پنجشنبه 18 دي ماه، حدود ساعت 9 شب ستاره ايران در كهكشان راه ارتباطي افول كرد و چراغهاي رابطه خاموش شد . همه آناني كه نگاهشان به صفحه گوشيها، تبلتها و ساير وسايل ارتباط جمعي الكترونيك بود يا مشغول گفتوگو با يكديگر در دنياي مجازي بودند، ناگهان رشتههاي ارتباطيشان گسسته و نگاهشان به صفحههاي نمايشگر خشك شد. چندي نگذشت كه اپراتورهاي تلفن همراه هم يكي بعد از ديگري از دسترس خارج شدند و هر گونه روزنه ارتباطي بسته شد . هيچ كس نميدانست دقيقا چه اتفاقي افتاده و چه تصميمي گرفته شده است، اما برخي اميدوار بودند كه روز جمعه اين محدوديت برداشته شده يا دستكم، فضا براي برخي كسب و كارها فراهم شود . اين اميدواري چندان نپاييد و از آن روز تا زمان نگارش اين گزارش بيش از 120 ساعت است كه اينترنت سراسري قطع شده است و عمده رسانهها و روزنامهنگاران نيز از آن مستثني نيستند.
اختلال در شبكه زندگي
نخستين تركشهاي قطعي اينترنت به كانون خانوادههاي ايراني شليك شد؛ آنان كه عزيزي خارج از كشور دارند و بدون هرگونه اطلاع قبلي، ناگهان همه راههاي ارتباطيشان بسته شد . مينا چند روزي است كه از دو فرزندش كه هر كدام در گوشهاي از اين كره خاكي هستند، بيخبر است . مينا قرار بوده روز شنبه مادربزرگ شود و ذوق داشته كه از راه دور دستكم به كمك پيامرسانها از حال دختر و نوهاش باخبر شود. اما الان به جاي ديدن چهره و شنيدن صداي عزيزانش مدام با عكسهاي آنها حرف ميزند و براي خودش قصه ميبافد. بهار و رضا، دو هفته پيش از قطعي اينترنت براي ديدار با خانوادههايشان از اروپا به ايران آمدند و قرار بود شنبه همين هفته برگردند سر كار و زندگيشان. بليت به دست و چمدان بسته آماده بودند كه خبر رسيد برخي شركتهاي هواپيمايي خارجي پروازهايشان را لغو كردهاند. تا اينجا ماجرا چندان پيچيده نبود، اما دردسر از جايي شروع شد كه به دليل انسداد راههاي ارتباطي، مسافراني مشابه بهار و رضا نتوانستند از وضعيت پروازهاي جايگزين مطلع شوند و ناچار شدند با پرداخت هزينه مجدد يا از طريق دريا به يكي از كشورهاي همسايه بروند يا با پرواز داخلي خودشان را به تركيه برسانند و از آنجا به كشورهاي مقصد بروند. همه اينها در حالي است كه برخي مسافران به دليل تاخير در بازگشت، نگران از دست دادن موقعيتهاي شغليشان هستند.
اختلال در روند آموزش يكي ديگر از عوارض قطعي سراسري اينترنت است. هر چند امكان فعاليت در بستر اينترنت ملي مهياست، به دليل ضعف زيرساختهاي داخلي، اين بستر نيز با اختلالهايي روبهرو است . شبكه ملي «شاد» كه از دوران كرونا براي امور آموزشي دانشآموزان راهاندازي شد، دوباره اين روزها مورد استفاده قرار گرفته است. اما همين برنامه هم كاستيهايي دارد كه مهمترين آنها محدوديت زمان حضور و استفاده است. اگر فرزند دانشآموز داشته باشيد، متوجه شدهايد كه شاد هر روز ساعت 16 بسته ميشود و امكان رد و بدل كردن پيام عملا وجود ندارد. همچنين صرفا دانشآموز، معلم و مدير ميتوانند در بازه زماني تعريف شده و با احراز هويت در اين شبكه پيام ارسال كنند . به گفته يكي از معلمان اين محدوديت عملا بر كيفيت آموزشي تاثير منفي داشته و امكان نظارت بر فرآيند يادگيري دانشآموزان به ويژه در مقطع ابتدايي را محدود ميكند .
از سوي ديگر دانشجويان نيز دچار سردرگمي شدهاند هر چند بيشتر دانشگاههاي دولتي از نخستين روزهاي اعتراضات، امتحانات ترم را به تعويق انداخته و كلاسهاي درس را هم مجازي اعلام كردند، دانشگاه آزاد تصميم گرفت از روز 23 دي ماه آزمونهاي پايان ترم را از طريق سايت معرفي شده اين دانشگاه برگزار كند . اما به گفته چند دانشجو در شرايطي كه حتي در پيامرسانهاي داخلي مانند «ايتا» و «بله» امكان ارسال پيام وجود ندارد، عملا شرايط براي فرستادن برگههاي آزمون براي استادان نيز فراهم نيست . ضمن اينكه برخي استادان هم تا لحظه تنظيم اين گزارش نتوانسته بودند سوالات آزمون را در بستر تعيين شده بارگذاري كنند.
18 هزار ميليارد تومان خسارت در 90 ساعت
خان اختلال در زندگي روزمره را كه رد ميكنيم، ميرسيم به خان بعدي؛ كسادي كسب و كارهاي اينترنتي . گسترش روزافزون مشاغل خانگي، مستقل و خرد در بستر اينترنت و اقبال عمومي به خريدهاي اينترنتي به ويژه از دوران كرونا به بعد، يكي از پديدههاي اجتماعي - اقتصادي ايران بود. اما اين روزها صاحبان اين مشاغل و حتي كسب و كارهاي بزرگتر با مشكل جدي مواجه و متحمل زيانهاي قابل توجهي شدهاند. سايت خبري «ديجياتو» در گزارشي با استناد به دادههاي رسمي مقامات حوزه تجارت الكترونيك برآورد كرد كه «پس از گذشت 90 ساعت از قطعي اينترنت، خسارت اين قطعي حدود 18 هزار ميليارد تومان (135 ميليون دلار) است.»
همچنين در برآورد ديگري به استناد سخنان وزير ارتباطات در سيام تيرماه كه گفته بود: «در هر دو روز (در زمان جنگ 12 روزه) معادل يكهزار ميليارد تومان به اقتصاد ديجيتال كشور خسارت وارد شده» نتيجه گرفته است كه در همان 90 ساعت بيش از 2 هزار ميليارد تومان به حوزه اقتصاد ديجيتال زيان وارد شده است. اما اگر گزارش مركز پژوهشهاي اتاق بازرگاني را ملاك قرار بدهيم كه آبان سال گذشته درباره خسارت صرفا فيلترينگ منتشر شده بود، با يك حساب سرانگشتي متوجه ميشويم در حالت خوشبينانه ساعتي بين 53 ميليارد تا 161 ميليارد تومان به صنف ديجيتال خسارت وارد ميشود. خسارتي كه صرفا از محل فيلترينگ است و طبيعتا قطع كامل خسارتي بسيار بيشتر از اين مبلغ خواهد داشت.
مريم سالهاست در خانهاش ظروف سراميكي ميسازد. قطعي اينترنت فعاليت او را مختل كرده، زيرا عملا دسترسي به مشتريانش قطع شده و سفارشهايي كه بايد در زمان مشخص تحويل داده ميشده، بلاتكليف مانده است .
مريم ميگويد: «برخي سفارشها متعلق به مشترياني بود كه مسافر بودند و پروازشان انجام شده، اين يعني عملا من نتوانستم به تعهدم عمل كنم و ناچارم در اولين فرصت يا با پرداخت هزينه سنگين پست، سفارش را به آنها برسانم يا مبلغ دريافتي را عودت بدهم. در هر دو صورت ضرر بزرگي به كسب و كار من وارد ميشود.»
مريم البته كمي خوششانستر است، چون محصول توليدياش در دسته كالاهاي نسبتا با دوام جا ميگيرد. مرضيه وضعيت نگرانكنندهتري دارد، صاحب يك آنلاينشاپ خوراكي است و براي پنجشنبه و جمعه چند سفارش پخت غذاي مهماني داشته كه نتوانسته هيچ كدام را به مشتريانش تحويل بدهد. مرضيه ميگويد: «نشاني مشتريان را مانند گذشته در دايركت اينستاگرام نگه داشته بودم كه به محض قطعي اينترنت، از دسترس خارج شد. تلفنهاي همراه هم از كار افتاد و من ديگر نتوانستم با مشتريانم ارتباط بگيرم . خدا را شكر ميكنم كه هنوز پولي نگرفته بودم و شرمندگيام كمتر شد . اما هزينه مواد اوليه روي دستم ماند و حسابي ضرر كردم . فقط براي اينكه آن حجم غذا فاسد نشود، به يك مركز خيريه اهدا كردم.»
داستان كسب و كارهاي اينترنتي بزرگتر البته متفاوت است . روز 18 دي تا نيمههاي روز نوزدهم، تقريبا همه كسب و كارها مختل شدند . بعد از آن هم با وجود برقراري اينترنت ملي، همچنان برخي پلتفرمها دچار محدوديتند . به ويژه پلتفرمهايي كه امكان چت را داشتند، مثل پلتفرم انتشار آگهي «ديوار» كه بهطور كلي فيلتر شده و تا زمان تنظيم اين گزارش اين انسداد ادامه داشته است . همچنين سايتهايي با محتواي عمومي مانند «نيني سايت» نيز از دسترس خارج شدهاند؛ صرفا به دليل داشتن فضايي براي چت.
اما پلتفرمهاي سرگرمي و حوزه كتاب هم از اين محدوديت در امان نماندهاند. هر چند به ظاهر در بستر اينترنت ملي مشغول فعاليتند، اما به دليل قطع سرويس پيامك عملا نميتوانند كد اشتراك يا احراز هويت براي مخاطبانشان ارسال كنند و سيستم پشتيباني هم امكان پاسخ به تقاضاي مخاطبان را ندارد. عليرضا مشتري پلتفرم فيديبو است. او ميگويد: «پنجشنبه شب مشغول خريد يك جلد كتاب صوتي بودم كه اينترنت قطع شد. نميدانم تكليف سفارش من چه شده و تا الان هم (تا لحظه تنظيم اين گزارش) راهي براي پيگيري نداشتهام.»
امير بهداني، مديرعامل فيديبو ميگويد: «فيديبو به عنوان كتاب صورتي و الكترونيك كه اتفاقا ميتواند در اين مقطع زماني بيش از گذشته نقش آگاهيبخشي داشته باشد، به دليل قطع اينترنت فعاليتش مختل شده است. اصليترين راههاي ارتباطي ما از جمله سرويس معرفي كتاب، سرويس ارسال پيامك و... قطع و ارتباط با مخاطب دچار اختلال جدي شده است. پيشتر ميتوانستيم از طريق سرويس پشتيباني درخواستهاي مخاطبان را پيگيري كرده و در سريعترين زمان ممكن به آنها پاسخ بدهيم، اما در حال حاضر عملا اين امكان وجود ندارد. از سويي درگاههاي پرداخت بانكي نيز به دفعات دچار قطع و وصل و اختلال شدهاند.»
او ادامه ميدهد: «مهمترين موضوع براي كسب و كارهاي فعال در بستر مجازي ابهام در آينده اين شرايط و عدم قطعيت از زمان اتصال مجدد اينترنت است. اين بلاتكليفي موجب شده است كسب و كارهاي مشابه ما نتوانند تصميم مشخصي براي ادامه مسيرشان بگيرند. ضمن اينكه نميدانيم اساسا با چه نهاد، ارگان يا مسوولي مذاكره كنيم و تصور هم نميكنم در شرايط فعلي اگر پيشنهادي هم داشته باشيم، شنيده شود.»
به اعتقاد بهداني در صورت ادامه شرايط فعلي و قطعي اينترنت سراسري، تعطيلي كسب و كارهاي خرد و مستقل دور از ذهن نبوده و ساير كسب و كارها نيز متناسب با ميزان سرمايه، نيروي انساني، نوع محصول و ... يقينا شاهد ضرر و زيانهاي اساسي خواهند بود .
سيد مسعود مطلبيپور، معاونت فني پلتفرم تصويري «شيدا» نيز با اشاره به اينكه وضعيت اين روزها به دليل قطع سراسري اينترنت و سرويس پيامك، از دوران جنگ 12 روزه پيچيدهتر است، ميگويد: «در حالي كه پلتفرمهايي مانند شيدا ميتوانند در پر كردن زمان مردم در خانه موثر باشند، اما زمان بازديد (واچتايم) اين پلتفرم حدود 20 درصد افت داشته است . البته پخش زنده شبكه كودك ما حدود 50 درصد افزايش بازديد داشته كه احتمالا به دليل حضور بيشتر بچهها در منزل است.»
پلتفرم شيدا البته توانسته با رايزنيهايي كه داشته، سرويس ارسال پيامك خود را روي اپراتورهاي همراه اول و ايرانسل فعال كند .
اما به گفته نغمه دانشآشتياني، مدير روابط عمومي پلتفرم «فيلم نت»، ارتباط پيامكي اين پلتفرم با مخاطبان همچنان قطع است و بارگذاري ديتا نيز از آنجا كه حجم بالايي دارد با سرعت فعلي اينترنت عملا سخت شده است . دانش ميگويد: «هرچند زمان بازديد اين پلتفرم نسبت به دوران جنگ بالاتر رفته، اما اين لزوما مورد رضايت ما نيست، زيرا معتقديم فعاليت پلتفرمها در شرايطي مطلوب است كه همه مردم به اينترنت آزاد دسترسي داشته باشند.»
پلتفرمهاي خدماتي مانند «اچاره» اما علاوه بر نگراني بابت نحوه سرويسدهي به مخاطب، نگران وضعيت معيشت خدماترسانهايشان هم هستند . همچنانكه مائده اميني، مدير روابط عمومي اچاره ميگويد: «بسياري از متخصصان ما در حوزه نظافت منازل و اماكن از اقشار نسبتا ضعيف اقتصادي جامعه هستند و طبيعتا قطع اينترنت كه باعث كاهش سفارش كار شده است، مستقيما معيشت اين افراد را نشانه ميگيرد . هر چند همكاران ما از بدنه مردمي كه اين روزها با مشكلات اقتصادي- اجتماعي درگيرند، جدا نيستند، نميشود نسبت به وضعيتشان بيتفاوت بود.»
به گفته اميني در 5 روز قطعي اينترنت، اين پلتفرم بهطور متوسط 50 درصد كاهش تقاضا داشته و تنها در روز اول با 80 درصد كاهش تقاضا مواجه بوده است .
خاموشي چراغهاي رابطه
گره خوردن زندگي امروزه با اينترنت بر كسي پوشيده نيست، اما جزيياتي در اين ميان وجود دارد كه خيلي وقتها از چشمها پنهان ميماند . ارتباطات ميان فردي در بستر نت همان نكته ظريفي است كه اينبار بسيار از ذهن تصميمگيران دور مانده يا دستكم اينگونه به نظر ميرسد .
پس از قطعي اينترنت و از دسترس خارج شدن سايتها و پلتفرمهايي كه امكان چت در آنها وجود داشت، گروهي از شهروندان به سايتهايي كه فضايي براي انتشار پيام داشتند، مراجعه كردند به اين اميد كه شايد كسي با آنها گفتوگو كند . يكي از اين سايتها، «زوميت» بود كه كاربران در بخش كامنتها از تنهايي و ترسهايشان مينوشتند و به دنبال همكلام ميگشتند، اما زوميت هم به سرعت از دسترس خارج شد و زماني كه كاربران سراغ «زومان» رفتند، اين سايت نيز خيلي زود به محاق انسداد رفت . اما اين قطعي ارتباطات انساني در بستر مجازي و حتي در ساعاتي تلفني، يقينا تبعات رواني كوتاه و بلندمدتي خواهد داشت كه معلوم نيست آيا دغدغه مسوولان باشد يا خير؟
دكتر آزاده سهرابي، رواندرمانگر با دستهبندي گروههاي سني جامعه به سه دسته كودك، نوجوان و بزرگسال به تاثيرات رواني قطع اينترنت بر آنان ميپردازد و ميگويد: «از دوران كرونا، گروه سني كودك كه شامل بچههاي سنين دبستان و پايينتر هستند، به دليل آموزش غيرحضوري، حضور طولانيمدت در منزل و عمدتا تك فرزند بودن، بيش از پيش به وسايل ارتباطي الكترونيك و به ويژه اينترنت وابسته شدند . پس از آن تعطيليهاي پي در پي به دلايل مختلف از جمله آلودگي هوا، رخدادهاي 1401 و ... همچنان ادامه يافت و اين وضع علاوه بر اينكه به پايه آموزش آسيبهاي جدي وارد كرده، روي مهارت حضوري گروه كودك نيز تاثير منفي داشته است . به اذعان بسياري از متخصصان حوزه روانشناسي ميزان ADHD (بيشفعالي) و عدم تمركز در اين گروه سني بالاست و طبيعي است كه به همين دليل نميتوان بچهها را براي آموزش به مدت طولاني يكجانشين كرد . حالا اين معضلات آموزشي را بگذاريد كنار، قطعي كامل اينترنت كه خودمان به عنوان ابزار در اختيار بچهها قرار دادهايم، وقتي يكباره اين امكان را از كودك ميگيريم، او را دچار اضطراب و گيجي كرده، برايشان سوالهايي هم ايجاد ميكنيم . اگر من مادر بخواهم در پاسخ به او دروغ نگويم، اما واقعيت را متناسب با درك كودك به گونهاي كه برايش قابل فهم باشد، توضيح دهم چه بايد بكنم؟ كودك هر چند در اين سن فهمي از ساختار اجتماعي، سياسي ندارد، اما به خوبي متوجه اضطراب و تشويش والدين ميشود و اين اضطراب به سرعت به خود او منتقل خواهد شد.»
به گفته دكتر سهرابي، فضاي نوجوان متفاوت است. او درك انتزاعي دارد و در دوراني زيست ميكند كه براي هويتيابي از والدين فاصله گرفته و ميخواهد با همسالانش باشد .
سهرابي ميگويد: «حالا در اين شرايط ما همه راههاي ارتباطي او را با جمع همسالانش بسته و از آن جمع دورش ميكنيم . قطعا اين رفتار، نوجوان را عصبي و خشمگين ميكند . با توجه به اينكه ساختار روان اساسا به گونهاي است كه خشم را بايد به گونهاي درست مديريت كند وگرنه يا تبديل به افسردگي ميشود (زماني كه خشم را در درونمان پنهان ميكنيم) يا تبديل به پرخاشگري (وقتي برونريزي ميكنيم). اگر نوجوان نتواند پاسخ مناسبي كه متناسب سن و مقتضيات روحي و خلقياش است دريافت كند، عصبيتر ميشود . نوجواني اصولا دوره طغيان است . دوره هويتيابي است و اگر به اين موارد توجه نشود، يقينا احساس تعلق و هويتيابي آنان دچار خدشه شده و به سمت اين پرسش خواهند رفت كه ما اساسا اينجا چه ميكنيم؟ كه اين سوال مقدمه نااميدي و از دست دادن احساس هويت و تعلق است.»
دكتر سهرابي در ادامه به فضاي بزرگسالي و ابتداي جواني اشاره ميكند و ميگويد: «حس بزرگسال و جوان در چنين مواقعي عمدتا سرخوردگي و بلاتكليفي است و احساس ميكند كنترلي بر خود ندارد . اين روزها مراجعاني داريم كه پس از قطعي اينترنت به پرخوري عصبي مبتلا شدهاند . بزرگسال هر چند تلاش ميكند براي آنچه از دست داده جايگزين پيدا كند، اما عصبيت، نااميدي و خشم ميتواند چهره بيروني بگيرد و خشونت بيافريند . اين روزها صاحبان بسياري از مشاغل (فارغ از مشاغل اينستاگرامي يا مغازهاي) مانند مهندسان آيتي، پژوهشگرها و ... كارشان مختل شده است . مثلا من به عنوان درمانگر بدون اطلاع قبلي ارتباطم با مراجع تحت درمانم در خارج از كشور قطع شده و از حال او خبر ندارم، اما مطمئنم حس رهاشدگي براي بيمار من بسيار مخرب است.»
او تاكيد ميكند: «اينها تبعاتي است كه نميتوان به راحتي از كنارشان گذشت و بايد دقت كرد وقتي تابآوري از بين ميرود و فرسايش جاي آن را ميگيرد، فرسودگي به خشم منجر ميشود.»
داخل پرانتز
تا لحظه تنظيم اين گزارش تلاشها براي گفتوگو با چند نماينده مجلس، مسوولان حوزه وزارت ارتباطات و متوليان حوزه كسب و كارهاي اينترنتي ناكام ماند. در خصوص آمار دقيق خسارت به كسب و كارهاي اينترنتي و كاهش فروش نيز از اتحاديه مربوطه سوال شد كه هنوز آمار دقيقي براي انتشار آماده نشده بود .