• 1404 پنج‌شنبه 18 دي
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6230 -
  • 1404 يکشنبه 14 دي

از تيسفون تا تبريز: محمل آراسته به حكمت در دربار نوشين روان

هادي عبداللهي

انوشيروان، شاه ايران، وارث اين فر كياني بود و آگاه بود كه فروغ فر جز در سايه خرد، جاودان نخواهد شد. به همين سبب، فيلسوفان، دبيران و موبدان را همواره در متن قدرت جاي مي‌داد. ژوستينيان امپراتور هم دوره نوشيروان در روم، به فلاسفه آن سرزمين بي‌توجهي كرد و آنان را از آنجا راند كه برخي فيلسوفان روم دروازه‌هاي تيسفون را براي حضور در تالار كسري گشوده ديدند و با حكيمان، موبدان و دبيراني چون پولوس پارسي، بوذرجمهر، يزدگرد دبير و موبدان پارسي مجالس مباحثه برگزار مي‌كردند كه مفاهيم سياست، فلسفه و دين موضوعات عمده اين مناظرات بود.
سده‌ها گذشت و اين خاطره در حافظه ايرانيان ماند تا آنكه فردوسي در قرن چهارم هجري، آن را در شاهنامه به نظم كشيد. در داستاني كه نوشيروان در محمل دربارش در كنار بوذرجمهر، يزدگرد دبير و موبدان براي گفت‌وگو توام با پرسش مي‌نشيند كه نگين اين گفت‌وگو پاسخ‌هاي حكمت‌آميز بوذرجمهر است كه فراتر از اندرز سياسي است؛ اين ميهماني آينه‌اي از سنت ديرينه فلسفه ايراني است. فردوسي با واژگاني چون خرد، داد، فرّه، آز، كم‌گويي و دبيري، مفاهيم فلسفه فرمانروايي را در قالب قصيده حماسي جاودانه كرده است. در بيتي مربوط به اين گفت‌وگو شاعر هشدار مي‌دهد كه اگر «دل شاه گيتي چو پرآز گشت/ روان ورا ديو انباز گشت» و پاسخ وزير را مي‌گذارد كه خرد، «خلعت ايزدي» است و بي‌آن، تاج و تخت فرو مي‌ريزد.
«خرد مرد را خلعت ايزدي است/
سزاوار خلعت نگه كن كه كيست»
در نيمه نخست سده هشتم هجري در كتابخانه كارگاهي در شهر تبريز دوره ايلخاني، نگارگري اين مجلس را بر برگي كوچك با رنگ طلا، لاجورد و سرخ ترسيم و روشن كرده است. اين برگ شاهنامه كوچك ايلخاني به همراه تعدادي ديگر از اوراق همين شاهنامه در كتابخانه چستربيتي دوبلين نگهداري مي‌شوند و تعدادي ديگر از اوراق در مجموعه‌هاي ديگر دنيا ازجمله موزه متروپوليتن پراكنده شده‌اند. اينكه چرا حاكم ايلخاني در بين متون علمي و ادبي موجود در آن زمان شاهنامه را براي تصويرگري و كتابت انتخاب كرده و از بين موضوعات متنوع داخل شاهنامه اين ابيات را براي تصوير‌سازي سفارش داده، پاسخي جز يافتن مشروعيت سياسي بر بستر غني فرهنگ ايرانيان و يادگيري حكمراني همراه با خرد نمي‌تواند داشته باشد. نگاره در ميان صفحه در كادري مستطيل و زراندود كه در بالا و پايين كادر شش ستون آن را احاطه كرده كه ستون‌ها در برگيرنده شصت بيت شاهنامه به خط نسخ ايلخاني است.
در تصوير، شاه بر تختي زرين با تاجي بلند و سيمايي آرام نشسته است. پنج تن از بزرگان در يك سو و شش تن در سوي ديگر، حلقه‌اي از خرد پيرامون او ساخته‌اند. بوذرجمهر، با چهره‌اي متفكر و دستاني آرام، سخن مي‌گويد و نگاه‌ها يا به او است يا به شاه. تركيب‌بندي متقارن، بازتاب همان داد است كه فردوسي ستوده؛ رنگ‌هاي لاجوردي، زرين و سرخ، هم شكوه دربار را مي‌نمايانند و هم آرامش مجلس را. خطوط نرم و روان، بي‌هيچ نشانه‌اي از خشونت يا آشوب، گويي خود پاسخي بصري به پرهيز از آز است.
بر بستر تيره حاشيه، اندودي از زر تمام متن و تصوير را قاب كرده و ستون‌هاي شعر با خطوط زرين ترسيم شده‌اند؛ چشم خواننده از بيت به تصوير و از تصوير به بيت مي‌چرخد و همان پيوند ديرينه قدرت و خرد را تجربه مي‌كند. 
هر عنصر بصري، حامل مفهومي تاريخي است: خرد در سيماي بوذرجمهر، فرّه در مركزيت و تاج شاه، داد در تعادل تركيب، آز در غيبت خشونت و كم‌گويي و سنجيده‌گويي در سكوت همراه با شنيدن عالمانه و وقار حاضران.
اين برگ، نه صرفا يك اثر تزييني كه سندي از تداوم يك انديشه است. حلقه‌اي زرين كه سه عصر را به هم پيوند مي‌دهد: از دربار انوشيروان كه مزين به حكمت است، تا خردنامه فردوسي و از آن به كارگاه-كتابخانه ايلخاني در تبريز، شهري در مركز اقليمي كه روزگاري نگهبان آتش مقدس ايرانيان بود و در عهد نوادگان چنگيز با كتاب‌آرايي، خوشنويسي و نگارگري، پاسبان خرد ايراني و زبان فارسي شد.
پژوهشگر مطالعات هنر

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون