• 1404 جمعه 10 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6241 -
  • 1404 يکشنبه 28 دي

«اعتماد» جزييات تنش ميان عربستان و امارات را بررسي كرد

ردپاي اسراييل در معماري جديد خليج‌‌فارس؟

حديث روشني

 تحولات اخير در جبهه‌هاي ميداني يمن، از شكاف‌هاي عميق استراتژيك ميان دو متحد اصلي خليج‌فارس، عربستان‌سعودي و امارات متحده عربي پرده برداشته است. درحالي كه فشارهاي ائتلاف براي خروج نيروهاي اماراتي پس از عمليات‌هاي نفوذي شوراي انتقالي جنوبي در جنوب، روابط رياض و ابوظبي را به نقطه جوش رساند، افشاي اطلاعاتي تازه درباره برنامه‌ريزي امارات براي ايجاد يك پايگاه نظامي در منطقه «عراده» با ظرفيت استقرار بيش از ۸۰۰ نظامي اسراييلي، بر اين آتش سياسي-امنيتي، هيزم جديدي ريخته است. 

اين دو رويداد يعني بحران يمن و همگرايي دفاعي جديد ابوظبي با تل‌آويو نشان مي‌دهد كه نظم منطقه‌اي متكي بر اتحاد، در حال جايگزيني با يك محيط رقابتي پرخطر است. حال نيز به نظر مي‌رسد سناريوي يمن، ديگر صرفا يك جنگ نيابتي عليه حوثي‌ها نيست؛ تبديل به ميدان نبرد نهايي بر سر تعريف آينده جنوب عربستان شده است. مداخله نظامي ائتلاف در سال ۲۰۱۵ با هدف بازگرداندن دولت مركزي آغاز شد، اما اكنون اهداف رياض و ابوظبي متفاوت شده و دو بازيگر روياروي هم قرار گرفته‌اند. 
در همين رابطه پيش‌تر نيز گزارشاتي منتشر شد مبني بر اينكه نيروهاي شوراي انتقالي جنوبي با پشتيباني عملياتي امارات، توانسته‌اند كنترل مناطق استراتژيك و غني از منابع مانند حضرموت و المهره را به دست آورند. اين پيشروي، از ديد رياض، يك اقدام تحريك‌آميز و در عين حال تجزيه‌طلبانه بود. عربستان، كه همواره بر وحدت سرزميني يمن تاكيد دارد، واكنش تندي نشان داد. از طرفي حمله به محموله دريايي در بندر «المكلا» كه منابع عربستاني آن را مرتبط با تسليحات امارات دانستند، نقطه اوج اين تنش شد و با خروج نيروهاي اماراتي دنبال گرديد.

ريشه‌يابي تضاد منافع دو پادشاهي
در همين رابطه برخي ناظران مدعي‌اند اختلاف ميان عربستان و امارات، نه تنها تاكتيكي، بلكه ساختاري است. عربستان نگران تبديل شدن مرزهاي جنوبي‌اش به يك منطقه بي‌ثبات و تحت نفوذ قدرت‌هاي منطقه‌اي رقيب (حتي در قالب يك جنوب خودمختار) است. به ادعاي گروهي از تحليلگران اين نگراني احتمالا ريشه در اولويت حفظ ثبات مرزي و مهار نفوذ و قدرت ايران در مرزهاي خود دارد. در مقابل، امارات، كه منافعش بر ژئواكونومي و امنيت خطوط دريايي (باب‌المندب و درياي عرب) متمركز است، يك جنوب نيمه‌خودمختار تحت حمايت خود را براي تامين منافع اقتصادي بلندمدت، كارآمدتر مي‌داند. اين تفاوت در تعريف «امنيت ملي» بين دو كشور، اتحاد قديمي را از درون متلاشي كرده است.

پازل امنيتي امارات در سايه تنش با رياض
همزمان با اوج‌گيري بحران در يمن، افشاي طرح امارات براي احداث پايگاه نظامي در منطقه «عراده» با ظرفيت استقرار بيش از ۸۰۰ نظامي اسراييلي، ابعاد تنش را از سطح يمن فراتر برده و بحراني ژئوپليتيك را رقم زده است. اين اقدام، كه مستقيما پس از توافق ابراهيم ۲۰۲۰ شكل گرفته، در فضاي فعلي متشنج ميان دو كشور، پيامي دوگانه دارد. اين كنش نشان مي‌دهد كه ابوظبي در حال پيشبرد يك استراتژي دفاعي مستقل است كه اولويت‌هاي آن لزوما با محاسبات امنيتي عربستان هم‌راستا نيست. تقويت حضور نظامي اسراييل در نزديكي مرزهاي جنوبي خليج‌فارس، چالشي جدي براي محاسبات امنيتي عربستان‌سعودي، به ويژه در زمينه موازنه قوا در منطقه، محسوب مي‌شود. همين گزاره نشان مي‌دهد كه امارات در حال فاصله گرفتن از چارچوب سنتي ائتلاف‌هاي خليج‌فارس و حركت به سمت ايجاد يك محور امنيتي خاص خود با قدرت‌هاي جديد منطقه‌اي است. اين تحول، عمق نفوذ اسراييل در استراتژي دفاعي امارات را علني مي‌كند و رياض را در موقعيت دشواري قرار مي‌دهد. به باور گروهي از تحليلگران، دوگانگي استراتژيك حاكم بر منطقه، پيامدهاي گسترده‌تري براي شوراي همكاري خليج‌فارس دارد. طبيعتا در شرايط كنوني اختلاف ميان عربستان و امارات شكاف‌ها ميان اعضاي اين نهاد را عريان‌تر كرده و همزمان همكاري‌هاي امنيتي حساس امارات با اسراييل، مشروعيت اين شورا به عنوان يك بلوك واحد را تضعيف مي‌كند. در چنين شرايطي به باور گروهي از تحليلگران ساير اعضا مانند كويت و عمان ناچار خواهند شد ميان وفاداري‌هاي سنتي و منافع عملي خود در فضاي جديد، توازن برقرار كنند. در اين ميان گروهي از ناظران بر اين باورند كه شرايط فوق براي بازيگري چون ايران در يمن فرصت‌ساز است تا از شكاف‌ها استفاده كرده و ائتلاف حامي خود يعني حوثي‌ها را قدرتمند‌تر كند. همزمان، اين وضعيت مي‌تواند زمينه‌ساز تعميق روابط امارات با قدرت‌هاي جهاني غيرغربي، به ويژه در حوزه نظامي و فناوري، باشد، زيرا ابوظبي به دنبال تضمين‌هاي امنيتي فراتر از ائتلاف‌هاي سنتي است. پيامد سوم مي‌تواند پيچيدگي امنيتي دريايي باشد. بدين شرح كه هرگونه بي‌ثباتي پايدار در يمن، مستقيما امنيت دريايي حاكم بر تنگه باب‌المندب را تهديد مي‌كند؛ شرياني حياتي براي تجارت جهاني كه براي عربستان و امارات نيز از اهميت حياتي برخوردار است. 

از رقابت تا رويارويي مستقيم
در شرايط كنوني گروهي از تحليلگران سه مسير محتمل را براي مديريت اين وضعيت پيش‌بيني مي‌كنند: سناريوي گسست سرد و بلوك‌بندي منطقه‌اي؛ از منظر آنها اين محتمل‌ترين سناريو است، چراكه در صورت تحقق آن روابط ديپلماتيك حفظ خواهد شد، اما همكاري‌هاي استراتژيك به‌شدت كاهش مي‌يابد. امارات توسعه روابطش با اسراييل و بازيگران غيرسنتي را در اولويت قرار داده، در حالي كه عربستان بر پروژه‌هاي داخلي و سياست‌هاي منطقه‌اي مستقل (شايد با رويكردي نرم‌تر به ايران) متمركز خواهد شد. اين امر عملا منطقه را به دو حوزه نفوذ تقسيم مي‌كند كه در آن رقابت بر سر جذب شركاي تجاري و سياسي شدت مي‌گيرد. سناريوي دوم همگرايي اجباري تحت فشار خارجي است به شكلي كه اگر قيمت نفت به‌شدت سقوط كند يا اگر فشارهاي اقتصادي ناشي از عدم هماهنگي در اوپك‌پلاس ادامه يابد، هر دو كشور (پادشاهي و امارات) مجبور به عقب‌نشيني تاكتيكي خواهند شد. در اين حالت، منافع اقتصادي مشترك (تامين ثبات بازار) بر اختلافات سياسي موقت غلبه كرده و منجر به توافقي موقت بر سر يمن و محدود كردن فضاي مانور براي همكاري‌هاي خارجي خواهد شد. سناريوي سوم نيز تقابل مستقيم در يمن است؛ در بدترين حالت، مداخله مستقيم عربستان براي خنثي كردن پيشروي نيروهاي شوراي انتقالي جنوب مي‌تواند به درگيري نظامي مستقيم بين نيروهاي نيابتي دو كشور منجر شود. اين امر به معناي پايان رسمي ائتلاف و ورود منطقه به يك دوره بي‌ثباتي شديد خواهد بود كه مي‌تواند پادشاهي سعودي را از اهداف كليدي چشم‌انداز ۲۰۳۰ منحرف سازد.

آزمون خليج‌فارس
با اين همه گروهي از كارشناسان مدعي‌اند بحران يمن، ديگر صرفا يك جنگ داخلي نيست، بلكه تبديل به ميداني براي تقابل پروژه‌هاي هويتي و استراتژيك دو قدرت منطقه‌اي شده است. حمايت امارات از نيروهاي شوراي انتقالي جنوب، در مقابل ملاحظات امنيتي عربستان، نشان داد كه صبر متحدان استراتژيك به پايان رسيده است. همزمان، انتشار اخبار مرتب با استقرار پايگاه‌هاي نظامي اسراييل، نشان‌دهنده تعهد ابوظبي به يك استراتژي مستقل و جديد امنيتي است كه نيازمند بازتعريف همه قراردادهاي نانوشته منطقه است. همزمان هستند گروهي كه معتقدند راه خروج از بن‌بست حاكم مستلزم آن است كه رياض و ابوظبي ابتدا در پشت درهاي بسته به درك مشترك از اهداف نهايي خود دست يافته و وادار به پذيرش اين واقعيت شوند كه منافع ملي آنها ديگر به ‌طور كامل همسو نيست. اين وضعيت، پيچيده‌ترين آزمون براي رهبري خليج‌فارس در دهه‌هاي اخير است و شكست در مديريت آن، هزينه‌هاي سنگيني را بر ثبات كل خاورميانه تحميل خواهد كرد.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها