• ۱۴۰۱ سه شنبه ۲۷ ارديبهشت
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
صفحه ویژه

30 شماره آخر

  • شماره 4479 -
  • ۱۳۹۸ پنج شنبه ۱۱ مهر

كلاغ

سروش صحت

جلوي تاكسي نشسته بودم. هيچ‌كس حرف نمي‌زد. سعي كردم سر صحبت را باز كنم كه ستون اين هفته را بنويسم. به راننده گفتم: «خوبيد؟... چه خبر؟» راننده نگاهم كرد و گفت: «بعضي هفته‌ها يه جوره ديگه بنويس... اينقدر حرف و خبرهاي توي تاكسي را ننويس.» گفتم: «ببخشيد، درست متوجه منظورتون نشدم.» مرد گفت: «يه ذره بيرون را نگاه كن.» بيرون را نگاه كردم. راننده گفت: «حواست هست پاييز شده؟... حواست هست برگ درخت‌ها دارن زرد ميشن؟... حواست هست شش ماه از عيد گذشته؟... سال هزار و سيصد و نود و هشت، نصف بيشترش گذشت؟... حواست هست هوا داره سرد ميشه؟... حواست به روزها هست؟... حواست به رنگ‌ها هست؟... آدم‌ها را مي‌بيني؟... خودت را مي‌بيني؟...» چيزي نگفتم. راننده گفت: «يه بار اين چيزها را بنويس.» پرسيدم: «شعاري نيست؟» راننده گفت: «چرا هست ولي مهم نيست... چون مهمه.» سعي كردم بيرون را دقيق‌تر نگاه كنم. همان موقع كلاغي را ديدم كه روي شاخه درختي نشسته بود. مدت‌ها بود كلاغ نديده بودم...

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون