• 1404 پنج‌شنبه 18 دي
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6230 -
  • 1404 يکشنبه 14 دي

«اعتماد» در گفت‌وگوي اختصاصي با رحمن قهرمانپور بررسي كرد

ديپلماسي تهديد در سايه اختلافات پنهان

نوشين محجوب

ديدار ۲۹ دسامبر دونالد ترامپ و بنيامين نتانياهو در عمارت مارالاگو فلوريدا، بار ديگر معادلات پيچيده خاورميانه را زير ذره‌بين قرار داد. اين ششمين نشست مستقيم دو رهبر در سال ۲۰۲۵ بود؛ نشستي كه با دست‌ دادن‌هاي گرم، تمجيدهاي متقابل و حتي اهداي جايزه اسراييل به ترامپ همراه شد- ترامپ، نتانياهو را «رهبري قوي» خواند و نتانياهو او را «دوست بي‌همتا» توصيف كرد. پشت اين فضاي دوستانه، محورهاي كليدي چون اجراي فاز دوم آتش‌بس غزه برجسته بود: ترامپ بر ضرورت خلع سلاح سريع حماس تاكيد ورزيد و هشدار داد كه در صورت مقاومت، اين گروه با عواقب شديدي روبه‌رو خواهند شد، رييس‌جمهوري امريكا همزمان از اسراييل خواست عقب‌نشيني كند تا نيروي‌هاي بين‌المللي بتوانند مستقر شوند. سايه برنامه هسته‌اي و موشكي ايران نيز بر گفت‌وگوها سايه افكنده بود؛ ترامپ مدعي شد شنيده‌هايي مبني بر تلاش تهران براي ارتقاي توان موشكي‌اش شنيده شده، اما همزمان ابراز اميدواري كرد كه ايران به مذاكره و توافق تمايل نشان دهد و ادعا كرد: «اگر بخواهند توافق كنند، رويكردي هوشمندانه‌تر را برگزيدند.»  گزارش‌ها حاكي از آن است كه نتانياهو در پي جلب حمايت بيشتر براي مقابله ادعايي با آنچه تهديد ايران مي‌خواند به واشنگتن سفر داشت، اما ترامپ بر تعادل ميان فشار و ديپلماسي تاكيد كرد و پيشرفت چشمگيري در مذاكرات هسته‌اي گزارش نشد. اختلافات دو رهبر بر سر سوريه و كرانه باختري نيز پنهان نماند. اين ديدار كه با تمديد اقامت نتانياهو در فلوريدا همراه شد، بيش از آنكه تحول اساسي ايجاد كند، تعادل شكننده‌اي را نشان داد؛ ترامپ در پي تثبيت ميراث ديپلماتيك خود و نتانياهو در جست‌وجوي اهرم‌هاي سياسي داخلي. منطقه همچنان در وضعيت حساسي قرار دارد، جايي كه ديپلماسي و خويشتنداري مي‌تواند از تشديد تنش‌ها جلوگيري كند. در همين راستا روزنامه اعتماد با هدف واكاوي ابعاد سفر نتانياهو به امريكا با رحمن قهرمانپور، كارشناس ارشد مسائل بين‌الملل گفت‌وگو كرده است. مشروح گفت‌وگو در ادامه آمده است.رحمن قهرمانپور، كارشناس مسائل بين‌الملل، در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره چرايي سفر بنيامين نتانياهو به ايالات‌متحده در مقطع كنوني، اين سفر را در پيوند با چند پرونده عمده ميان واشنگتن و تل‌آويو ارزيابي كرد و توضيح داد كه محور نخست اين سفر، نحوه پيشبرد فرآيند صلح در غزه است؛ ازجمله بحث استقرار يا عدم استقرار نيروهاي بين‌المللي، تشكيل يا عدم تشكيل دولت تكنوكرات در غزه، چگونگي خلع سلاح حماس و تعيين تكليف اجساد گروگان‌ها كه در چارچوب روند صلح غزه مطرح شده و براي اسراييل و دولت دونالد ترامپ جنبه حياتي دارد. به باور قهرمانپور اين موضوع از اين منظر با اهميت است كه رييس‌جمهوري امريكا اعتبار جهاني خود را به پايان جنگ غزه و تثبيت نظمي جديد در منطقه گره زده و مايل نيست شعله جنگ دوباره زبانه كشيده و اين اعتبار مخدوش شود. به گفته او، در همين حال نتانياهو در داخل با فشار شديد روبه‌رو است تا در برابر پيشنهادهاي واشنگتن در پرونده غزه كوتاه نيايد و بر خلع سلاح كامل حماس اصرار بورزد.  قهرمانپور موضوع دوم اختلاف ميان دوطرف را مساله حزب‌الله لبنان و ضرب‌الاجل تعيين‌ شده براي خلع سلاح اين گروه مي‌داند؛ مهلتي كه تا ۳۱ دسامبر تعيين شده و اسراييل تهديد كرده در صورت عدم تحقق آن، حملات به مواضع حزب‌الله را از سر خواهد گرفت، درحالي كه عربستان‌سعودي و فرانسه خواستار تمديد دو ماهه فرآيند آتش بس شده‌اند و ايالات‌متحده راه‌حلي ميانه پيشنهاد كرده كه براساس آن، تسليحات سنگين تحويل داده شود و سلاح سبك براي جلوگيري از جنگ داخلي باقي بماند، اما حزب‌الله قاطعانه با اصل خلع سلاح مخالف است. اين كارشناس ارشد مسائل بين‌الملل در ادامه افزود: پرونده سوم، ايران است؛ هر چند تهران از نظر زماني در اولويت فوري قرار ندارد، اما براي ترامپ و نتانياهو اهميت راهبردي دارد، به‌ويژه آنكه ترامپ مي‌كوشد نشان دهد تهديد ايران مهار شده، نظم موردنظر امريكا در منطقه برقرار است و تهران تضعيف شده، درحالي كه نتانياهو بر تداوم تهديد ايران، بازسازي توان موشكي و پيامدهاي آن براي موجوديت اسراييل انگشت مي‌گذارد.  به تعبير قهرمانپور، جلسه نتانياهو و ترامپ در اقامتگاه شخصي رييس‌جمهوري امريكا در مارالاگو نشان داد كه واشنگتن تا حد قابل‌توجهي با ارزيابي تل‌آويو همراه است؛ چنان‌كه ترامپ صريحا هشدار داد در صورت بازسازي برنامه موشكي ايران، امريكا به اين كشور حمله خواهد كرد و درباره برنامه هسته‌اي نيز تاكيد كرد اگر تهران بخواهد سطحي مشابه چنين فعاليتي بسان دوره پهلوي را احيا كند، واكنش نظامي فوري در دستور كار قرار خواهد گرفت.  از نگاه او، اين مواضع نشان مي‌دهد كه پرونده ايران براي دوطرف بسيار مهم است و نتانياهو در همين چارچوب براي مذاكره درباره سه محور غزه، حزب‌الله و ايران به ديدار ترامپ رفته؛ هرچند در هر سه محور اختلاف‌نظرهايي ميان واشنگتن و تل‌آويو باقي است، اما لحن ترامپ درباره ايران حاكي از آن است كه او تا حد زيادي با نخست‌وزير اسراييل هم‌نظر شده و با برجسته كردن برنامه موشكي ايران به عنوان خط قرمز جديد، خطر سخت‌تر شدن معادلات مذاكراتي و كاهش بيشتر اميد به توافق را تقويت كرده است. قهرمانپور در ادامه و درباره اجماع نسبي رهبران دو بازيگر درباره ايران تاكيد كرد، بايد با احتياط به اين ادعاها نگريست.   در نگاه نخست به نظر مي‌رسد ترامپ با بخش مهمي از مواضع اسراييل همراهي كرده، اما ارزيابي كاخ سفيد و شخص رييس‌جمهوري اين است كه در ميان سه پرونده غزه، حزب‌الله لبنان و ايران، موضوع ايران از نظر زماني فوريت عملياتي ندارد، هرچند همچنان در سطح راهبردي اولويت بالايي دارد.  او توضيح داد كه همين عدم فوريت زماني مي‌تواند در ادامه و تحت تاثير تحولات مربوط به حزب‌الله و حماس زمينه را براي بازنگري سياست‌هاي امريكا در ارتباط با اسراييل هموار كند؛ براي مثال، اگر تل‌آويو نتواند در خلع سلاح حزب‌الله به اهداف خود دست يابد، احتمال دارد واشنگتن از ميزان حمايت خود از يك اقدام نظامي اسراييل عليه ايران كاسته و بدين ‌ترتيب، عامل زمان به متغير كليدي در اين معادله بدل شود.  قهرمانپور در ادامه خاطرنشان كرد: از لحن و فحواي سخنان ترامپ مي‌توان دريافت كه او درباره همراهي با اسراييل در سناريوي حمله احتمالي به ايران نوعي موافقت اصولي را اعلام كرده، اما اين بدان معنا نيست كه واشنگتن در هر زمان و تحت هر شرايطي به خواست تل‌آويو براي اقدام نظامي پاسخ مثبت خواهد داد، زيرا امريكا همزمان مي‌كوشد از آغاز يك منازعه تازه و گسترده در منطقه جلوگيري كند.  اين كارشناس مسائل بين‌الملل يادآور شد كه ايران نيز صراحتا هشدار داده در صورت حمله مجدد اسراييل، دامنه درگيري در سطح منطقه‌اي را گسترش خواهد داد؛ موضعي كه براي محاسبات امريكا اهميت دارد، زيرا اگر اسراييل بخواهد واشنگتن را به همراهي در اقدام نظامي عليه ايران متقاعد كند، بايد تضمين دهد اين اقدام به جنگي منطقه‌اي تبديل نشود و منافع متحدان امريكا در منطقه را به صورت جدي به خطر نيندازد.  قهرمانپور در ادامه تاكيد كرد كه چارچوب رفتاري رييس‌جمهوري امريكا همچنان بر «ديپلماسي اجبار» استوار است؛ به اين معنا كه او هم در پرونده هسته‌اي ايران و هم در موضوع برنامه موشكي، از تهديد جدي به استفاده از نيروي نظامي به عنوان اهرم فشار براي دستيابي به توافق بهره مي‌گيرد.  قهرمانپور بر اين باور است كه ترامپ همچنان معتقد است راه رسيدن به توافق با ايران از مسير تضعيف موقعيت اين كشور و استفاده تركيبي از قدرت نظامي و فشار حداكثري مي‌گذرد و همين نگاه، فاصله ميان تصوير «صلح‌ساز» ادعايي و واقعيت سياست عملي او را آشكار مي‌كند.  اين كارشناس مسائل بين‌الملل درباره محور دوم رايزني دو رهبر، يعني صلح غزه و اختلاف جدي ترامپ و نتانياهو بر سر مرحله دوم اجراي اين صلح و بحث الحاق كرانه باختري به اسراييل، بر آن است كه شكاف ميان دوطرف در اين زمينه آشكار و عميق است.  او توضيح داد كه ايالات‌متحده بارها با صراحت اعلام كرده با الحاق كرانه باختري مخالف است و كشورهاي عربي، از امارات و عربستان‌سعودي گرفته تا ديگر دولت‌هاي عربي، اين مساله را خط قرمز خود دانسته‌اند؛ حتي برخي كشورهايي كه روابط خود را با اسراييل عادي‌سازي كرده‌اند هشدار داده‌اند در صورت پيش رفتن طرح الحاق، روند عادي‌سازي را متوقف و روابط را قطع خواهند كرد.  به گفته قهرمانپور، در نظم منطقه‌اي مطلوب واشنگتن، اين موضوع جايگاهي اساسي دارد و همزمان نهادهاي اقتصادي و مالي امريكا نيز تشكيل دولت فلسطيني يا دست‌كم ترسيم افقي روشن براي آن را پيش‌شرط افزايش سرمايه‌گذاري امريكا در منطقه و نيز سرمايه‌گذاري كشورهاي عربي در ايالات‌متحده مي‌دانند.  قهرمانپور يادآور شد كه در طرح بيست‌ ماده‌اي ترامپ براي غزه، تصريح شده اقدامات مرتبط با صلح بايد درنهايت به ايجاد افقي براي تشكيل دولت فلسطيني بينجامد و همين بند به يكي از حساس‌ترين نقاط اختلاف ميان واشنگتن و تل‌آويو تبديل شده، در حالي كه جناح راست و تا حدي جريان چپ اسراييل تشكيل دولت فلسطيني را بزرگ‌ترين تهديد عليه امنيت ملي خود تلقي كرده و حاضرند حتي با هزينه تقابل با امريكا، با آن مخالفت كنند.  قهرمانپور در مقابل، موضع كاخ سفيد و تيم ترامپ را چنين توصيف مي‌كند كه تشكيل دولت فلسطيني يا حداقل ايجاد اميد جدي به تحقق آن، كليد شكل‌گيري نظم جديد امنيتي در خاورميانه است و بدون حل منازعه فلسطين نمي‌توان به چنين نظمي دست يافت؛ از همين رو، بايد ديد دوطرف چگونه خواهند توانست اين اختلاف را مديريت كنند، هر چند خود امريكايي‌ها نيز اذعان دارند كه كار بسيار دشواري پيش رو است. او سپس به اختلافات جزيي اما مهمي اشاره مي‌كند، ازجمله نقش‌آفريني تركيه در بازسازي غزه و حضور در چارچوب نيروهاي بين‌المللي كه از نظر ترامپ مطلوب است اما اسراييل آن را خط قرمز مي‌داند و نيز بحث حضور يا عدم حضور تشكيلات خودگردان فلسطيني در فرآيند حكمراني در غزه و ميزان خلع سلاح حماس؛ موضوعاتي كه هرچند ظاهرا فرعي به نظر مي‌رسند، اما از منظر طرفين اختلاف‌برانگيز و تعيين‌كننده‌اند. قهرمانپور در بخش ديگري و در پاسخ به پرسشي درباره رويكرد اسراييل در سوريه بر پيوند پرونده‌هاي فلسطين، سوريه و لبنان در طرح نظم جديد منطقه‌اي امريكا تاكيد كرد و گفت: از ديد واشنگتن، مهار و درنهايت خلع سلاح حزب‌الله در لبنان به معناي كاهش تهديدات عليه اسراييل است و فروپاشي نظم پيشين در سوريه نيز امكان قطع پيوند ساختاري ميان دمشق و حزب‌الله را فراهم كرده و مسير پايان حمايت رسمي سوريه از اين گروه را هموار ساخته است.  قهرمانپور با اشاره به تغيير رويكرد حاكميت جديد سوريه توضيح داد كه براي نخستين‌بار در شش دهه گذشته، حكومتي در دمشق مستقر است كه ادعاي سرزميني نسبت به لبنان ندارد؛ درحالي كه در ايدئولوژي حزب بعث، لبنان بخشي از خاك سوريه تلقي مي‌شد و عدم به رسميت شناختن استقلال اين كشور، همواره مانع مهمي در تقويت حاكميت لبنان بوده است.  او بر اين باور است كه امريكايي‌ها اكنون احمد الشرع را در موقعيتي مي‌بينند كه مي‌تواند لبنان را به رسميت بشناسد و به دليل قرار گرفتن در وضعيت ضعف، ناگزير از همراهي با برنامه‌هاي واشنگتن است، اما در عين حال، رفتار نتانياهو در سوريه را عاملي مي‌دانند كه اين روند را مختل كرده و از نگاه امريكا به زيان امنيت و ثبات سوريه و چشم‌انداز بازسازي اين كشور تمام شده است.  قهرمانپور اضافه كرد كه اين اقدامات ضمن تيره كردن افق بازگشت آوارگان سوري، خشم تركيه را نيز برانگيخته و موجب شده نه آوارگان مستقر در اروپا و نه آوارگان حاضر در تركيه تمايلي به بازگشت نداشته باشند، در حالي كه واشنگتن براي تثبيت نظم جديد نيازمند بازگشت تدريجي آوارگان و تبديل سوريه به محل مناسبي براي سرمايه‌گذاري است.  او يادآور شد كه اهميت مساله سوريه براي امريكا تا آنجاست كه ترامپ حتي از كردها كه به ‌طور سنتي متحد واشنگتن در منطقه به شمار مي‌روند، خواسته با حكومت احمد الشرع آشتي كنند، سلاح را كنار بگذارند و در ارتش سوريه ادغام شوند؛ نشانه‌اي كه از نگاه قهرمانپور عمق تمركز ايالات‌متحده بر ثبات‌سازي در سوريه را آشكار مي‌كند.  او در ادامه به اختلاف ميان اسراييل و تركيه در ميدان سوريه اشاره كرد و گفت اين شكاف در كنفرانس خبري اخير ترامپ و نتانياهو نيز نمود يافت، جايي كه رييس‌جمهوري امريكا كوشيد از تشديد تنش ميان آنكارا و تل‌آويو در سوريه جلوگيري كند تا پروژه نظم‌سازي منطقه‌اي دچار اختلال نشود.  اين كارشناس مسائل بين‌الملل درباره نقش عراق در سناريوي رويارويي احتمالي ايران و اسراييل، خاطرنشان كرد: تا مدت‌ها نوعي فرمول همزيستي ميان ايران و امريكا در عراق برقرار بود و دوطرف مي‌كوشيدند از خط قرمز يكديگر عبور نكنند، اما پس از ترور سردار شهيد قاسم سليماني، فشار واشنگتن بر بغداد افزايش يافت و در مقابل، تهران نيز از سياست مماشات پيشين فاصله گرفت و در پي گسترش نفوذ موثرتر در عراق برآمد.  به گفته قهرمانپور، عراق براي ايران از منظر دور زدن تحريم‌ها اهميت ويژه‌اي دارد؛ ازجمله در صادرات برق و پيچيدگي‌هاي ناشي از موانع امريكا در مسير بازگشت وجوه اين صادرات، كه آن را به يكي از گره‌گاه‌هاي اصلي كشمكش اقتصادي ميان دو كشور تبديل كرده است.  او با اشاره به انتخابات اخير و پيروزي محمد شياع السوداني گفت اكنون موضوع تعيين نخست‌وزير به اصلي‌ترين ميدان رقابت ايران و امريكا بدل شده و به نظر مي‌رسد تهران از يك‌سو با تمديد نخست‌وزيري السوداني چندان موافق نيست، زيرا نخست‌وزيران عراق غالبا يك‌دوره‌اي بوده‌اند و آمدن چهره‌اي جديد، باتوجه به زمان لازم براي استقرار در قدرت، امكان محدود كردن نفوذ ايران را براي او كاهش مي‌دهد. قهرمانپور در عين حال هشدار داد كه روي كار آمدن نخست‌وزيري تازه‌كار، مي‌تواند خطر تحت فشار قرار گرفتن السوداني ازسوي امريكا و اسراييل و انجام اقداماتي خلاف منافع ايران را افزايش دهد و همين موضوع وضعيت تهران را دوگانه و پيچيده مي‌كند. اين كارشناس ارشد مسائل بين‌الملل افزود كه واشنگتن نيز مخالفت جدي با السوداني ندارد، اما مانند موارد ديگر، حمايت خود را مشروط به مقاومت او در برابر نفوذ ايران كرده و از اين زاويه به فرآيند تعيين نخست‌وزير مي‌نگرد.  قهرمانپور در پايان اين بخش، با اشاره به برگزاري نخستين جلسه مجلس جديد عراق، تاكيد مي‌كند كه بايد منتظر ماند و ديد آيا تهران و واشنگتن بر سر نخست‌وزير جديد به نوعي مصالحه خواهند رسيد يا روند انتخاب او طولاني و قفل خواهد شد، موضوعي كه مستقيما بر توان امريكا براي تبديل عراق به ميدان «بي‌طرف» در هر رويارويي احتمالي ايران و اسراييل اثر خواهد گذاشت. او همچنين درباره برجسته شدن موضوع خلع سلاح حزب‌الله لبنان در ديدار نتانياهو و ترامپ و سناريوهاي محتمل، خطر حمله اسراييل به حزب‌الله را بسيار جدي ارزيابي مي‌كند.  او يادآور مي‌شود كه اسراييل اخيرا به مقر تيپ رضوان حزب‌الله حمله كرده و چند هفته پيش نيز يكي از فرماندهان ارشد اين گروه را هدف قرار داده است؛ نشانه‌هايي كه از نگاه او بيانگر آمادگي تل‌آويو براي آغاز عمليات گسترده است.  قهرمانپور در مقابل، موضع امريكا را مبتني بر واقع‌بيني نسبت به توان ارتش لبنان مي‌داند و مي‌گويد واشنگتن بر اين باور است كه ارتش لبنان در وضعيت فعلي توان اجراي ماموريت خلع سلاح حزب‌الله را ندارد و ابتدا بايد اين ارتش تقويت شود، ضمن آنكه ايالات‌متحده ترجيح مي‌دهد حزب‌الله بتواند بخشي از سلاح سبك خود را حفظ كند تا از لغزش اوضاع به سوي جنگ داخلي جلوگيري شود.  او توضيح مي‌دهد كه امريكا، فرانسه و عربستان‌سعودي در مجموع طرفدار رويكردي منعطف‌تر هستند، درحالي كه اسراييل اعتقاد دارد «پنجره فرصت» براي دفع تهديد حزب‌الله در حال بسته شدن است و از همين رو بر آغاز هرچه سريع‌تر حملات و تداوم حضور نظامي در لبنان تا خلع سلاح كامل اين گروه اصرار مي‌ورزد.  به گفته قهرمانپور، هنوز موضع نهايي و رسمي واشنگتن در قبال اين سناريو روشن نشده و بايد منتظر روشن شدن نتيجه رايزني‌هاي نتانياهو و ترامپ ماند، اما مي‌توان انتظار داشت اسراييل در اين مذاكرات بر دريافت تضمين‌هاي قطعي براي خلع سلاح كامل حزب‌الله يا دست‌كم چراغ سبز براي آغاز حملات گسترده پافشاري كند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون