به بهانه روزهاي سخت مادريديستها
بياييد كمي رئال مادريد را سوژه كنيم
سامان سعادت
دو روز قبل و بعد از شكست رئال مادريد در فينال سوپركاپ اسپانيا ژابي آلونسو، سرمربي رئال مادريد كه با كلي اميد و آرزو روي نيمكت كهكشانيها نشسته بود اخراج شد تا اين تيم وارد بحران شود. به همين بهانه احساس كرديم شايد بد نباشد براي علاقهمندان به فوتبال و رئال مادريد انيميشني فوتبالي معرفي كنيم كه ديدنش خالي از لطف نيست. يك شهاب سنگ خيلي بزرگ از فضا ميآيد و با زمين برخورد ميكند. زماني كه انسانهاي نخستين روي كره زمين زندگي ميكردند. اما برعكس چيزي كه هميشه از برخورد شهاب سنگها با زمين انتظار داريم كه در واقع مختل كردن حيات و كشته شدن موجودات است، اين بار برخورد شهاب سنگ هديهاي براي زمينيها از طرف خدايان آورده كه ميتواند زندگيشان را متحول كند. يك توپ فوتبال.
اين ابتداي انيميشن جديد «Early Man» يا «انسان نخستين» است كه در سال 2018 اكران شده. انيميشني فوقالعاده بانمك و فانتزي كه شايد همه مخاطبان سينما و انيميشن را راضي كند، اما به فوتبال دوستان بيشتر ميچسبد. مخصوصا كساني كه تيم رئال مادريد برايشان مهم است؛ چه به لحاظ علاقه چه به لحاظ نفرت. چرا كه تمام قصه بر محوريت فوتبال بنا شده. از روزي كه آن شهاب سنگ با زمين برخورد ميكند و يك توپ فوتبال در سطح زمين ظاهر ميشود بلافاصله انسانهاي نخستين را به بازي وامي دارد تا انتهاي قصه كه فوتبال ميشود نجات بخش انسانهايي كه از خانه و زندگيشان بيرون شدهاند.
مثل بیشتر انيميشنهايي كه در سالهاي اخير ساخته شده چيزي كه در نگاه اول به چشم ميآيد، فضاي فانتزي و هجوآلود حاكم بر اثر است. تصور كنيد در جايي به اسم «منچستر» عدهاي انسان نخستين و غارنشين زندگي ميكنند كه هر روز به شكار خرگوش ميروند، بعد عدهاي آدم متمدنتر، آدمهايي كه از عصر سنگ عبور كردهاند و به استفاده از فلز رسيدهاند - به طور مشخص فلز برنز - ميآيند و زمينهاي غارنشينها را غصب ميكنند. آدمهايي كه بازي فوتبال را به عنوان يك امر مقدس بازي ميكنند، البته اين را به عوامالناس ميگويند و درواقع بازي كردنشان صرفا براي كسب پول يا همان برنز است. بعد قرار ميشود تيم غارنشينها با تيم «رئال برنزيا» بازي كنند و در صورت برنده شدن محل زندگيشان را پس بگيرند و در صورت شكست مجبورند بروند در معدن و بيگاري كنند.
با توجه به بريتانيايي بودن كارگردان اثر، انيميشن به صورت واضحي به طرفداري از انگليسيها در زمينه فوتبال ميپردازد. اول از همه اينكه فوتبال را نه آدمهاي متمدن عصر برنز كه اجداد غارنشينان اختراع كردند و به تمام قبایل دنيا آموزش دادهاند و دوم اينكه آنها كساني هستند كه فوتبال را با عشق بازي ميكنند، به خاطر خود فوتبال، به خاطر لذتش، نه مثل برنزيا به خاطر پول و ثروت. سوم اينكه بر خلاف برنزيا كه مثلا متمدن و پيشرفته هستند، اما اجازه بازي كردن دختران در زمين مقدس - زمين چمن بازي - را نميدهند. غارنشينان اين مساله را يك چيز حل شده ميدانند و از دو بازيكن زن در تركيب تيمشان بهره ميبرند. اما تمام اينها، نيش و كنايههايي كه مخصوصا به رئاليها ميزند (همانطور كه گفته شد اسم تيم آدمهاي متمدن اما غاصب و پولپرست رئال است و بازيكنانش فقط به فكر خودنمايي هستند و با اينكه خيلي باكيفيت هستند اما نميتوانند در قالب يك تيم كار كنند) باعث نشده مخاطب احساس بدي نسبت به قضيه پيدا كند. آنقدر كه انيميشن شوخ است و در كل نميخواهد خيلي چيزي را جدي بگيرد.
اگرچه در كل از لحاظ ساختار روايت، انيميشن حرف تازهاي براي گفتن ندارد و همچنان ميخواهد حامل پيامهايي مثل خودباوري، تلاش براي موفقيت، تيم بودن در مقابل فرديت و امثالهم باشد، اما آوردن داستان در بستر فوتبال باعث شده اثر جذابيتهاي ويژهاي پيدا كند. شوخيهايي كه بر مبناي فوتبال و بلد نبودن اين بازي توسط غارنشينان رخ ميدهد، بينهايت بامزه و جالب از آب در آمده. توجه به جزييات و رها نكردن كوچكترين موقعيتها براي ساخت فانتزي ازجمله موفقيتهاي تيم سازنده انيميشن «انسان نخستين» به حساب ميآيد. كاركترهاي جالب و فضاسازي و لوكيشنها و انتخاب تكنيك استاپ موشن براي روايت هم از ديگر ويژگيهاي مثبت انسان نخستين است.
با توجه به سال ساخت انيميشن و انتشار آن در نزديكي جام جهاني و همينطور عدم نتيجهگيري طولاني مدت تيم ملي انگليس در تورنمنتهاي معتبر، شايد بتوان ساخت اين انيميشن را تلاشي براي روحيه داده به سه شيرها براي كسب موفقيت دانست. در جايي از انيميشن شاهد هستيم كه رييس قبيله برنزيا قبل از مسابقه با تيم غارنشينان او را ميبرد به غاري تا تاريخچه فوتبال نياكان «داگ» كاپيتان تيم غارنشينان كه بر ديوارههاي غار حكاكي شده را به او نشان بدهد تا داگ و تيمش روحيهشان را ببازند. چرا كه تصويرگريهاي روي غار بهرغم اينكه نشان ميدهد آنها فوتبال را اختراع كردهاند، در عين حال نشان ميدهد كه بعدش اين ساير قبيلهها بودند كه فوتبال را دست گرفتند و مخترعان فوتبال هميشه چيزي جز شكست نصيبشان نشده. اتفاقي كه سالهاست براي تيم ملي انگليس دارد رخ ميدهد. داگ كه روحيهاش را با توجه به تاريخچهشان حسابي از دست داده تصميم ميگيرد از بازي كنارهگيري كند، اما با حمايت همتيميها و همقبيلهایهايش بالاخره بازي را برگزار ميكند و موفق ميشود به همراه دوستانش جام نمادين را بالاي سر ببرد و درّه زيبايشان را پس بگيرد.
فوتبال يك هديه الهي است كه از آسمان به زمين آمده براي بهتر زندگي كردن مردم. براي لذت بردن از آن. بازياي كه به اعتقاد سازندگان انيميشن انسان نخستين از حالت بدوي و اصيل خودش خارج شده و صرفا وسيلهاي شده براي پول در آوردن. حالا بايد آدمهايي بيايند و بازي واقعي را به نمايش بگذارند. آنها چه كساني هستند؟ انگليسيها؟