به موازات تلاشهاي امريكا براي اجرايي شدن توافق صلح ميان روسيه و اوكراين رخ داد
حمله پهپادي در درياي سياه
حديث روشني
روز شنبه يك مقام رسمي اوكرايني مدعي شد كه پهپادهاي دريايي اين كشور دو نفتكش تحريم شده را در درياي سياه و در روز جمعه درحالي كه اين نفتكشها در مسير بندر روسيه براي بارگيري نفتي بودند، هدف قرار دادند. به گزارش رويترز و به گفته اين مقام امنيتي اوكراين، دو نفتكش مورد اشاره با نامهاي «كايروس» و «ويرات» خالي بودند و در مسير «نووروسييسك» يكي از بزرگترين پايانههاي نفتي روسيه در درياي سياه، حركت ميكردند. همان پايانهاي كه روز شنبه و ساعاتي قبل از عزيمت مذاكرهكنندگان اوكرايني به ايالاتمتحده براي مذاكره در مورد پايان جنگ، عمليات خود را بر اثر حملات پهپادي مجدد اوكراين متوقف كرد. كنسرسيوم خط لوله خزر (CPC) كه شامل شركتهاي بزرگ نفتي امريكايي شورون و اكسون موبيل است و مالك اين پايانه است، اين حمله را «حمله تروريستي» ناميد. گفتني است خط لوله CPC كه از قزاقستان شروع ميشود و به اين پايانه ختم ميشود، يكي از بزرگترين خطوط لولههاي نفت قزاقستان و يكي از بزرگترين خطوط لولههاي جهان از نظر حجم كه حدود يك درصد از منابع جهاني را جابهجا ميكند. اوكراين اما پيرو حمله پهپادي به نفتكشهاي روسيه در درياي سياه در بيانيهاي كتبي آورده است: «پس از اصابت پهپادها هر دو نفتكش دچار آسيبهاي جدي شده و عملا از چرخه عمليات خارج شدهاند. اين اقدام ضربه قابلتوجهي به حمل و نقل نفت روسيه وارد خواهد كرد.» همزمان يك منبع امنيتي اوكرايني به سيانان گفت كه پهپادهاي دريايي «سي بيبي» در يك عمليات مشترك با نيروي دريايي اوكراين مورد استفاده قرار گرفتهاند. برخي گزارشات ادعايي حاكي از آن است كه روسيه از صدها نفتكش استفاده ميكند كه بسياري از آنها تحت عنوان پرچمهاي راحتي (Flags of Convenience) حركت ميكنند تا نفت خود را به مشتريان صادر كند و تحريمها را ناديده بگيرد. تا لحظه تنظيم گزارش روسيه همچنان واكنشي به اين حمله نشان نداده، تركيه اما اعلام كرد نفتكش «ويرات» حدود ۳۵ مايل دريايي دور از ساحل، در بخش شرقي درياي سياه، مورد حمله قرار گرفته است. به گفته وزارت حمل و نقل تركيه شنبه صبح، «ويرات» براي بار دوم طي هفته گذشته توسط پهپادهاي دريايي مورد حمله قرار گرفت و آسيب جزيي به سمت راست كشتي بالاي خط آب وارد شد. آنكارا همچنين تاكيد كرد وضعيت كشتي پايدار و خدمه سالم هستند. گفتني است طبق دادههاي منتشر شده، هر دو نفتكش «كايروس» و «ويرات» در فهرست كشتيهاي تحت تحريم عليه روسيه پس از آغاز جنگ در اوكراين در سال ۲۰۲۲ قرار دارند. مقامات دريايي تركيه اعلام كردند كه آسيب وارد شده جزيي و بالاي خط آب بوده و هيچ آتشسوزي رخ نداده است. اين نفتكش حدود ۳۰ مايل دريايي (۵۰ كيلومتر) از ساحل تركيه فاصله دارد. دادههاي رهگيري كشتي نشان داد كه كشتي روز جمعه سرعت خود را كاهش داده و به سمت ساحل تغيير مسير داده است. به گزارش سيانان مقصد نفتكش «ويرات» مشخص نبود. گفتني است اين نفتكش در ژانويه تحت نامي ديگر توسط ايالاتمتحده تحريم شد و بعدها در سال جاري توسط بريتانيا و اتحاديه اروپا نيز مشمول تحريم قرار گرفت. جمعه گذشته و بر اثر انفجاري نيز در نفتكش ديگري كه نفت خام روسيه را حمل ميكرد، تمامي ۲۵ خدمه نفتكش «كايروس» كه تحت پرچم گامبيا بود، تخليه شدند. نفتكش «كايروس» نيز ديگر نفتكشي كه هدف حمله اوكراين قرار گرفت، ۲۷۵ متر طول و نزديك به ۸۰هزار تن وزن دارد. اين كشتي اوايل همين ماه از يك بندر هند حركت كرد تا به بندر «نووروسييسك» در درياي سياه روسيه بازگردد. اوايل امسال نيز چند انفجار نامعلوم در كشتيهايي رخ داد كه نفت روسيه را از درياي سياه حمل ميكردند. با اين همه اين حمله در شرايطي صورت گرفته كه اوكراين ماههاست پالايشگاههاي نفت روسيه را هدف قرار ميدهد و با استفاده از پهپادهاي هوايي برد بلند به مناطق پشت خطوط مقدم در جنگ با روسيه حمله ميكند. حمله به اين نفتكشها اما نوع متفاوتي از عمليات را نشان ميدهد. در عين حال اوكراين بارها از كشورهاي غربي خواسته تا اقدام واقعي عليه آنچه مدعي است «ناوگان سايه» روسيه هستند، انجام دهند. كييف همچنين ادعا ميكند اين ناوگان به مسكو كمك ميكند تا مقادير زيادي نفت صادر كرده و جنگ خود عليه اوكراين را عليرغم تحريمهاي غربي تامين مالي كند. اين ناوگان كه شامل صدها كشتي قديمي و بدون نظارت است، پس از حمله روسيه به اوكراين به شهرت رسيد و توانست تحريمهاي غربي كه هدفشان كاهش درآمد نفتي روسيه بود را دور بزند. در پاسخ به حملات پهپادي اوكراين در درياي سياه، روسيه نيز روز شنبه يك حمله هوايي تقريبا ۱۰ ساعته را در سراسر اوكراين انجام داد. اين حمله كه شامل پرتاب دهها موشك روسي و صدها پهپاد عليه تماميت ارضي اوكراين بود، در حالي رخ داد كه انتظار ميرفت مقامات دولت ترامپ طي روزهاي آتي با مقامات اوكرايني و روسي ديدار كنند تا در چارچوب يك تلاش ديپلماتيك براي پايان دادن به جنگ، رايزنيهايي صورت گيرد.
حمله روسيه درست پيش از نيمه شب آغاز شد و كييف، بيشترين حجم آتش را متحمل شد و سرانجام هشدار پايان حمله حدود ساعت ۳۰: 9 صبح صادر شد.
ويتالي كليچكو، شهردار شهر، اعلام كرد كه دو نفر كشته و دستكم ۳۷ نفر ديگر زخمي شدهاند. بسياري از ساكنان كييف با هشدارهاي حمله هوايي كه ساعتها طول كشيد، از خواب بيدار شدند. بسياري نميدانستند كه اهرم حمله پهپاد بوده يا موشك. همزمان وزير خارجه اوكراين، اشاره كرد كه اين حمله درحالي رخ داد كه دولت ترامپ تلاش دارد روند مذاكرات صلح را حفظ كند. او در حساب خود در شبكه ايكس (توييتر سابق) نوشت: «درحالي كه همه درباره نكات طرحهاي صلح بحث ميكنند، روسيه به دنبال طرح جنگي خود است.» ولوديمير زلنسكي، رييسجمهور اوكراين اعلام كرد كه روسيه در اين حمله گسترده، كه شامل ۳۶ موشك و نزديك به ۶۰۰ پهپاد بود، زيرساختهاي انرژي و تاسيسات غيرنظامي را هدف قرار داده است.
طرحهاي صلحي كه «بوي امتيازدهي» ميدهد!
در هر حال تقابل و درگيري ميان كييف و مسكو در شرايطي شدت گرفته كه همزمان تلاشها براي پايان جنگ با توسل به طرحهاي مختلفي از صلحهاي پيشنهادي به اوج خود رسيده است. پيشنهاداتي كه به ادعاي دول اروپايي حامي اوكراين، آينه تمام نماي مطالبات روسيه در اين جنگ چهار ساله است. با اين همه برخي ناظران مدعياند هيچكس نبايد از صلح ناعادلانهاي كه ممكن است اوكراين مجبور به پذيرش آن شود، راضي باشد. در چنين سناريويي، متجاوز ادعايي با تصاحب قلمرو و دريافت امتيازات ديگر از قربانياي كه به شدت مورد تجاوز قرار گرفته است، پاداش ميگيرد. با اين حال، واكنش وحشتزده واشنگتن نسبت به پيشنهادهاي اخير صلح نيز به خودي خود نگرانكننده است. به گزارش گاردين طرح ۲۸بندي اخير دولت ترامپ كه در كنگره و ميان تحليلگران به عنوان «تسليم به مسكو» محكوم شد، در واقع براي كييف يك نتيجه راهبردي قابلتوجه داشت. براساس مفاد آن، اوكراين با محدوديت معناداري در زمينه نيروي نظامي خود با وجود تلاشهاي روسيه براي تحميل محدوديتهاي سختگيرانه از سال 2022، در زمان صلح مواجه نميشد (تنها الزام، سقف ۶۰۰ هزار نفر بود كه احتمالا از تعداد نيروهاي فعال اوكراين بيشتر است). علاوه بر اين، اوكراين يك تضمين امنيتي قابلتوجه از ايالاتمتحده و اروپا دريافت ميكرد.
ولاديمير پوتين، رييسجمهور روسيه، حمله خود را براي شكستن همراستايي اوكراين با غرب و عليه مسكو آغاز كرد. حال نيز وقتي درگيريها متوقف شود، اوكراين از نظر نظامي قويتر، رويكردش در ارتباط با روسيه خصمانهتر و متكي به ضمانتهاي بيشتر خواهد بود. با اين حال، همين حالا روشن است كه اين نتيجه، اگر محقق شود، صداهاي قدرتمند در واشنگتن چه جمهوريخواه و چه دموكرات، آن را غيرقابل قبول و غيراخلاقي تلقي خواهند كرد، چراكه شواهد حاكي از آن است كه ادامه جنگ به طور نامحدود به احتمال زياد وضعيت اوكراين را بدتر خواهد كرد؛ كوچكتر، ضعيفتر و حتي ويرانتر، اما اين مانع از آن نميشود كه سناتورهايي مانند «ميچ مككانل» يا «جين شاهين» عليه يك توافق اعتراض كنند. آسان است كه از هزاران مايل دورتر و بدون پرداخت هيچ هزينهاي، خواستار نتايج ايدهآل شد!
اوكراين؛ قرباني تازه ناتواني مزمن امريكا
واقعيت اين است كه اوكراين در معرض خطر تبديل شدن به آخرين قرباني ناتواني مزمن امريكا در درك پيامدهاي جنگهايش قرار دارد.
به نوشته نيويورك تايمز در مناقشات پيشين، امريكا بارها از پذيرفتن پيروزي يا قبول اينكه نميتواند همه اهداف خود را محقق كند، سر باز زده است. در عوض، اين كشور در شكست خود براي رسيدن به پيروزي مطلق يا عدالت كامل غرق شده و اقدامات مخربي انجام داده است. حال نيز نبايد همان اشتباه را مجددا تكرار كند. در جنگهاي گذشته، امريكا هم در پذيرش شكست و هم در پذيرش پيروزي دچار مشكل بوده است. ايالاتمتحده چندينبار اجازه داده است كه كمپينهاي نظامي ناكام و ناپايدار براي سالها به طور غيرضروري ادامه يابند، نه به اين دليل كه روساي جمهور معتقد بودند ميتوانند پيروزي به دست آورند، بلكه به اين دليل كه ميخواستند از پذيرش شكست اجتناب كنند. در ويتنام، ريچارد نيكسون به دنبال صلح با عزت بود و چهار سال پس از ورود به كاخ سفيد به جنگ ادامه داد تا سرانجام در سال ۱۹۷۳ توافقنامههاي صلح را امضا كرد. او به طور مخفيانه كامبوج و لائوس را بمباران كرد و هر دو كشور را ويران ساخت، تنها براي اينكه شكست اجتنابناپذير امريكا را به تاخير بيندازد. نيكسون با هزينههاي انساني هنگفت، فاصلهاي موقتي تحت عنوان ادعايي «فاصله شايسته» بين خروج امريكا و پيروزي ويتنام شمالي خريد. حتي به طور مشابه، يك دهه پس از آغاز جنگ در افغانستان، باراك اوباما دريافت كه طالبان بهطور نظامي شكستپذير نيست. با اين حال، او تلاش كمي براي مذاكره درباره يك توافق تقسيم قدرت انجام داد كه ميتوانست جنگ را پايان دهد و تا حدي دولت تحت حمايت امريكا در كابل را حفظ كند. با اين همه امريكا نيروهاي خود را كاهش داد اما به جنگ ادامه داد. امريكا كه توان پيروزي نداشت اما مايل به مصالحه هم نبود، خود را مجبور به خروج بدون قيد و شرط يافت. وقتي اين كار انجام شد، طالبان دوباره كنترل كشور را به دست گرفت. با اين همه جنگجويان «صندلينشين» در واشنگتن از نبود اين «فاصله شايسته» شكايت كردند، اما بيشرمي اعتراضشان روشن بود: ادامه جنگ تنها باعث از دست رفتن جانهاي بيشتري از امريكاييها و افغانها ميشد. بنابراين ناتواني در پذيرش شكستها، ايالاتمتحده را به همان اندازه و حتي با پيامدهاي مخرب، از پذيرش پيروزيهاي خود نيز بازداشته است. در سال ۱۹۹۱، تحت رياستجمهوري جورج بوش، امريكا هدف اصلي خود يعني بيرون راندن نيروهاي عراق از كويت را به طور قاطعانه محقق كرد. پس از اثبات توانايي در مقابله با تجاوز عراق، امريكا ميتوانست از خليجفارس عقبنشيني كند و با اطمينان بداند كه در صورت تكرار حمله صدام ميتواند بازگردد. با اين حال، واشنگتن چشمانداز بزرگتري در سر داشت. بوش از مردم عراق خواست خود دست به كار شوند و صدام را از قدرت بركنار كنند. صدام اما تنها با زنده ماندنش، امريكا را به چالش كشيد و امريكاييها نتيجه گرفتند كه ماموريتشان هنوز كامل نشده است. در ادامه، امريكا به مهار عراق از طريق بمبارانهاي مداوم و نخستين استقرار بيزمان دهها هزار سرباز در منطقه ادامه داد. پس از ۱۱ سپتامبر، دولت بعدي بوش تصميم گرفت كار ناتمام خود در بغداد را تكميل كند كه نتيجهاي فاجعهبار داشت، بنابراين امريكا موفقيت اوليه خود را در جستوجوي پيروزي مطلق از دست داد. اين پيشزمينهها امروز نيز براي جنگ اوكراين اهميت يكساني دارند. اين مناقشه نه يك شكست قطعي است و نه يك پيروزي همراه با احساسي خوب، بلكه نتيجهاي ميانه است كه عناصر عميقي از هر دو سوي طيف را در خود دارد. نميتوان ناديده گرفت كه اوكراين دستاوردهاي شگفتانگيزي كسب كرده كه بايد حفظ شوند اما همزمان متحمل خسارتهاي عظيمي شده كه جبرانناپذيرند. حال نيز پايان جنگ مستلزم آن است كه هر دو سوي اين تركيب پذيرفته شود. از يكسو، مانند دولتهاي تحت حمايت امريكا در سايگون (پايتخت ويتنام جنوبي) و كابل، دولت كييف به پيروزي كامل ميداني دست نخواهد يافت و باور اينكه اوكراين بتواند چنين كاري كند، تخيلي است. حتي دولت بايدن، با وجود اينكه گاهي اوقات منافع جنگ را بهصورت مطلق بيان ميكرد، هرگز انتظار نداشت اوكراين بتواند با زور همه سرزمينهاي خود را آزاد كند، بنابراين در مقطع كنوني بهترين چيزي كه ميتوان به آن رسيد، توافق مصالحهاي است كه به اوكراين فرصت واقعي براي صلح و امنيت بدهد و در عين حال به روسيه امكان كسب امتيازات راهبردي و سرزميني ارايه دهد.
به نوشته گاردين، اگر اين توافق حس معاملهاي «ناپاك» يا نوعي «مصالحه ظالمانه» را به ذهن متبادر كند، دليلش همين است. اما اگر جايگزين بهتري وجود نداشته باشد، اين يك معامله ناپاك است كه ارزش انجام دادن دارد. ازسوي ديگر، امريكا و اوكراين هنوز در حال درك دستاورد عظيمي هستند كه تاكنون به آن رسيدهاند. تقريبا چهار سال پس از آنكه روسيه انتظار داشت رقيب خود را در چهار روز از پا درآورد، اوكراين هنوز پابرجاست. اكثريت قريب به اتفاق مردم و سرزمين آن سالم ماندهاند. در همين حال، روسيه نيز خسارتهاي عظيمي متحمل شده و بيش از ۶۰۰ هزار كشته داده است؛ رقمي تقريبا ده برابر تلفات شوروي در يك دهه جنگ افغانستان. اوكراين نيز نشان داده است، چيزي كه پيش از ۲۰۲۲ قابل باور نبود، اما اكنون محقق شده و ميتواند هزينههاي سنگيني بر دشمن خود تحميل كند. حال اگر بتواند با كمك غرب ارتشي قوي بازسازي و آن را حفظ كند، شانس خوبي براي بازداشتن جنگ ديگري پس از پايان اين جنگ خواهد داشت. اين پيروزي است كه ارزش پذيرش دارد. درست است كه ممكن است رضايت كساني در واشنگتن يا كييف را جلب نكند كه ميخواهند از طريق عضويت در ناتو يا تعهد مشابهي ازسوي متحدان اوكراين، به طور خودكار در دفاع از اين كشور وارد عمل شوند و هرگونه ناامني را از بين ببرند، اما امنيت كامل براي اوكراين يا هيچ كشور ديگري در دسترس نيست، چراكه حتي اگر ناتو، اوكراين را بپذيرد كه نخواهد پذيرفت، اين اتحاد هيچ تضمين واقعي براي ايمني فراهم نميكند. صرفنظر از هر چيزي كه روي كاغذ وعده داده شود، كشورهايي كه تا امروز از جنگيدن براي اوكراين امتناع كردهاند، به احتمال زياد در آينده نيز وارد جنگ نخواهند شد. چهار سال گذشته نشان داده كه هم ميزان و هم محدوديتهايي كه شركاي اوكراين حاضر به طي كردن آن هستند، چيست. اكنون نيز به نظر ميرسد اوكراين براي بقا نيازي به يك معجزه ژئوپليتيكي ندارد. اين كشور به خود و حمايت خارجي واقعبينانهاي كه ميتواند دريافت كند، نياز دارد. امريكا نيز كه هزاران كيلومتر دورتر است، نيازي به وقوع معجزه در اوكراين ندارد. اخلاقگرايي نادرست نبايد دليلي باشد براي به خطر انداختن همه دستاوردهايي كه تاكنون حاصل شده است.