• 1404 سه‌شنبه 14 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6239 -
  • 1404 چهارشنبه 24 دي

مقصود فراستخواه در گفت‌وگو با «اعتماد»پیشنهاد می‌کند

راهکارهای عبور از مشکلات

حضور اپوزیسيون شريف ايراني باعث مي‌شود تا افراد ضد ملي نتوانند نقاب اپوزیسيون به چهره بزنند

مهدي بيك اوغلي

در علم روانشناسي مبحث مهمي درخصوص «عقده‌ها» و «بغض‌هاي فروخورده» وجود دارد كه عالمان علوم اجتماعي و سياسي از آن براي تفسير مطالبات مردم و نحوه پاسخگويي به آن بهره مي‌گيرند. مبتني بر اين نظريه گفته مي‌شود زخم‌هاي درمان نشده در روان آدمي در صورتي كه درمان نشوند از ميان نمي‌روند بلكه به ناخودآگاه پس زده مي‌شوند تا در موقعيت مناسب دوباره به سطح خودآگاه بازگردانده شود. در عرصه اجتماع و سياست هم مطالبات بر زمين مانده مردم به شكل اعتراضات و رفتارهاي انتقادي ظهور و بروز پيدا كرده و تا زماني كه اين مطالبات پاسخ داده نشوند هرگز از ميان نمي‌روند. رخدادهاي اعتراضي اخير، يك‌بار ديگر نشان داد كه راه‌حل عبور از مشكلات پاسخ دهي به مطالبات مردم و نه پس زدن آنهاست. مقصود فراستخواه، تحليلگر اجتماعي و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با «اعتماد» ضمن واكاوي ريشه‌هاي بحران اخير به زير پوست تحولات سرك كشيده و تلاش مي‌كند راهكاري براي عبور از مشكلات ارايه كند. مسير گفت‌وگو با فراستخواه از ريشه‌هاي اعتراضات اخير آغاز و به بحث اپوزيسيون ايراني تداوم يافت و نهايتا با عبور از ايستگاه‌هايي چون تحولات جهاني و منطقه‌اي و بايدها و نبايدهاي داخلي به راه‌حل‌ها رسيد. اين تحليلگر معتقد است، بدون مشاركت مردم و ايجاد رضايتمندي مردم، هرگز نمي‌توان ادعاي عبور از مشكلات را داشت. حتي اگر اعتراضات در ظاهر جمع شوند و براي مدتي آرامش حاكم شود.

    يك‌بار ديگر ايران آبستن حوادث تازه‌اي شد. به دليل مشكلات اقتصادي مردم اعتراضاتي را آغاز كردند اما در ادامه اين اعتراضات به خشونت كشيده شد. درباره رخدادهاي اخير چه مي‌توان گفت؟

اعتراض البته كه حق مردم است، اما بايد شرايطي را فراهم كرد كه مردم تنها در شرايط خاص و ناگزير از اين حق استفاده كنند. معتقدم كشور بايد به گونه‌اي اداره شود كه اصولا كار به اعتراضات خياباني كشيده نشود چون اگر سازمان اجتماعي و نهادهاي مدني كارآمدي براي مردم و گروه‌هاي اجتماعي وجود داشته باشد، اين نهادهاي اجتماعي و مدني مي‌توانند ظرفيت‌هاي قانونمند و مسالمت‌آميز را فراهم سازند تا به موقع و بهنگام و قبل از اينكه كار به جاهاي باريك برسد، مشكلاتي كه در جامعه وجود دارد در نهايت آرامش، ابراز شده و بسته‌هاي مطالباتي مردم به حاكمان منتقل شود. حكومت نيز كار درست را بايد انجام دهد، يعني اداره كشور را بهبود بخشيده و مطالبات مردم را محقق كند. اگر از اين نقطه بحثم را آغاز كردم به اين دليل است كه فكر مي‌كنم نقشه بزرگ اداره كشور، با ايرادات بسياري همراه است. به عنوان نمونه طي چند دهه اخير اپوزیسيون شريف و با كيفيت كشور نه تنها ارج نديده‌اند بلكه كنار گذاشته شدند. اين روند باعث شده به جاي اپوزیسيون ايران دوست و عاقل، طيف‌هاي ضد ملي، ضد ايراني و خشونت‌طلب عنان كار را به دست بگيرند. اپوزيسيون مدني كه ايران را دوست مي‌دارد و معتقد به رفتارهاي مدني است از دايره كنشگري خارج شد و پوپوليست‌ها و فرصت‌طلبان در جايگاه شريف اپوزیسيون نشسته‌اند. اساسا اپوزیسيون بخشي از منافع عمومي و مصالح عاليه يك سرزمين محسوب مي‌شود. اپوزیسيون بخشي از امنيت و حاكميت ملت است. اگر اين اپوزیسيون شريف تضعيف نشده و به انحاي مختلف حذف نشده بودند، خلأ فعلي هم ايجاد نمي‌شد. اين روند باعث شده تا الگوي اداره ايران پر تشنج و پر مساله شود.

    تجربه سال‌هاي اخير نشان مي‌دهد كه فروكش كردن اعتراضات مردم به معناي از بين رفتن آن نيست. سيستم چگونه مي‌تواند به گونه‌اي رفتار كند كه اعتراضات مردم به شكل واقعي فروكش كند؟

مولانا مي‌گويد«گندم انبار 40ساله كجاست؟»يعني اگر در انبار ما يك موش مزدور وجود ندارد، پس چرا اثري از گندم‌هاي انبار شده وجود ندارد؟ بايد ديد چرا اعتراضات در ايران هر از گاهي ظهور و بروز دارد؟ روزي به شكل اعتراضات سال 96، در ادامه به شكل اعتراضات بنزيني سال 98، سپس جنبش زن، زندگي و آزادي سال 1401 تار و پود جامعه را در مي‌نوردد و نهايتا در قالب اعتراضات دي 1404 نمايان مي‌شود؟ معتقدم بايد زخم اصلي را درمان كرد تا اعتراضات كاهش يابد.

    تا چه اندازه تحولات بين‌المللي و جهاني در بروز اين رخدادها نقش‌آفرين هستند؟ به هر حال امريكا و اسراييل رسما اعلام كرده‌اند براي متشنج كردن ايران برنامه‌ريزي كرده‌اند. 

ما در يك جهان بد و همراه با شرارت زيست مي‌كنيم. يك نظام جهاني بسيار شرارت‌بار وجود دارد كه تنها به زبان قدرت تكلم مي‌كند. اداره كردن كشور، همچنين حفظ ارتباط دولت-ملت در يك چنين جهاني عقلانيت بسياري مي‌خواهد. در يك چنين جهان پر شر و شوري، كشوري با 91 ميليون جمعيت با ديدگاه‌هاي متكثر و متنوع و كثرت آرا، عقايد، اقوام، زبان‌هاي مختلف (كه نقطه قوت جامعه ايراني است) به يك ارتباط قوي ميان دولت- ملت نياز دارد. گزارش‌هاي صندوق بين‌المللي پول (IMF) حاكي است كه توليد ناخالص داخلي كشورهاي بزرگ مثل امريكا و اروپا و كانادا سير نزولي جدي داشته است. اين سير نزولي تا 7درصد كاهش هم ثبت شده. اين نزول باعث افزايش رويكردهاي تهاجمي توسط غربي‌ها و جهان سرمايه‌داري عليه كشورهاي داراي منابع شده است. غربي‌ها مي‌خواهند از اين طريق با بحران‌هاي مالي خود روبه‌رو شوند. ترامپي شدن سياست و تحركات تهاجمي امريكا و اسراييل زاييده يك چنين جهاني است. امريكا از خريد و فروش سرزمين‌هاي آزاد صحبت مي‌كند و اسراييل به كشورهاي مختلف حمله مي‌كند. در جهاني كه تا همين چند سال قبل از دموكراسي صحبت مي‌شد از القاعده و داعش حمايت مي‌شود تا كشور سوريه را در دست بگيرند. در جهاني اينگونه كه حق به حقدار نمي‌رسد، روشن است اداره كشوري مانند ايران چقدر دشوار است. اداره اين كشور به نهايت عقلانيت، قدرت و مشاركت مردم نياز دارد. وگرنه ايران بلعيده مي‌شود. در يك چنين جهاني آشوبناك و چنين منطقه پر التهابي نمي‌توان با ايدئولوژي‌هاي تك‌بعدي ايران را اداره كرد. ايران به عقلانيت، همچنين رضايت عمومي نياز دارد تا بتواند گليم خود را از آب تحولات جهاني و منطقه‌اي بيرون بكشد. همه ايرانيان بايد در تصميمات كشور مشاركت داشته باشند. انتخابات بايد معناي واقعي خود را داشته باشد. اينكه نماينده مجلس كشوري مانند ايران، 5 الي 6 درصد راي واجدين شرايط را كسب كند يا دولتي روي كار باشد كه 50درصد واجدين شرايط در انتخابات آن شركت كرده باشند، نمايانگر واقعيت ايران نيست. وزير خارجه دولتي در حد و اندازه ايران بايد منادي صلح، تعامل و مدارا باشد و با همه طرف‌ها در حال گفت‌وگو و مذاكره باشد. بايد زمينه‌هاي مدني، ارتباطي و عقلانيت در اين كشور فراهم شود. وقتي اين عقلانيت و مشاركت وجود نداشته باشد يا كمرنگ باشد كار به بحران‌هاي پي در پي مي‌رسد. يك روز به نام حجاب و مهسا اميني، يك روز به نام بنزين و روز ديگر به نام ارز كشور دچار بحران مي‌شود و آرام و قرار را از جامعه و مسوولان مي‌گيرد. دولت هم در اين شرايط نمي‌تواند مطالبات مردم را به صورت حداكثري محقق كند. چرا كه هم ثبات در كشور وجود ندارد و هم طيف‌هايي در اين كشور چوب لاي چرخ دولت مي‌گذارند. 

    شما از ضرورت پويا كردن بخش ديپلماسي صحبت كرديد. در اين شرايط ديپلماسي ايراني چه مي‌تواند بكند و چگونه مي‌تواند از حجم مشكلات بكاهد؟

دولت و وزير خارجه دولت به اختيارات ويژه نياز دارند. رييس‌جمهور و دولتي‌ها بايد بدون نگراني از برخوردهاي سلبي افراطي‌ها بتوانند در بزنگاه‌ها به نفع مردم تصميم‌سازي و سياستگذاري كنند. وزير خارجه دولت هم اين روزها بايد به كشورهاي مختلف گسيل شود و با ابتكارات و خلاقيت روابطي با برخي كشورهاي ميانجي ايجاد كند تا ايران بتواند از مخاطراتي كه گرفتار آن شده، رها شود. از طريق عقلانيت ديپلماتيك ممكن است برخي مسيرهاي جايگزين براي ايران، باز و امكاني براي توليد بيشتر ثروت و فروش بيشتر نفت و كاهش تحريم‌ها فراهم شود. اين ثروت ملي هم نه براي تراستي‌ها و ذي‌نفعان بلكه بايد در اختيار توسعه پايدار كشور قرار گيرد. نابرابري‌ها بايد كاهش يابد تا حق دهك‌هاي محروم كه به دليل تحريم‌ها و تورم و فساد آسيب ديده‌اند، بيشتر از اين پايمال نشود. كساني كه مي‌خواهند كسب و كاري راه بيندازند با تورم فعلي نمي‌توانند كاسبي كنند. خود شما به عنوان روزنامه‌نگار و همكاران شما آيا مي‌توانيد صداي مردم دردمند را به گوش مسوولان برسانيد؟ نه تنها تورم و گراني بيداد مي‌كند بلكه اينترنت هم شرايط نامناسبي دارد و مردمي كه از طريق مشاغل آنلاين كار مي‌كردند بيكار شده‌اند. خلأ نهادهاي حزبي، انتخاباتي و حكمراني سياسي كارآمد باعث شده تا كشور به سمت بحران ‌هاي فزاينده و مستمر پيش برود. حتي اجازه داده نمي‌شود سازمان‌هاي مردم‌نهاد و مدني با يك قانون منصفانه و دموكراتيك و آزادمنشانه كار كنند. فرصت‌هايي براي گفتمان اجتماعي آنها فراهم نشده است تا صداي بي‌صدايان باشند و زبان‌بخشي كنند. وقتي صداي مردمان شنيده نمي‌شود و نهادهاي مدني به عقب رانده مي‌شود شرايط به سمت و سويي مي‌رود كه بحران‌ها از پي هم از راه مي‌رسند، خسارت مي‌آفرينند و دوباره به ناخودآگاه جمعي جامعه رانده مي‌شوند تا روزي دوباره كه به شكل بحران و اعتراض و تجمع اعتراضي ظهور و بروز يابند.

    آيا مشخص است كه مردم در اعتراضات دي‌ماه براي چه مطالباتي راهي خيابان شدند. آيا پاي مطالبات اقتصادي در ميان بود يا مطالبات اجتماعي و فرهنگي ؟ يا تركيبي از همه؟

تفكيك مطالبات مردم به مطالبات اقتصادي و سياسي و اجتماعي و...، نوعي مغلطه است. مردم مطالبات خاموش و آشكار متعددي دارند كه به يك كمپلكس و وضعيت پيچيده از مطالبات فرهنگي، محلي، مدني، اجتماعي و سياسي بدل شده است. مانند كوه يخي كه بخش اعظمي از آن زير آب است و نوك آن هر بار به شكل يك مطالبه بروز مي‌كند. اين مطالبات هم به اين دولت ارتباطي ندارد، طي سال‌ها اين ناترازي‌ها و مشكلات شكل گرفته و دولت چهاردهم وارث آن شده است. آيا حق مردم است كه با تورم چند ده درصدي زندگي كنند؟ آيا يك‌سوم مردم ايران بايد زير خط فقر باشند؟ آيا انصاف است كه طبقه متوسط ايران با فقر دست و پنجه نرم كنند؟ مجموعه مطالبات مزمن، تامين نشده و بغض‌هاي فروخورده مردم به شكل اعتراضات بروز و ظهور كرده. به دليل مشكلات ارزي و اقتصادي، وجه اقتصادي اين مطالبات بيشتر ظهور و بروز يافته، اما ساير مطالبات مردم هم در زير سطح ناخودآگاه جمعي جامعه وجود دارد و در انتظار فرصت است. بايد اين مطالبات را شناسايي كرد و به آنها پاسخ گفت. هرچند مسائل رفاهي و اقتصادي اين روزها پررنگ‌تر هستند اما در پس آن ساير مطالبات اجتماعي و فرهنگي و... جولان مي‌دهد. همين امروز در جامعه ايران مشكل به رسميت شناختن سبك زندگي، مشاركت طبقه متوسط، حذف عقلا و منتقدان نخبه و... وجود دارد. 

    يكي از ابهامات مهم در فضاي عمومي كشورمان، همین مساله اپوزیسيون ايران است. برخي رفتارهاي ضد ملي از سوي بخش‌هايي از اپوزیسيون بروز مي‌كند كه باعث تعجب عقلا و تحليلگران مي‌شود. كنشگري اپوزیسيون ايراني را چطور مي‌بينيد؟

چند روز پيش ديدم كه دكتر عبدالكريم سروش به نتانياهو نامه‌اي نوشته و تذكار داده كه مردم ايران خودشان به خوبي مي‌دانند كه چطور مطالبات خود را پيگيري كنند و دولت و حاكميت خود را نقد كنند. اين اپوزیسيون و منتقد شريف ايراني است كه طي دهه‌هاي گذشته آنقدر به او سخت گرفته شده كه جلاي وطن كرده است. در محيط‌هاي آكادميك كار مي‌كند اما دلش همواره با كشور و مردمش است. وظايف خود را در بحران‌ها، جنگ 12 روزه و... ايفا مي‌كند و ايرانيت خود را به رخ مي‌كشد. منظورم شخص خاصي نيست، حرفم اپوزیسيوني است كه دلسوز اين كشور و مردم است. بايد اين اپوزیسيون را ارج نهاد و حرفش را شنيد. در كنار اين گروه، طيف‌هاي ديگري كه بدخواه كشور و ملتند وجود دارند كه مدام بر آتش بحران‌ها مي‌دمند و تماميت ارضي براي آنها فاقد اهميت است. حاضرند به قيمت كسب قدرت كل ايران را فدا سازند. ما نيازمند يك الگوي سياسي كارآمد هستيم كه هدف نهايي‌اش اعتلاي ايران و ايراني باشد. امروز تمام دستگاه‌هاي تبليغاتي، اطلاعيه‌ها، صدا و سيما و... همگي تلاش مي‌كنند تا بحران را جمع كنند. تصور مي‌كنند با اين تصميمات مشكل كاملا حل مي‌شود. اما من به شما مي‌گويم براي حل اين مشكل بايد به مطالبات مردم پاسخ داد. اين عقده‌هاي اجتماعي هرچند در كوتاه‌مدت پس زده مي‌شوند اما بدون درمان اين مشكلات دوباره در بزنگاه ديگري به سطح مي‌رسند و نمايان مي‌شوند. 

    اگر قرار باشد خطاب به حاكميت، راهبردي براي حل مشكلات بدهيد چه پيشنهاداتي را مطرح مي‌كنيد؟

همه مي‌دانند اسراييل چه سيستم آلوده‌اي است. روشن است كه ترامپ هم چه فرد پوپوليست و فاسدي است اما ايران بايد بهانه به دست اين بدمست‌ها ندهد. خاطرم هست در زمان كودكي ما، افرادي در شهرها بد مست و قداره‌كش بودند. پدران و مادران ما به ما توصيه مي‌كردند با اين افراد درگير نشويم. ما نيازمند يك تجديد نظر اساسي در حكمراني هستيم. مردم بايد احساس كنند حرف‌هايشان توسط حاكميت شنيده شده. بايد يك اتاق گفت‌وگو ايجاد شود. نخبگان مستقل و منتقد كشور از اقوام و استان‌هاي دوردست تا پايتخت و... گرد هم آيند. در واقع نمايندگان مورد اعتماد جامعه در اين مجمع گفت‌وگو حضور يابند و راه‌هايي براي اصلاحات ساختاري ارايه شود. ايران به تنفس تازه در حوزه ديپلماسي، اقتصاد، فرهنگ و...نیاز دارد. حتي به نظرم مي‌توان براي موضوعات اساسي، رفراندومي با حضور دولت- ملت برگزار كرد و درباره معادلات اساسي از مردم طرح پرسش كرد. ما به يك وحدت تازه، توافق تازه و رويكرد تازه بين دولت- ملت نياز داريم. در سياست‌هاي خارجي، رفاهي و اجتماعي و... به بازانديشي و اجماع نخبگاني نياز داريم. البته همه اين اصلاحات در گروي حل ابرمعادله كشور در حوزه ديپلماسي و پايان دادن به تحريم‌هاست. اميدوارم اين احساس ميان حاكمان شكل نگيرد كه با جمع كردن مقطعي اعتراضات مطالبات مردم پايان يافته است. اين مطالبات تا زمان رفع كامل آنها باقي خواهد بود. دولت بايد شرف سياسي خود را گرو بگذارد و براي حل معادلات اساسي اقدام كند. اين زخم وارد شده به پيكره كشور و ملت نيازمند مرهم و درمان است. اگر بدانند...

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها