• ۱۴۰۰ پنج شنبه ۶ آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
online صفحه ویژه

30 شماره آخر

  • شماره 4729 -
  • ۱۳۹۹ پنج شنبه ۶ شهريور

گفت‌وگو با غلامرضا ظريفيان، پژوهشگر تاريخ اسلام درباره عزاداري امام حسين(ع)

عاشورا، الهيات رهايي‌بخش

محسن آزموده

عزاداري براي واقعه عاشورا سابقه‌اي به قدمت تاريخ تشيع دارد، اگرچه در طول اين بازه زماني پر فراز و نشيب، شكل و نحوه برگزاري آن به‌مناسبت شرايط سياسي و اجتماعي و فرهنگي تغيير كرده است. در روزگار ما نيز به دليل شيوع كرونا، بار ديگر شرايط خاصي پديد آمده كه شيعيان ناگزير شده‌اند، مراسم عاشورا را به شيوه‌اي خاص برگزار كنند، اما اصل و اساس عزاداري براي امام حسين(ع) و يارانش چيست و چه مسائلي انگيزه اصلي شيعيان براي برگزاري اين مراسم است؟ اين پرسش‌ها را با غلامرضا ظريفيان، استاد پيشين تاريخ اسلام دانشگاه تهران در ميان گذاشتم.

 

در تواريخ آمده است كه عزاداري براي امام‌حسين (ع) و يارانش از همان عصر عاشوراي روز سال شصت و يك هجري آغاز شد و تا به امروز اين مراسم ادامه داشته است. از ديد شما به عنوان پژوهشگر و استاد تاريخ اسلام، ريشه‌ها و علل و انگيزه‌هاي اين مراسم به كجا باز مي‌گردد، كما اينكه مي‌دانيم كه ائمه شيعه (ع) تا حدود 200 سال پس از اين ماجرا، در ميان مردم حضور داشتند؟

پيش از پرداختن به پاسخ پرسش شما لازم به ذكر است كه مساله سوگ و رنج و رنج متعالي، مقولات عميق وجودي هستند كه بشر از ديرباز با آنها درگير بوده و متفكران در سنت‌هاي فكري و فلسفي گوناگون كوشيده‌اند، توضيح و توجيهي براي آن بيابند. يعني انسان‌ها در عين طلب شادي و خوشحالي، به‌طور طبيعي با مشكلات و مصايب مواجه مي‌شوند. اين رنج‌ها خود به دو دسته تقسيم مي‌شوند: «رنج از» و «رنج براي». يعني رنج از كمبودها و نداري‌ها و فقدان‌ها كه در مرتبه پايين‌تري قرار مي‌گيرد و رنج براي كه به معناي سختي براي رسيدن به چيزي است و همان رنج متعالي است. در طول تاريخ اين رنج متعالي، هويت‌ساز، انسجام‌بخش و رهايي‌بخش بوده است. اصولا خاطره‌هايي كه متكي بر سوگ است، تاثير عميق‌تري مي‌گذارد. زندگي بشر مشحون از بحث سوگ است. در الهيات مسيحي، مساله مصايب مسيح (ع) بسيار پررنگ است. برخي پژوهشگران مسيحي نيز كه بعدا به تحليل واقعه عاشورا پرداخته‌اند، از اين منظر به آن نگريسته‌اند، مثلا پروفسور آنتوان بارا، پژوهشگر فرانسوي كه چند كتاب راجع به امام‌حسين (ع) و عاشورا نوشته، مثل كتاب «زينب فرياد فرمند»، به اين موضوع اشاره كرده است. او كه بيش از
25 سال در اين زمينه تحقيق كرده، مي‌گويد، مصيبت‌هاي مسيح با مصايب حسين (ع) به دليل ابعاد گسترده و وسيع عاشورا، قابل مقايسه نيست. مصايب امام‌حسين (ع) چون متعالي است، انسجام‌بخش و رهايي‌بخش است. بنابراين پديده سوگ با عاشورا آغاز نمي‌شود، اما سوگ امام‌حسين (ع) در قله‌اي از آن قرار مي‌گيرد.

اگر موافق باشيد به تاريخ سوگواري براي امام‌حسين (ع) باز گرديم...

بله، در اين زمينه دست‌كم شاهد دو رويكرد هستيم؛ نخست نگاه خود امامان شيعي به اين ماجراست. بيشترين گزارش‌ها و مقتل‌نويسي‌هاي ماجراي كربلا مختص اهل سنت است و شيعيان بخش مهمي از منابع خود را از منابع و گزارش‌هاي اهل سنت گرفته‌اند. مثلا اصل مقتل معروف ابي مخنف كه مهم‌ترين و پايه‌اي‌ترين مقتل هست، در دست نيست بلكه گزارش آن را در تاريخ طبري (نيمه دوم قرن سوم هجري) مي‌خوانيم. در ايران اين منابع از قرن چهارم تا قرن دهم به فارسي روايت مي‌شود كه مشحون از سوگنامه‌ها و مقتل‌نويسي‌هاي منظوم منثور است.

پيش از ادامه بحث در مورد خود ابي مخنف (درگذشته 157 ه.ق) توضيح بفرماييد گفته مي‌شود كه او در حدود سال‌هاي 128 تا 130 ه.ق مقتل خود را به سفارش يا پيشنهاد امامان شيعه يا داعيان عباسي نوشته است.

در اين زمينه توصيه مي‌كنم به فصل اول كتاب بسيار خوب نهضت امام‌حسين (ع) و قيام كربلا نوشته استاد دكتر غلامحسين زرگري‌نژاد مراجعه كنيد. در اين كتاب به خوبي همه فراز و فرودهاي زندگي ابي مخنف و اعقاب او كه متشيع بودند و اينكه چگونه خاندان او به اميرالمومنين (ع) و ماجراي كربلا پيوند مي‌خورند، اشاره شده است. در منابع رجالي درباره گرايش مذهبي ابي مخنف اختلاف‌نظر هست، برخي او را از اماميه و پيروان امام‌علي (ع) مي‌دانند، گروهي برايش گرايشات غيرامامي قائلند، اما نگرش غالب آن است كه خاندان ابي مخنف به شدت متاثر از تشيع و متشيع است. كتابي هم كه او نوشته، نزديك‌ترين منبع به واقعه عاشوراست. البته مي‌دانيم كه خود مقتل ابي مخنف از دست رفته و در طول تاريخ كم و زياد شده است. اما وقتي به اسناد مختلف رجوع مي‌كنيم، مي‌بينيم كه اين كتاب، جزو نزديك‌ترين روايت‌هاي واقع‌گرايانه به رويداد كربلا بوده كه الان روايت‌هاي متعددي از آن موجود است كه موثق‌ترين و مفصل‌ترين آنها روايت طبري (متوفي 310 ه.ق) است.

به بحث عزاداري در روايات و نزد ائمه شيعه بازگرديم.

وقتي به سيره ائمه نگاه مي‌كنيم، از خود امام‌سجاد (ع) گزارش‌هاي زيادي داريم كه به اين مساله بسيار اهميت داده است. امام‌سجاد (ع) در سفر از كربلا به شام و سپس بازگشت به مدينه، در حواشي مدينه اتراق مي‌كنند و مردم مدينه به استقبال نزد ايشان بازمي‌گردند و آنجا امام‌سجاد(ع) ماجراي كربلا را با حزن و سوگواري گزارش مي‌كند. مردم نيز بسيار محزون و سوگوار و متاثر مي‌شوند. امام (ع) هرگاه آب مي‌نوشيد يا با فرزند عمويش حضرت عباس (ع) روبه‌رو مي‌شد، اشك مي‌ريخت. گزارشات مشابهي درمورد ساير امامان (ع) مثل امام باقر (ع) و امام‌صادق(ع) وجود دارد. امام صادق (ع) فرمودند كه ياران ما با سوگ ما سوگناك و با شادي ما خوشحالند (شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا وعجنوا بماء ولايتنا يحزنون لحزننا ويفرحون لفرحنا). عموم ائمه ما در روز عاشورا مراسمي برگزار مي‌كنند و از شعرا دعوت مي‌كردند. مثلا امام باقر (ع) مجلسي دارد مشهور است يك روز در آن كميت بن زيد اسدي شعر معروف بلند خودش را مي‌خواند. وَ قَتِيلٌ بِالطّفّ غودِرَ مِنُهم / بَينَ غَوغَا أُمّةٍ وَ طَغَامِ]، يعني: «شهيد كربلا هنگامي كه مي‏خواست سخن بگويد و مردم را آگاه كند، آن مردم فرومايه، با هياهو و غوغا، مانع شنيدن سخنان آن حضرت شدند.» امام باقر(ع) با شنيدن اين شعر به‌شدت گريه مي‌كند و فرمود: «اي كميت! اگر در نزد ما مال و ثروتي بود به تو مي‌داديم، اما به تو همان سخن را مي‌گويم كه پيامبر (ص) به حسّان بن ثابت فرمود؛ تو تا آنگاه كه از ما خاندان دفاع مي‌كني مورد تاييد روح‏القُدُس (جبرئيل) مي‏باشي.» روايت‌هاي مشابهي در مورد امام‌صادق(ع)، امام كاظم (ع)، امام رضا (ع) و... از بزرگداشت كربلا هست. مخصوصا امام‌ رضا (ع) مراسمي برگزار مي‌كرد و گروهي اشعار بسيار زيبايي سروده‌اند. خلاصه كه عموم ائمه (ع) تاكيد كرده‌اند كه اگر قصد داريد مرثيه‌اي داشته باشيد، پرچم آن امام حسين (ع) است.

منطق بزرگداشت قيام عاشورا از ديد ائمه شيعه در چيست؟

مصيبت‌ها براي ائمه (ع) ما مقدمه‌اي براي طرح مسائل است. يعني خود زخم‌ها و رنج‌ها و تشنگي‌ها هدف نيست، بلكه ائمه (ع) ما از اين مصيبت‌ها استفاده مي‌كنند تا مساله‌ها احيا و زنده شود. متاسفانه در يك بستر تاريخي، شاهديم كه اين امر معكوس مي‌شود. يعني مساله‌ها به حاشيه‌ها مي‌رود و مصيبت‌ها عمده مي‌شود. درحالي كه اين زخم‌ها و تشنگي‌ها و اسارت‌ها، نشانه و علامتي براي آن مسائل است.

آن مسائل چيست؟

مسائل بشر در طول تاريخ است. مثل اينكه چه حكومتي مشروع است؟ انسان‌ها از چه حقوقي برخوردارند؟ انسان‌ها نبايد تن به ذلت بدهند. انسان‌ها در برابر رنج ديگران چه وظايفي برعهده دارند؟ براي اين رنج متعالي بايد چه فداكاري‌هايي انجام دهيم؟ وقتي اصالت با قدرت مي‌شود، حتي در فرهنگ ديني چه جنايت‌هاي بزرگي را پديد مي‌آورد؟ يا زماني كه دين ابزار قدرت يا خرافات مي‌شود، چه حوادث تلخي را پديد مي‌آورد و از محتواي دروني خودش خارج مي‌شود و به ضد خودش بدل مي‌شود؟ و اينكه اساسا، اشك بر مظلوم، يعني كسي كه بر او ظلم مي‌شود و نبايد به ظلم ظالم بي‌تفاوت بود، اينها مسائلي است كه در روايات ائمه (ع) ما به دقت به آنها تاكيد شده است. تكيه بر اين شده كه اين مصيبت‌ها سكويي است براي طرح آن مسائل. ذكر مصيبت امام‌حسين (ع) براي اين مقدس است كه براي حل آن مسائل قيام كرده است. او عليه الهياتي قيام كرده كه در آن اسارت، تحقير، تبعيض، فاصله طبقاتي، حاكميت اراذل بر افاضل، سلطنت به نام دين، محو و امحاي عدالت هست. امام‌حسين (ع) در مقابل از الهيات رهايي‌بخش سخن مي‌گويد كه پيام آن توحيد، نفي هرگونه طاغوت، نفي نظام طبقاتي و اشرافيت قبيله‌اي و حزبي است. ما در تاريخ رنج و غم و كشتارهاي جمعي كم نداشتيم، اما علت اهميت يافتن اين واقعه، پرداختن به اين مسائل اساسي است. اما در طول تاريخ، متاسفانه شيعه با تحريف و خرافه مواجه شد و عزاداري‌هاي نامشروع پديد آمد. درحالي كه مساله‌ها در كانون اين موضوع قرار مي‌گيرد. به ميزاني كه اين مساله‌ها ترويج مي‌شود، آن مصيبت‌ها و اشك‌ها ارزش مي‌يابد، بنابراين توصيه شده كه نبايد از آن مصيبت براي فهم آن مساله‌ها غفلت كرد.

شما به اهميت پيام عاشورا تاكيد كرديد، اما به هر حال مي‌دانيم كه دين‌ورزي اصولا با آداب و مناسكي همراه است كه ضمن آنكه پيامي را كه گفتيد، به همراه دارد، جنبه هويتي نيز دارد. مراسم روز عاشورا، غير از زنده نگه داشتن آن پيام، جنبه مناسكي نيز دارد.

حتما چنين است. بشر نه فقط در دين‌ورزي، بلكه براي پايداري رويدادهايش آنها را نشانه من مي‌كند. مثلا در فرهنگ‌هاي مختلف روزهاي خاصي را درنظر مي‌گيرند و در آن روزها آداب و رسوم خاصي را در پيش مي‌گيرند. بشر عناصر هويتي خودش را با مناسك حفظ و به نسل‌هاي بعدي منتقل مي‌كند، اما اين مناسك بايد در خدمت مفاهيم اصلي و گفتمان‌هاي دال مركزي قرار بگيرد و اگر چنين نشود، در عين حال كه مناسك ارزشمند است، مي‌تواند آثار زيانبار زيادي داشته باشد كه در بستر تاريخي مناسك امام‌حسين (ع) مي‌بينيم. مقاله بسيار ارزشمند «عزاداري‌هاي نامشروع» علامه سيد محسن امين عاملي كه جلال آل‌احمد آن را منتشر كرد، در اين زمينه گوياست.

گزارش‌ها از واقعه كربلا را به چه صورت مي‌توان دسته‌بندي كرد؟

گفتارها و نوشتارهاي اوليه‌اي كه به صورت مقاتل و تك نگاري‌هاي كوچك در منابع اسلامي ما توليد شد، تاريخي هستند. يعني تا حدودا قرن چهارم هجري يعني عصر آل‌بويه، عمدتا منابع با اختلافاتي البته، به مسائل تاريخي اين حادثه پرداخته‌اند. البته در آل‌بويه تركيبي از گفتمان تاريخي و عاطفي ديده مي‌شود. از قرن پنجم و ششم به بعد، گفتمان عاطفي غلبه پيدا مي‌كند و گفتمان تاريخي را تا حدي به حاشيه مي‌راند و مباحثي چون ابراز انزجار، اندوه، ايثار، عقوبت اخروي و دنيوي، تشنگي و... در منابع ديده مي‌شود. در نتيجه تحولاتي كه در تمدن اسلامي با ظهور سلجوقيان و بعد مغول رخ مي‌دهد، شاهد شكل‌گيري گفتمان عرفاني مي‌شويم و مباحثي چون فاني شدن پررنگ‌تر مي‌شود. بخشي از اين موضوع ادبياتي است كه اهل سنت توليد كردند. بعد از آن شاهد شكل‌گيري گفتمان ماورايي هستيم كه شيعه نيز به‌شدت از آن متاثر است. دال مركزي اين گفتمان رفع يك پارادوكس است، اينكه از يك‌سو امام‌حسين (ع) به عنوان نواده رسول اكرم (ص) در ميان همه مسلمانان، از جايگاه رفيعي برخوردار است و از سوي ديگر عامل كشتن او يك حكومت متعلق به اهل سنت است. در اين گفتمان براي رفع اين پارادوكس گفتند كه اين حادثه، به اختيار كسي نبوده و از ازل بر آن تدبير شده است. در برخي منابع اهل سنت، اين گفتمان برجسته شده است. هدف اين گفتمان به نوعي سلب مسووليت از عاملان اين جنايت بود تا بگويند كه اين امري اجتناب‌ناپذير بود. در دوره جديد از مشروطه به بعد، اما شاهد شكل‌گيري گفتمان تحليلي-عقلاني از حادثه كربلاست و مي‌كوشد هم از رويكرد تاريخي استفاده كند و هم به مسائل عاطفي توجه كند و هم تلاش مي‌كند از خرافه‌گويي‌ها و تحريفاتي كه به‌ويژه در اوايل دوره صفوي با آثاري چون روضه‌الشهداي ملاحسين واعظي كاشفي سبزواري صورت گرفته، تحريف‌زدايي كند، به‌خصوص كه آن آثار مبناي نگارش آثاري در دوره قاجار شد. اما نگاه تحليلي-عقلاني جديد كوشيد مسائل را برجسته سازد و نگاه انتقادي به متون داشته باشد، البته ممكن است جاهايي دچار افراط هم شده باشد و مسائل انگيزشي و عاطفي را كمرنگ ببيند. البته در اين نگرش تحليلي-عقلاني هم شاهد طيف گسترده‌اي هستيم كه از مرحوم صالحي نجف‌آبادي و شهيد مطهري تا دكتر شريعتي و دكتر شهيدي و ديگران، مي‌توان اين تنوع را ديد.

در پايان مي‌خواستم به عزاداري در شرايط امروز هم اشاره كنيد. مردم به لحاظ مذهبي و عاطفي سخت علاقه‌مند شركت و برگزاري مراسم سوگواري براي امام حسين (ع) هستند، از سوي ديگر در وضعيت بيماري فراگير، نگراني‌هايي درباره شيوع اين بيماري وجود دارد. پيشنهاد و توصيه شما به جامعه در اين زمينه چيست؟

كرونا امروز با ما زندگي مي‌كند و همه ما كم و بيش اين پاندمي جهاني را پذيرفته‌ايم. غير از ماه‌هاي نخست كه در شوك به‌سر مي‌برديم، الان از دنياي مجازي و تجارب جهاني به‌تدريج آموختيم كه با عقلانيت رفتاري با اين موضوع كنار بياييم، بنابراين با اين پديده بايد با حفظ قواعد و پروتكل‌هايي كه متخصصان مي‌گويند، برخورد كنيم. مساله عاشورا، جزيي از حيات هميشگي زندگي ما شيعيان به‌طور خاص است. اما اين نكته‌اي است كه در بيانات رهبري و علماي بزرگي چون آيت‌الله سيستاني تاكيد كرده‌اند كه حفظ جان واجب و مراقبت از جان خود و ديگري واجب است. اصلا مساله كربلا نيز همين است. در عاشورا ديگري به ناحق، حقي را از يك حيات متعالي گرفته است، بنابراين ما بايد بكوشيم كه با يك امر ممدوح هويت‌بخش انتظام‌بخش كه مستحب موكد است، خداي نكرده دچار اين تناقض نشويم كه امر واجب را به خطر بيندازيم.

البته خوشبختانه جامعه ما به خوبي اين نكته را فهميد و علما نيز به درستي بر آن تاكيد كردند. نگراني كه قبل از محرم شكل گرفت كه ممكن است يك دو قطبي مشكل‌ساز شكل بگيرد، با هوشمندي مردم و برخورد نهادهاي درگير با كرونا، مرتفع شد. اما بايد همچنان مراقب سليقه‌هاي فردي بود. فرصت فضاي مجازي سبب شده كه بخش قابل‌توجهي از اين مراسم به فضاي مجازي بيايد. حسن آن هم اين است كه به دليل ماهيت فضاي مجازي، اقبال به محتوا جدي‌تر شده است. هيات‌ها با رعايت پروتكل به عزاداري مي‌پردازند. اما در روزهاي تاسوعا و عاشورا كه فضاي عاطفي عميق‌تر است، بايد مراقبت بيشتري كرد و به جامعه ديندار تاكيد كرد كه اگر خداي نكرده بعد از ايام محرم آمارها حكايت از افزايش اين بيماري كند، مي‌تواند آثار منفي در دينداري جامعه بگذارد و نقض غرض پيام عاشورا رخ مي‌دهد. توجه به عاشورا براي تعميق معرفت ديني است و نبايد بگذاريم خداي نكرده بي‌توجهي عده‌اي تبديل به نقض غرض شود و اين گناهي نابخشودني است.

 


مصيبت‌ها براي ائمه (ع) ما مقدمه‌اي براي طرح مسائل است. يعني خود زخم‌ها و رنج‌ها و تشنگي‌ها هدف نيست، بلكه ائمه (ع) ما از اين مصيبت‌ها استفاده مي‌كنند تا مساله‌ها احيا و زنده شود. متاسفانه در يك بستر تاريخي، شاهديم كه اين امر معكوس مي‌شود. يعني مساله‌ها به حاشيه‌ها مي‌رود و مصيبت‌ها عمده مي‌شود. درحالي كه اين زخم‌ها و تشنگي‌ها و اسارت‌ها، نشانه و علامتي براي آن مسائل است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون