انسداد ارتباطات شكاف را عميقتر ميكند
سعيد اركانزادهيزدي
امروز هفتمين روز خاموشي ارتباطات اجتماعي و فردي در ايران است كه آن را بايد بسيار فراتر از مقوله قطع اينترنت در نظر گرفت. جامعه ۹۰ ميليون نفري ايران با قطع ارتباطات، تبديل به مجموعهاي از فردهاي منزوي و اتمهاي انساني از همگسيختهاي شده است كه تلاش ميشود با وسايل ارتباط جمعي بسيار سنتي و با روشهاي ارتباطي بسيار ابتدايي آنها را به هم پيوند زنند. در اين يك هفته، تمام كانالهاي ارتباطي جامعه يكسويه شدهاند و از هر شيوه ارتباطي كه بتواند فردها را به يكديگر متصل كند، جلوگيري شده است. اين اتفاق تبعات بسيار خطرناكي از نظر رواني و حتي جسمي بر تكتك افراد يك جامعه دارد و انزواي مهلك ارتباطي بيسابقهاي است كه هر چه بيشتر ادامه يابد، آثار ميانمدت و بلندمدتش عميقتر خواهد شد.
در اين بين، روزنامهنگاري حرفهاي ايران هم به محاق رفته است. مطبوعات و وبسايتهاي خبرياي كه همچنان در شبكه داخلي كشور در دسترس هستند و معمولا نگاهي غير از نگاههاي رسمي به رخدادها دارند، تقريبا عين همان سخنان و روايتهايي را تكرار ميكنند كه رسانههاي رسمي و وابسته به نظام حكمراني منتشر كردهاند. مردم ايران سوالات متعددي درباره اتفاقات يك هفته اخير دارند كه در رسانههاي رسمي پاسخي براي آنها وجود ندارد. روزنامهنگاران حرفهاي دستشان از نوشتن گزارشهاي ميداني كوتاه است. در نبود رسانههاي اجتماعي و انسداد اينترنت و ناممكن بودن رفتن به ميدان حوادث، روزنامهنگاري حرفهاي نميتواند به روايتهايي وراي روايتهاي رسمي كه از بالا به پايين منتشر ميشوند، دست يابد. بنابراين رسانههاي حرفهاي توان رفع نياز مردم را ندارند و مخاطبان به تنها منبع خبري كه روايتهايي غير از روايتهاي رسمي را منتشر ميكنند، سوق داده ميشوند: تلويزيونهاي ماهوارهاي. اين تلويزيونها نيز چون ارتباطشان با جامعه قطع است، امكان رفع كامل نيازهاي مخاطبان را ندارند.
سالهاست كه ايدهپردازان رسمي نظام حكمراني نظرياتي همچون جنگ روايتها را مطرح كردهاند، اما در تجربه يك هفته اخير، در عمل تنها يك روايت خبري از اتفاقات توليد شده و در اختيار مخاطبان گذاشته شده و انسداد كامل ارتباطات فردي و اجتماعي جامعه مانع دسترسي به روايتهاي ديگر درباره اتفاقات روز شدهاند. اما علوم ارتباطات نشان داده است اثرگذاري با ابزار رسانه و تاثيرگذاري بر مخاطباني كه تجربههاي ريز و درشتي را در كشوري مثل ايران از سر گذراندهاند، به همين راحتي نيست. اگر قطع ارتباطات ادامه يابد، تمام روايتهاي توليد شده و در دسترس مخاطبان ميتواند به يك كلان روايت ببازد: چرايي انسداد ارتباطات جامعه ايران. مخاطبان بيش از اينكه به محتواي روزنامهنگاري رسمي گوش فرا دهند و بخواهند اخبار بسيار رسمي و قالبگيري شده را مصرف كنند، به اين فكر خواهند كرد كه چرا پيامكهايشان قطع شده، چرا اينترنت ندارند، چرا حتي در پيامرسانهاي داخلي هم نميتوانند براي يكديگر پيام بفرستند، چرا نميتوانند به عزيزان خود در خارج از كشور زنگ بزنند، چرا حتي تلفن داخلي كشور در برخي ساعات شبانهروز قطع ميشود؟ روايت چرايي انسداد ارتباطات در جامعه ايران تمام آنچه روزنامهنگاري رسمي توليد كرده است را تحتالشعاع قرار ميدهد.
صد سال پيش در اوايل قرن بيستم، نظريات علوم ارتباطات ميگفتند پيام به محض اينكه به مخاطب برسد، مثل يك گلوله جادويي اثر خود را خواهد گذاشت و مخاطب آن را خواهد پذيرفت، اما حالا روشن شده است هرگز چنين نيست و در جريان رسيدن پيام رسانهاي به مخاطب و اثرگذاري بر او، اتفاقات بسيار پيچيده اجتماعي و فردي رخ ميدهد. پيامهاي رسانهاي براي اينكه بر مخاطب اثر بگذارند بايد با يكديگر رقابت و مخاطب را اقناع كنند.
اينطور نيست كه فرضا مخاطبان تلويزيون را روشن كنند و تمام محتواي آن را بپذيرند. با بستن دستهاي روزنامهنگاري حرفهاي و انسداد كامل ارتباطات فردي و اجتماعي جامعه، ورق ميتواند برگردد و بخش چشمگيري از مخاطبان ممكن است مقاومت كنند و محتواي تلويزيون را نپذيرند يا حتي آن را خاموش كنند تا پيام به آنها نرسد. در اين مواقع اثرگذاري ارتباطات چهره به چهره گروههاي كوچك مقياس مردم كه با يكديگر در ارتباط انساني هستند، ميتواند پررنگتر شود و مردم به شكل شفاهي با آميختن شايعات راست و ناراستي كه شنيدهاند به تفسير و تحليل اتفاقات بپردازند. نتيجهگيري از اين بحثهاي شفاهي در بين مردم ميتواند متفاوت از تفاسير رسانههاي رسمي باشد و به جايگزيني براي روايتهاي رسمي تبديل شود. بنابراين در وضعيت فعلي جامعه ايران، هر چه امكان كار براي روزنامهنگاري حرفهاي ديرتر فراهم شود و انسداد ارتباطات ديرتر پايان يايد، اين امكان وجود دارد كه ناباوري به روزنامهنگاري رسمي و دولتي عميقتر شود و مردم سراغ معدود رسانههاي جمعي باقيمانده يا گروههاي غيررسمي در دسترس خود بروند. وقت براي تصميمگيران به سرعت ميگذرد و هر روزي كه ارتباطات قطع باشد شرايط براي كارآمدي نظام رسانهاي ايران سختتر ميشود.