• ۱۴۰۱ شنبه ۱۲ آذر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
صفحه ویژه

30 شماره آخر

  • شماره 4044 -
  • ۱۳۹۶ چهارشنبه ۱۶ اسفند

درخت بودن یا درخت نبودن

رضا شکراللهی

دم‌دست‌ترین و مشهورترین ضرب‌المثلِ درختی که به ذهن‌تان می‌آید چیست؟ درختِ اگر را کاشتند سبز نشد؟ درختِ کاشکی را کاشتند سبز نشد؟ درخت هرچه پربارتر، سرش خمیده‌تر؟ درخت تو گر بار دانش بگیرد، به زیر آوری چرخ نیلوفری را؟ کِرم از خودِ درخت است؟ چقدر خوب می‌شد، اگر مثل قدیم، درختان هرچه پربارتر می‌شدند، خمیده‌تر و افتاده‌تر هم می‌شدند. امروزه فروتنی و افتادگی کجا بود! چرخ نیلوفری را هم امروزه انگار فقط ثروت است که به زیر می‌آورد و با آن اهل دانش را زیر می‌گیرند. مَثَل «کرم و درخت» را هم که تندروان تبربه‌دست می‌بندند به ناف هر نهال معترض و منتقد و مخالفِ نگون‌بخت و دِ بزن. می‌ماند «درخت «اگر» و درخت «کاش» که خب، سکه‌ی آن در روزگار ما هم رایج است. درختش را هی می‌نشانیم و می‌کاریم و صبر می‌کنیم و هی سبز نمی‌شود که نمی‌شود. از این درخت‌های اجتماعی و سیاسی که بگذریم، حیف است از بیتی از «انوری» هم یاد نکنم که مضمون آن در حد ضرب‌المثل کاربرد دارد، ولی خب بخت رواج یافتن در فرهنگ عامه نیافته است:« درخت اگر متحرک شدی ز جای به جای / نه جور ارّه کشیدی و نی جفای تبر»

نظم و نثر فارسی پر است از درخت. ولی من می‌خواهم بیتی مَثَل‌شده را از درخت کهن‌سال ادبیات معاصر، هوشنگ ابتهاج، بیاورم که از اتفاق در همین اسفندماه نودساله شد و با این همه گران‌باری، نمونه‌ی افتادگی و فروتنی نیز هست و سایه‌اش هم‌چنان سبک و روح‌نواز. سایه شعری دارد با عنوان «کوچه‌سار شب» که محمدرضا شجریان هم آن را بر پایه‌ی آهنگی از زنده‌یاد لطفی با تنظیم درخشان فریدون شهبازیان در آلبوم «جام تهی» خوانده است. کوچه‌سار شب تنها قطعه‌ی دشتیِ این آلبوم قدیمی است. سایه در این شعر، مضمون «تنهایی و هجران» را به زیبایی بسیار تصویر می‌کند با این مطلع: «در این سرای بی کسی کسی به در نمی‌زند/ به دشت پرملال ما پرنده پر نمی‌زند»

شاعر، یا راویِ خراب‌دل، شکایتش را ادامه می‌دهد تا عاقبت خود را به سان درختی خشک و عور تصویر می‌کند که در حال تحمل ضربه‌های تبر است:« نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست/ اگر نه، بر درخت تر، کسی تبر نمی‌زند»

نکته این است که راویِ شب‌گرفته‌ي‌ تنهامانده، ظاهرا به دلیل بی‌باری و بی‌سایگی، خود را سزاوار تبر می‌داند، اما در اصل به‌گونه‌ای طعنه‌آمیز گلایه می‌کند از جفای آنان و یارانی که روزگاری میوه‌خور این درخت بوده‌اند یا سایه‌نشین آن.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون