انتظار از جبهه اصلاحات
دولت مجبور است در شرايطي كه براي به دست آوردن چند دلار نفسهايش به شماره ميافتد ۶ ميليارد دلار صرف واردات بنزين كند و خدا ميداند كه چه ميزان از آن قاچاق ميشود؟ ولي آيا ديدهايد حزبي، شخصيتي، جبههاي در ميان انواع بيانيه دادنها و راه انداختن كارزارهاي مختلف در اين مورد هم فداكارانه وارد شود و با مردم سخن بگويد و براي حل مشكل، حمايت قاطع خود را از دولت اعلام كند؟ چرا در جراحيهاي ضروري و هزينهساز همه ساكتند و هيچ كس حاضر نيست در خسارتي مثل قيمت حاملهاي انرژي كه همه روزه و جامعالابعاد است از اعتبار و آبروي خود مايه بگذارد؟ آيا در همين مسائل مهم نيست كه ميزان تعهد افراد و شخصيتها و احزاب به منافع ملي آشكار ميشود؟ آيا اين معنا خود يك معيار دقيق و شفاف براي سنجش انگيزهها از ديگر انتقادها نيست؟ فيلترينگ كه سياستي غلط و ناعادلانه و شكستخورده است و بايد لغو شود چون اكراه شديد كاربران دنياي مجازي را در بر دارد همواره در صدر انتقادها و مطالبه احزاب و گروههاست ولي بعيد است كه خساراتش به اندازه ناترازيهاي بنيانكن باشد. به قول آقاي خاتمي، ۸۰درصد مردم ايران به يك معني سياسي نيستند و فقط ميخواهند زندگي كنند. با چنين اوصافي چرا برخي سياسيون بدون توجه به دغدغههاي اصلي مردم و انواع تهديدهاي دروني و بيروني به جاي سياستورزي متعهدانه سياستبازي ميكنند؟ در اين ميان انتظار بيشتري از جبهه اصلاحات وجود دارد. آقاي دكتر پزشكيان با حمايت آقاي خاتمي و قاطبه اصلاحطلبان راي اكثريت مردم را به دست آورد و اين حمايت همچنان ضروري است و نبايد با خطشكني كسي مخدوش شود. مسلما انتقادهاي دلسوزانه كه ضرورياند از مچگيري و تضعيف قابل تفكيك هستند و ميهندوستان به شدت مواظبت ميكنند كه سقفي براي عيبيابيها و اعلام آنها قائل شوند. در همين وجيزه ملاحظه بسيار صورت گرفته تا از خطوط احترام و ادب و انسجام تخطي نشود و اميد است كه موثر واقع شود و اساسا نيت اثرگذاري و اصلاح امور در نوع و ادبيات گفتوگو دخالت مطلق دارد. تصور كنيم كه اگر از ابتداي انقلاب به جاي هزاران مرده باد و زنده باد كه از هر سو فضا را آكنده از كينه و نفرت كرد و خسارتهاي تاريخي به بار آورد ادبيات نرم با هدف تاثير در مخاطب رايج بود اكنون ما در چه نقطهاي بوديم و آثار عظيم آن تا چه حد مبارك و مثبت ميشد؟ متاسفانه هنوز هستند كساني كه بر سر هر موضوعي خيال زير و رو كردن جامعه را در سر ميپرورانند و به توفاني شدن مطالبات و گسستن شيرازه امور اشتياق نشان ميدهند! اگر بپذيريم كه با كوچكترين تشنجها اين مردم هستند كه در ابعاد مختلف آسيب ميبينند و موقعيت كشور تضعيف ميشود و ايرانستيزان بالاترين استفاده را ميبرند و از همه بدتر اميال مداخلهجويانه اسراييل و امريكا بيشتر ميشود نام مستقبلان از تنش كاملا مشخص خواهد شد. مسلما هيچ مشكلي در كشور از طريق تعميق و عملي شدن تضادها برطرف نميشود، هر چند كساني با نام آزادي و مردمگرايي و حتي صيانت از ارزشها و عناوين پرطمطراق نارضايتيها و دوگانگيها را شعلهور كنند. هيچ دولتي بيعيب نيست ولي فعلا حمايت همهجانبه از قوه مجريه به همراه انتقادهاي مشفقانه و محترمانه حياتي است. تضعيف دولت با قهر و درشتي و عهدشكني و ناديدن خدماتش نه تنها سياستورزانه نيست كه اخلاقي و متعهدانه هم نيست. با حمايت هوشمندانه ميتوان نقاط ضعف دولت را كمتر كرد همانگونه كه سياستمدار آيندهنگر ما جناب آقاي خاتمي چنين ميكند.