• 1404 شنبه 8 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6127 -
  • 1404 شنبه 8 شهريور

نقد انديشه يا نقد انگيزه؟

را قطع نظر از شخصيت و خصوصيات فردي آنها مورد نقد و بررسي قرار مي‌دهد و در نهايت نظريه خود را عرضه مي‌دارد. او پس از نقل مستقيم و با ذكر منبع نظريات متفكران غربي به ويژه برتراند راسل در مورد اخلاق نوين جنسي مي‌نويسد: «اكنون نوبت آن است كه ما اصول اساسي و اركان اصلي اين سيستم اخلاقي را كه قبلا بيان كرديم دقيقا بررسي كنيم، سپس فلسفه اخلاق جنسي اسلامي را كه با اخلاق جنسي قديم و جديد غرب مغاير است، توضيح بدهيم.» (اخلاق جنسي، ص 41 و 42). اين سنت و شيوه پسنديده‌اي است كه در تمام آثار استاد قابل مشاهده و رديابي است. به بيان ديگر، استاد مطهري انديشه و نه انگيزه را نقد مي‌كرد و در نقد خود جنبه‌هاي اثباتي و سلبي را با هم در نظر مي‌گرفت. براي اين منظور ابتدا سعي مي‌كرد نظريه صاحب نظريه را با همه نقاط قوت و ضعف آن به درستي و بدون پيش داوري معرفي كند، به گونه‌اي كه گاه در شرح و بسط آن نظريه چنين تصور مي‌شد كه گويي آن را بي‌كم و كاست پذيرفته است. همان‌گونه كه اشاره شد براي استاد ماهيت تفكر مهم بود نه شخصيت صاحب تفكر و به همين سبب نسبت به افكار دوستان مورد احترام خود مانند مرحوم مهندس بازرگان نيز همين گونه عمل مي‌كرد، يعني ارادت و اخلاص نسبت به دوستان همفكر مانع نقد عالمانه افكار آنان نمي‌شد، كما اينكه قرار گرفتن در دو فضاي گاه متضاد فكري باعث نمي‌شد كه نقاط قوت انديشه‌هاي متفكران غربي و شرقي را ناديده بگيرد. بد نيست همين جا نقبي بزنم به حال و وضع نقادي در سطوح مختلف جامعه امروز خودمان و به‌ويژه در حوزه ژورناليسم و مطبوعات تا تفاوت فاحش آن با شيوه نقادي استاد مطهري روشن شود. متاسفانه اين يك پديده رايج در ميان بسياري از ناقدان است كه براي نقد يك نظريه كار آسان و بي‌درد سري را در پيش مي‌گيرند، يعني به جاي پرداختن به ماهيت موضوع مورد نقد، در همان ابتدا به طرف مقابل انگ و برچسب مي‌زنند كه في‌المثل داراي فلان ضعف اخلاقي است يا ايل و تبارش را به خط مي‌كنند و يكي را از آن ميان بيرون مي‌كشند و نقاط ضعف او را چماق مي‌كنند و بر سر رقيب مي‌كوبند. مخاطب ساده‌دل نيز در فضاي احساسي ايجاد شده فراموش مي‌كند كه اساسا هدف، نقد نظريه طرف بوده و نه افشاگري و پرده‌دري. نوع ديگر از طفره رفتن از نقد به معناي واقعي كلمه اين است كه ناقد به نيت‌خواني دست مي‌زند، مثلا مي‌گويد فرد مورد نقد به فلان جناح سياسي وابسته است يا از فلان منبع اقتصادي ارتزاق مي‌كند و امثال اينها و در واقع فرد به اصطلاح ناقد سعي مي‌كند با هوچيگري و فضا‌سازي رقيب فكري خود را از صحنه بيرون كند و سخن خود را به عنوان موضع حق به كرسي بنشاند. نمونه شاخص اين گونه نقادي انگيزه‌اي و نه انديشه‌اي، جار و جنجالي است كه سال‌هاي اخير بر سر موضوع حجاب اجباري و اختياري در گرفته است. دو طرف قضيه و البته بيشتر، ناقدان حجاب اجباري به جاي طرح مباحث اصولي و ارائه دلايل و مستندات خود و باز كردن باب گفت‌وگوي سازنده و موثر و مراعات اخلاق گفت‌وگو، به طرح مسائل حاشيه‌اي پرداخته، از زير بار مسووليت اصلي خود شانه خالي مي‌كنند. اين آسيب در عالم سياست با شدت و حدت بيشتري قابل مشاهده است كه شرح و بسط آن در اين مجال نمي‌گنجد. خلاصه كلام اينكه جامعه علمي ما اعم از حوزويان و دانشگاهيان و اصحاب رسانه بايد نسبت به اين آسيب‌ها در حوزه نقد و نقادي حساس باشند و با نشان دادن واكنش منفي در قبال نقد انگيزه‌ها، بازار نقد انديشه‌ها را رونق و رواج ببخشند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها