• ۱۴۰۰ سه شنبه ۱۶ آذر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
online صفحه ویژه

30 شماره آخر

  • شماره 3507 -
  • ۱۳۹۵ سه شنبه ۳۱ فروردين

همسر مضروب در گفت‌وگو با« اعتماد»:

تيراندازي به خانواده عزادار در بهشت زهرا

اعتماد| صبح روز سه‌شنبه 24 فروردين ماه مردي 60ساله به دو برادري كه در مراسم چهلم درگذشت مادرشان حاضر بودند، تيراندازي كرد و هنگام فرار به دست يكي از حاضران در مراسم دستگير شد. در اين حادثه يكي از برادرها از ناحيه نخاعي دچار آسيب شد و ديگري از ناحيه فك آسيب جدي ديد. همسر يكي از اين دو برادر در گفت‌وگو با «اعتماد» مي‌گويد: «نزديكي‌هاي ظهر بود. حدود ساعت دوازده. ما در آرامگاه خانوادگي‌مان در قطعه جديد بهشت زهرا به همراه صد نفر از مهمان‌ها مشغول انجام مراسم چهلم مادر همسرم بوديم. قرار بود بعد از خواندن قرآن و فاتحه براي خوردن ناهار به مسجد برويم. من، همسرم و سه بچه‌ام روبه‌روي در آرامگاه ايستاده بوديم و برادر شوهرم و خانواده‌اش هم چيزي نزديك به 10قدم با ما فاصله داشتند. ناگهان پيرمردي حدود 60 سال جلوي شوهرم آمد و ايستاد. كت و شلوار مشكي پوشيده بود و كيف برزنتي‌اش را به صورت كج روي دوشش انداخته بود. اسم و فاميل شوهرم را صدا زد و سلام كرد. من داشتم تماشايش مي‌كرد. بعد از سلام دستش را در كيفش برد و جلوي چشم ما و صد نفر از مهمان‌ها كلتش را بيرون آورد. من با خودم فكر كردم كه اين آدم ديوانه است و دارد با كلت اسباب‌بازي، ترقه‌بازي مي‌كند. او يك گلوله در دهان برادر همسرم شليك كرد كه از يك طرف دهانش وارد شد و از پشت گردنش خارج شد. او را ديدم كه خون بالا آورد. بعد از يك چرخش 45 درجه بدون اينكه از جايش تكان بخورد يك گلوله هم به سمت همسرم شليك كرد. گلوله نزديك بود به قلبش بخورد اما چون مشغول صحبت كردن بود گلوله به گردنش خورد و از كنار شانه‌اش بيرون آمد. همسرم همانجا روي زمين افتاد.»
او ادامه مي‌دهد: «من همانجا دنبالش دويدم. يكي از فاميل هم به دنبال پيرمرد دويد و او را جلوي ماشينش كه تيباي سفيد بود، متوقف كرد. اما پيرمرد همچنان به تيراندازي ادامه مي‌داد. در همين لحظه پسرخاله همسرم كه مرد قوي‌هيكلي بود او را گرفت و اسلحه را از دستانش بيرون كشيد. پيرمرد باقي تيرها را كه سه تا تير بود در هوا شليك كرد و وقتي تيرهاي كلتش تمام شد، تسليم شد. پيرمرد انگار كه خيلي مسلط بود و طرز كار كردن با اسلحه را خوب مي‌دانست. مهمان‌ها همانجا برادرشوهرم را سوار ماشين كردند و به بيمارستان بردند اما شوهرم چون از ناحيه نخاع آسيب ديده بود را روي زمين خوابانديم و منتظر اورژانس مانديم. يكي از اقوام ما كه تكنيسين اتاق عمل بود بالاي سر همسرم آمد و خونريزي‌اش را بند آورد. پليس همين كه به صحنه آمد مرد مجرم را دستگير كرد و به كلانتري 116 مرقد امام برد و هنوز در دادسراي كرج در حال بازجويي است.»
همسر مضروب درباره انگيزه ضارب و اينكه چرا چنين اتفاقي افتاده مي‌گويد: « فكر كنم انگيزه ضارب مشكل مالي بوده است. البته شايد هم اين پيرمرد 60 ساله از طرف كسي اجير شده باشد.»
همسر مضروب نسخه پزشك را از كشوي ميز شركت شوهرش بيرون مي‌آورد و ادامه مي‌دهد: «شوهرم قطع نخاع شده و نمي‌تواند پاهايش را تكان بدهد. فك برادرشوهرم دو بار عمل شده و دو بار ديگر هم بايد عمل شود. الان شوهرم مشكل تنفسي هم دارد. چند روز پيش شوهرم در يك لحظه داشت جلوي چشم‌هايم از بين مي‌رفت.» پيگيري اين پرونده در شعبه نهم دادياري كرج در حال انجام است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون