گروه حوادث
سي سال پيش در چنين ماهي «غدير شيخجو» قاتل سريالي اولين جنايت خود را آغاز كرد؛ او شهريور ماه ۱۳۷۴ مادر و دختري را به نامهاي زهرا و آزاده در خانهشان حوالي خيابان فرجام در شرق تهران به قتل رساند. وقتي بازپرس جنايي همراه ماموران پليس در محل حادثه حاضر شدند، دريافتند قاتل يا قاتلان با روسري اين مادر و دختر را خفه كردهاند. بررسيهاي كارآگاهان جنايي نشان داد درِ ورودي خانه سالم است كه حكايت از اين داشت عامل يا عاملان اين جنايت با مقتولان آشنا بوده و بدون هيچ درگيري وارد خانه شده و در فرصت مناسب اقدام به قتل كردهاند. ماموران در تحقيقات ميداني از همسايهها و شوهر زهرا هيچ ردپايي از قاتل پيدا نكردند.
درحالي كه تحقيقات درباره اين حادثه همچنان ادامه داشت ماموران پليس فروردين ماه سال ۷۵ جسد دختر جواني به نام سحر را در يكي از باغهاي اطراف كرج كشف كردند. بررسيها حكايت از اين داشت سحر كه مشكل اخلاقي داشته از سوي قاتل يا قاتلان به باغ متروكه كشانده شده و پس از سرقت اموالش به قتل رسيده است. ماموران در بررسيهاي تخصصي دريافتند قتل سحر شباهت زيادي به قتل زهرا و آزاده دارد و با روسري و به همان شيوه به قتل رسيده است، بنابراين اين فرضيه براي ماموران قوت گرفت كه به احتمال زياد قاتل اين سهزن، يك نفر است. در چنين شرايطي ماموران براي دستگيري قاتل زنجيرهاي تحقيقات گستردهاي را انجام دادند، اما باز هم موفق به شناسايي قاتل اين سه زن نشدند.
اوايل سال ۷۶ بود و يكسالي از كشف جسد سحر در باغهاي اطراف كرج گذشته بود و ماموران همچنان در جستوجوي قاتل فراري بودند كه در جريان قتل مرد ميانسالي در جنوب تهران قرار گرفتند. ماموران در محل حادثه كه آب انبار خانهاي در جنوب تهران بود با جسد مرد ميانسالي به نام محمد حسين روبهرو شدند كه با شليك گلوله به قتل رسيده بود. بررسيهاي ماموران نشان داد قاتل يا قاتلان پس از قتل صاحبخانه اموال او را سرقت كرده و بدون گذاشتن هيچ ردپايي از محل گريختهاند.
ماموران در تحقيقات اين قتل هم موفق به شناسايي قاتل نشدند تا اينكه تير ماه سال ۷۶ ماموران از قتل مرد جواني به نام محمد در حوالي پامنار تهران باخبر و راهي محل شدند. بررسي ماموران حكايت از اين داشت كه مقتول رابطه صميمي با چند نفر از دوستانش داشته و روز حادثه هم با يكي از آنها به نام غدير شيخجو ديده شده است، بنابراين ماموران به دوستان مقتول مظنون شدند و آنها را بازداشت كردند، درنهايت غدير در بازجوييهاي فني به قتل محمد اعتراف كرد.
متهم در بازجوييها گفت: «من با دختري رابطه دوستي داشتم تا اينكه تصميم گرفتم او را به قتل برسانم و اموالش را سرقت كنم. من و محمد دو نفري نقشه قتل و سرقت را طراحي كرديم و قرار شد روز حادثه آن را اجرا كنيم كه ناگهان محمد در ميانه راه پشيمان شد و با قتل دختر جوان مخالفت كرد. از آنجايي كه احتمال دادم او مرا لو ميدهد تصميم گرفتم محمد را به قتل برسانم تا راز اين نقشه پنهان بماند.»
ماموران در ادامه بازجوييها به سرنخيهايي رسيدند كه نشان ميداد قاتل سه زن جوان ديگر غدير است. بدين ترتيب او را مورد بازجوييهاي فني قرار دادند. متهم ابتدا با تناقضگويي قصد فريب ماموران را داشت، اما وقتي با مدارك و دلايل روبهرو شد، به چهار قتل ديگر اعتراف كرد.
قاتل درباره قتل مادر و دختر جوان گفت: «سال ۷۴ با زني به نام زهرا رابطه دوستي داشتم تا اينكه مدتي بعد با هم اختلاف پيدا كرديم و به همين دليل تصميم گرفتم او را به قتل برسانم. شهريور ماه بود كه با نقشه قبلي به خانهشان رفتم و از آنجايي كه آزاده دخترش در جريان دوستي من با مادرش قرار داشت احتمال دادم او مرا به جرم قتل مادرش لو بدهد به همين خاطر هر دوي آنها را به قتل رساندم و از محل گريختم.»
متهم در توضيح سومين جنايت خود گفت: «پس از قتل دختر و مادر با دختر ديگري به نام سحر دوست شدم. چند ماهي از دوستي ما گذشته بود تا اينكه فروردين ماه سال ۷۵ او را همراه يكي از دوستانم به نام محرمعلي به باغ متروكهاي در حوالي كرج برديم و پس از آزار و اذيت او را به قتل رسانديم.»
شيخجو درباره چهارمين و پنجمين قتل هم گفت: «فروردين ماه سال ۷۶ محمد حسين را در آب انبار خانهاش به خاطر سرقت اموالش با اسلحه جنگي به قتل رساندم و سه ماه پس از آن تصميم داشتم همراه محمد، دختر جوان ديگري را به قتل برسانم كه محمد مخالفت كرد و به خاطر اينكه راز قتلهايم فاش نشود او را هم به قتل رساندم.»
متهم در ادامه سه همدست خود را لو داد و ماموران هم همدستان او را به نامهاي محرمعلي، هادي و علي را دستگير كردند. سه متهم در بازجوييها به سرقت مسلحانه با همدستي غدير اعتراف كردند.
متهمان پس از تحقيقات تكميلي در دادگاه جنايي تهران محاكمه شدند. قاضي دادگاه غدير را به اتهام پنج فقره قتل به پنج بار اعدام و به اتهام سرقت و تجاوز به شلاق و حبس محكوم كرد. سه همدست متهم رديف اول نيز به اتهام معاونت در قتل و سرقت به حبس و شلاق محكوم شدند. حكم اعدام متهم پس از تاييد در شعبه ۲۰ ديوان عالي كشور براي سير مراحل اجرا به شعبه اجراي احكام دادسراي امور جنايي فرستاده شد. قاضي محمد شهرياري، سرپرست دادسراي امور جنايي تهران گفت: «متهم پس از سير مراحل قانوني اجراي حكم چند روز قبل در زندان رجاييشهر كرج با چوبه دار قصاص شد.»