتي كه باعث ميشود براي تامين هزينههاي ماليشان، وارد مناسباتي شوند كه نه تنها رسالت اصلي رسانه را زير پا ميگذارد كه به جامعه هدفشان هم آسيب جدي وارد ميكند. اين مناسبات در حال حاضر اصليترين مشكل رسانههاي تخصصي است تا جايي كه گاهي نشريات تخصصي بهجاي اينكه «يار» رويكرد تخصصيشان شوند، «بار» آن ميشوند و مسير را اشتباهي ميروند؛ مسيري كه مخاطب هوشيار آن را خيلي زود ميفهمد و به سمتش نميرود. نشريات تخصصي در ايران تعريف درستي ندارد و با نگاه استراتژيك و اصولي جلو نميرود. در سالهاي اخير شماري از نشريات ما ضد كاركرد و به جذب مخاطب فكر نميكنند، بيشتر به مسائل حاشيهاي توجه نشان ميدهند. اين موضوع در ميان نشريات ورزشي به مراتب بيشتر از باقي نشريات تخصصي ديده ميشود. اگر هدف تامين مخاطب باشد، رسانهها فقط به بالابردن كيفيت محتوايي و فني خود اهميت ميدهند؛ اهميتي كه جذب مخاطب و افزايش تيراژ
را همراه خواهد داشت. ٭ سردبير هفتهنامه كيهان ورزشي